خط صینی: تعامل مشترک هنر خوشنویسی اسلامی و چینی علی محمد سابقی مقدمه: اگر ابداع حروف و نوشتن را (در هر زبانی) به عنوان اولین اختراع بزرگ فرهنگی آن به پذیریم، آنگاه خوشنویسی دومین اختراع بزرگ فرهنگ چین به شمار می¬رود که بر کاراکتر¬های چینی استوار است. هنر خوشنویسی، از هنر¬هایی است که در میان گنجینه¬های غنی هنر چینی، از جایگاه ممتازی برخوردار است. هنرمند خوشنویس می تواند با استفاده از قلم مو و از طریق شکل دادن به کاراکتر¬های چینی، ایده¬های زیبا، سبک هنری، تفکر و احساس، شخصیت و حالات روحی و روانی خود را یکجا و در یک خط بیان کند. بیش از 3000 سال طول کشید تا هنر خوشنویسی در چین شکل گرفته، توسعه یافت و گسترش پیدا کرد. در واقع، خوشنویسی هنر فاخری است که بخش مهمی از فرهنگ سنتی چین و برخی دیگر از فرهنگ¬ها از جمله فرهنگ و هنر اسلامی را به خود اختصاص داده و از جایگاه ممتازی برخوردار است. مسلمانان چین نیز در قرن سیزدهم میلادی، از تلفیق این دو هنر، سبک جدیدی از خط و هنر خوشنویسی را بنام «خط صینی» ابداع کردند که ظرافت و زیبایی آن اگر چه هنوز برای مسلمانان و خوشنویسان جهان اسلام ناشناخته مانده، ولی برای مسلمانان این سرزمین بخشی از نماد هویت دینی و فرهنگی است. جایگاه و ویژگی خوشنویسی در فرهنگ چین دو جنبه از هنر خوشنویسی چینی آن را از سایر هنر¬های خوشنویسی متمایز می¬کند: طبیعت کاراکتر چینی و استفاده از قلم مو. ساختار کاراکتر¬های چینی، که هر کدام فضای مربعی را اشغال می¬کنند، و مفاهیم ضمنی غنی آن¬ها این کاراکتر¬ها را به ابزار ایده¬آلی برای خوشنویسی تبدیل کرده است. روانی و قابلیت انعطاف و ارتجاعی قلم مو از آن¬ها ابزار مناسبی برای ایجاد سبک¬های قابل تغییر خوشنویسی درست کرده است. خطی که با حرکت قلم مو ایجاد می¬شود ممکن است ذائقه¬های متفاوتی از سبک نوشتن را به وجود بیاورد. این سبک تنها با قلم مو است که امکان شکوفایی و خلاقیت را پیدا می¬کند. انواع و اندازه¬های مختلف کاراکترها نیاز به قلم مو¬های مختلف و متنوعی دارند. در خوشنویسی چینی سه عامل دخیل است: 1- قابلیت مانور دادن. این امر نیازمند چالاکی و مهارت در کنترل قلم مو، حرکت علمی انگشتان، بازو و بدن و کاربری مؤثر جوهر است. قلم مو بایستی برای حرکت درست روی کاغذ با سرعت مناسب و نیروی مورد نیاز، سریع یا آهسته، سبک یا سنگین، با به سمت بالا کشیدن یا پایین آوردن تیزی قلم برای شکل دهی سبک¬های متنوع، برش میانی و یا جانبی، یا پنهان و آشکار کردن نقاط کنترل شود. خطوط باید با قدرت نوشته شوند، حس مفهومی بروز دهند، مثل رگ¬ها، استخوان¬ها، خون و جسم بدن انسان. 2- ساختار. این موضوع مربوط به طراحی و اسکلت حالت¬ها و به کار بستن حرکت قلم مو است. این موضوع بر ساختار متعادل، فراز و فرود، سرکش گذاشتن و ایجاد فرو رفتگی، رو به بالا حرکت کردن و وارونه شدن، کناره داشتن، احساس تهی کردن، پوشش دادن، و زیاد و کم کردن تأکید می¬کند، تا تلفیقی از حرکت-های هر کاراکتر سرشار از سرزندگی وهیجان باشد. 3- سبک. این موضوع به ذوق و سلیقه، سبک و کیفیت کار هنر مند خوشنویس مربوط است. این جنبه نیاز به بیان ماهرانۀ احساس ترکیب زیبایی در قالب و در کیفیت کار دارد تا بتواند در نتیجه¬ی الهام بخشی خالق اثر، تجسم درخشانی داشته باشد. قابلیت انعطاف قلم مو و ساختار، تکنیک¬هایی هستند که برای خلق زیبایی در قالب و کیفیت به کار برده می¬شوند. ولی سبک، نشان دهندۀ تخصص و چیرگی خالق اثر جدای از دستاورد او در خوشنویسی است. سبک مهمتر از همه چیز است، ولی نمی-تواند از زیبایی در شکل و محتوا جدا باشد. یک اثر زیبای خوشنویسی باید دارای هر دو جنبه باشد. خوشنویسی چینی محصول 5000 سال فرهنگ چین است. در طول تاریخ، تعداد خیلی زیادی از خوشنویسان پدید آمده اند. افرادی همچون وانگ¬شی¬جی (379-321 میلادی) و پسرش وانگ¬شیان¬جی (386-344 میلادی) متعلق به دوران سلسلۀ جین شرقی(420-317 میلادی). اویانگ شون (641-557 میلادی)، چوسویلیانگ (658-596 میلادی)، یان جِن چینگ (784-708 میلادی) و لیو گونگچوان (865-778 میلادی) در دوران سلسلۀ تانگ(907-618 میلادی). جانگ شو و خووَی سو (785-725 میلادی) هم متعلق به دوران سلسلۀ تانگ. سوشی (1101-1037 میلادی)، خوانگ تینگ جیان (1105-1045 میلادی) و می فِی (1107-1051 میلادی) عصر سلسلۀ سونگ( 1279-960 میلادی). در دوران چینگ(1911-1644 میلادی)، خوشنویسان به دو مکتب تقسیم شدند: مکتب خوشنویسی حکاکی روی سنگ و مکتب خوشنویسی کتابت روی کاغذ. یو یوو رِن(1964-1879 میلادی) هر دو مکتب را یکی کرد تا مکتب جدیدی درست کند. تمام این هنرمندان خوشنویس هر کدام سبک خاص خود را داشتند: سبک«زیبایی با طراوت طبیعی» وانگ¬شی-جی، سبک «زیبایی زمخت و خشن» یان جِن¬چینگ، سبک«زیبایی تازه و روشن» می فِی و خوانگ تینگ جیان، سبک «زیبایی همراه باطراوت و ظریف» جانگ شو و خووَی سو و سبک «زیبایی مرموز و ناهنجار» سوشی و جِنگ بانچیائو (1765-1693 میلادی). تاریخ درخشان خوشنویسی و دستاورد نسل¬های مختلفی از این خوشنویسان، بخش مهمی از تاریخ فرهنگ چین را شکل می¬دهند. در طول تاریخ، فلسفه تأثیر فوق العاده¬ای¬ در خوشنویسی چینی گذاشته است. یین و یانگ در نظریۀ تغییرات، نظریۀ اعتدال کنفوسیوسی، نظریۀ راه طبیعت طریقت تائویی، و اشراق ناگهانی آیین بودایی فرقۀ چان، مراقبه و تزکیۀ نفس، همگی اثر و نشان عمیقی در زیبایی شناسی خوشنویسی گذاشته اند. می¬توان گفت که ایده¬های سنتی رسمی فلسفی، خوشنویسی چینی را تغذیه کرده¬اند. و خوشنویسی، به شکل هنر، مفاهیم ایده¬های فلسفی سنتی را به کار بسته، و خوشنویسان عبارت¬ها و جملات ترکیبی زیبای این مکاتب فلسفی را کپی کرده¬اند. بنابر این، خوشنویسی نوعی ارایۀ آثار ادبی هم بوده است. از این طریق مردم از زیبایی خوشنویسی و ادبی یکجا بهره-مند می¬شدند. به عبارت دیگر، خوشنویسی چینی، ترکیبی از زیبایی نقاشی و موسیقی و رقص است. جلال و شکوه آهنگ موسیقی، حالات رقص و طرح¬های نقاشی را با هم یکجا دارد. شکل، کیفیت، حالت، سبک و منطق را با هم در آمیخته، تا ماهیتی انتزاعی برای ایجاد احساس پایداری از زیبایی بسازد. خطاط احساس و آرزوهایش را به وسیلۀ قلم مو بی نهایت خلاصه و مختصر بیان کرده و اغلب چند کلمه با یک حرکت قلم نوشته می¬شود. به وضوح می-توان حالات مختلف روحی نویسنده را در جریان قلمش، مثل جریان شدید آب مشاهده کرد . تاریخ ورود اسلام به چین(651 میلادی) اسلام، یکی از سه دين مهم جهان، در اواسط قرن هفتم میلادی و درست سه دهه پس از پا به عرصه¬ی وجود گذاشتن آن در شبه جزیره¬ی عربستان، وارد چین شد. در عین حال باید اذعان کرد¬ که، سرگذشت هیچ¬یک از جوامع مسلمان در سرتاسر جهان، به اندازۀ پیشینۀ جامعۀ مسلمانان چین ناشناخته و گمنام نیست. دلیل این واقعیت نیز بعد مسافت و دوری جامعۀ مسلمانان این کشور از مرکزیت جهان اسلام، اجرای سیاست¬های منزوی کردن مسلمانان توسط حاکمان چینی از اواخر قرن هفدهم تا پایان دهۀ هفتاد از قرن بیستم، دشواری یاد گیری زبان چینی و عدم توانایی پژوهشگران اسلامی در استفاده از متون تاریخی چین و کمبود اطلاعات و نا آشنایی اندیشمندان و مسلمانان جهان از وضعیت و شرایط زندگی مسلمانان بوده است . شايد دليل مشخص نبودن ميزان دقيق جمعيت مسلمانان اين كشور هم ناشي از همين عوامل باشد. آمار رسمي دولت چين شمار مسلمانان را حدود 23 ميليون نفر ولي آمارهاي غير رسمي تعداد آن¬ها را بين 50 تا 70 ميليون نفر برآورد كرده¬اند كه براي اثبات يا رد آن دلايل متقني وجود ندارد. اگرچه در اسناد و مدارک تاریخی چین و جهان اسلام هیچ سند معتبری که تاریخ دقیق ورود اسلام به چین را ثبت کرده باشد تا کنون به دست نیامده است، ولی براساس کتاب تاریخ دوران سلسله¬ی تانگ، نخستین هیئت رسمی دیپلماتیک خلافت اسلامی، در سال 651 میلادی(سال 30 هجری)، همزمان با دومین سال از حاکمیت امپراتور یونگ خوی از سلسله¬ی تانگ، برای ابلاغ پیام خلیفه¬ی سوم عثمان ابن عفان، وارد شهر چانگ¬اَن پایتخت امپراتوری چین شد. لذا، اغلب مورخان چینی، و به تبع آنان سایر مورخان، تاریخ ورود این هیئت را مبدأ ورود اسلام به چین تلقی کرده و هنوز کار پژوهشی و علمی دقیق دیگری برای اثبات يا رد این مسئله، نه در چین و نه در جهان اسلام و یا اروپا صورت نگرفته است. براساس اسناد تاریخی اولا، گسترش اسلام در چین یک روند طولانی تاریخی 700 تا 800 ساله را پشت سر گذاشته تا کاملا جا افتاده و ریشه دوانده است. ثانیا، این روند مسالمت آمیز و دوستانه و از طریق تجارت و بازرگانی بوده و هیچگونه تبلیغ مستقیم یا اجباری برای پذیرش این دین در میان اهالی چین وجود نداشته است. براساس اسناد و مدارک تاریخی، اسلام از دو مسیر زمینی از شمال غرب و دریایی، از طریق سواحل جنوب شرق چین، یعنی همان مسیرهای معمول تجارت و بازرگانی تجار ایرانی و آسیای غربی، به این سرزمین وارد شده است. مسیر خشکی(زمینی) از ایران آغاز و با عبور از مناطق آسیای مرکزی از منطقه¬ی سین کیانگ چین عبور کرده و در امتداد مسیر جاده¬ی ابریشم وارد سرزمین و شهرهای داخلی چین هم¬چون چانگ¬اَن و لویانگ گردیده است. مسیر دریایی نیز از بنادر مختلف خلیج فارس شروع و با عبور از اقیانوس هند و تنگه¬ی مالاکا در نهایت به بنادر چین در سواحل جنوبی این کشور منتهی ¬شده است. در این نوشته¬های تاریخی به نحوه¬ی رفت و آمد و اسکان بازرگانان ایرانی و عرب در چانگ¬اَن پایتخت چین و در شهرهای ساحلی هم¬چون گوانگجو، یانگجو، چوانجو یا همان زیتون، خانگجو، کَی فَنگ و لویانگ نیز اشاره شده است . اوج حضور مسلمانان در دوران حاکمیت سلسلۀ یوان در عصر سلسله¬های تانگ و سونگ، مسلمانان در بنادر تجاری و شهرهای بزرگ چین از موقعیت ویژه¬ای برخوردار شدند. حتی برخی از آنان در پست¬های مهم دولتی، به ویژه در بخش¬های تجاری و بندری و کشتیرانی، گمارده شده بودند. همین شرایط مناسب اجتماعی زمینه را برای موج مهاجرت بیشتر مسلمانان به چین و اقامت در این سرزمین را تا حدودی فراهم ساخته بود. این وضعیت در دوران حاکمیت مغول¬ها نیز ادامه یافت و با ورود مهاجران جدید بر شمار مسلمانان افزوده شد. اما این مهاجران دیگر مثل اسلاف خود خارجی مقیم شناخته نمی شدند. آنان اگرچه از مناطق و کشورهای متفاوتی وارد چین شده بودند و از نظر نژادی با یکدیگر متفاوت بودند، اما اکثرا در یک نکته مشترک بودند و آن این که همه تحت استثمار مغولان و به عنوان اسیر و غنیمت جنگی مجبور به ترک دیار خود شده و راهی چین شده و دیگر امیدی به بازگشت به سرزمین مادری را نداشتند. در چنین شرایطی، به دست آوردن فرصت اسکان همیشگی و رهایی از وضعیت نابسامان کنونی آرزو و خواست قلبی آن¬ها بود. افزایش شمار مسلمانان در چین با ورود سربازان مسلمان جدید که به عضویت سپاهیان مغول در آمده و به اختیار و اجبار وارد سرزمین چین شدند به اوج خود رسید. براساس برخی از نوشته های تاریخی چین، تعداد سربازان، صنعتگران، مدیران دیوانی، هنرمندان و صاحب منصبان مسلمانی که همراه مغول¬ها وارد سرزمین چین شدند، بیش از 300 هزار نفر برآورد شده است. آن¬ها سعی می کردند با ارایه¬ی خدمات برجستۀ هرچه بیشتر به فاتحان مغول، برای خود موقعیت بهتری به دست آورند. در اسناد تاریخی چین از این نظامیان مسلمان به عنوان جنگاوران و سلحشوران شجاع نام برده شده است. پیروزی مغول¬ها در چین با همکاری و جان¬فشانی این سربازان و تشکیل سلسلۀ قدرتمند یوان، زمینه برای توسعۀ سیاسی و اقتصادی و تجارت خارجی بیش از گذشته فراهم شد. همۀ این عوامل شرایط مناسبی برای توسعۀ بیش از پیش اسلام در شرق به وجود آورد. هفت قرن حضور بی هویت مسلمانان در چین از زمان ورود اسلام به چین در قرن هفتم میلادی تا پایان حاکمیت سلسلۀ تانگ و پس از آن روی کار آمدن سلسله¬های سونگ و یوان، مسلمانان در عین سکونت طولانی مدت در چین و داشتن روابط تجاری و اقتصادی و حتی حضور برخی از شخصیت¬های مسلمان در هرم قدرت و داشتن پست و مقام درباری، هرگز خود را شهروند چینی ندانسته و خود را جزیی از امت اسلامی و شهروند جهان اسلام تلقی می¬کردند. این افراد اغلب در محله¬های خاصی در داخل و یا بیرون شهرها ساکن شده و در برخی از موارد نیز با استفاده از تسامح دولتمردان چینی، در بافت محل سکونت خود چینی¬ها اقامت گزیده و در کنار مردم عادی زندگی می¬کردند. در این محله¬های مهاجر نشین خارجی که فان¬که( محلۀ خارجیان) خوانده می¬شد، قوانین و مقررات اجتماعی و قضایی و فرهنگی و دینی خاص مسلمانان حاکم بوده و اغلب قاضی¬القضات و امام جماعت مسلمان(شیخ الاسلام) توسط خود مهاجران انتخاب و با تأیید حاکمان چینی بر مسایل داخلی آنان نظارت و مشکلات و اختلافات آن¬ها را حل و فصل می-کردند . این محله¬ها نخستین محل زندگی گروهی و هسته¬های اجتماعی اولیۀ مسلمانان در چین به شمار می-روند که افزون بر محل سکونت، هویت اجتماعی و فرهنگی آنان نیز براساس اعتقادات دینی شکل می¬گرفت و این جوامع کوچک همیشه خود را جزیی از امت بزرگ اسلامی و جهان اسلام می¬دانستند نه جامعۀ چینی که در آن زندگی می¬کردند. در این محله¬ها که به صورت کلونی¬های مجزا بودند، مسجد محور زندگی اجتماعی بود و خانه¬های مسلمانان در اطراف مسجد بنا شده و روابط اجتماعی خانواده¬های مسلمان حول محور مسجد و به¬صورت بسته و محدود در میان خودشان تنظیم می یافت. برخلاف دادوستد تجاری آن¬ها که اغلب با چینی¬های غیر مسلمان بود، آنان از نظر اجتماعی و خانوادگی به خاطر تفاوت فرهنگی و رعایت مسایل شرعی و دینی، هیچ رابطه¬ای با غیر مسلمانان نداشتند. تمامی مسایل آموزشی، دینی، قضایی، و تأمین مواد غذایی، این جوامع خود انزوا و محدود مسلمان توسط خودشان تأمین می¬شد و نیازی به ارتباط با جامعۀ چینی اطراف خود نداشتند. حتی امامان جمعه و جماعت و مبلغان و معلمان آموزشی آن¬ها نیز از کشور مبدأ می¬آمدند . زبان ارتباطی میان این جوامع، اغلب زبان مادری خودشان(فارسی-عربی) بود و نیازی به آموختن زبان چینی هم نداشتند. به عبارت دیگر، در طول چند قرن اسلام و مسلمانان در چین حضور داشتند ولی هرگز هویت چینی نداشته و خود را شهروند چینی نمی-دانستند. آغاز حاکمیت سلسلۀ مینگ؛ تعارض هویت سرزمینی و فرهنگ دینی مسلمانان در چین جانشین¬های مغولان، به مسلمانان به خاطر موقعیت بالایی که در رژیم گذشته داشتند، به عنوان حامیان، خدمتگزاران، و عوامل رژیم گذشته نگاه کرده و آن¬ها را غریبه¬های خائن تلقی می¬کردند. به ویژه این که مسلمانان افزون بر داشتن عقاید و فرهنگ متفاوت، از زبان گفتاری و نوشتاری غیر چینی(فارسی-عربی) استفاده کرده و نه تنها زبان چینی نمی¬دانستند، بلکه برای فراگیری آن و همسان شدن با فرهنگ چینی هم تلاش نمی¬کردند، چون دل در گرو امپراتوری بزرگ اسلامی داشته و خود را جزیی از امت جهانی اسلام می¬دانستند و همیشه در آرزوی تبدیل چین به یک کشور اسلامی به سر می¬بردند. لذا در آغاز روی کار آمدن سلسلۀ تازه تأسیس مینگ، مسلمانان بر سر دوراهی سرنوشت سازی قرار گرفتند. رژیم جدید، با هدف پاک¬سازی فرهنگ سنتی چین از فرهنگ¬های بیگانه و سیاست همگون سازی، به مسلمانان اولتیماتوم داد که ضمن حفظ اعتقادات اسلامی خود، بایستی شهروند چینی بودن و تبعات آن از جمله فراگیری و تکلم به زبان چینی و داشتن اسامی چینی و پذیرش فرهنگ اجتماعی و مخلوط شدن با مردم چین را پذیرفته و مثل سایر شهروندان این کشور تابع قوانین و مقررات امپراتوری باشند، در غیر این¬صورت، باید هرچه زودتر خاک چین را ترک و به سرزمین¬های آباء و اجدادی خود بازگردند. با چنین اولتیماتومی بود که حضور طولانی مدت و تاریخی اسلام و هویت دینی و فرهنگی مسلمانان در این کشور با خطر جدی رو به¬ رو شد. از یک¬سو، سنت شکنی چندین قرن گذشته و کنار گذاشتن سبک و سیاق زندگی نیاکان برایشان سخت بود، و از دیگر سو، خطر از دست دادن هویت دینی و اسلامی و بازگشت به کشور اجدادی که چندین قرن از آن به دور بوده¬اند و رها ساختن دستاورد¬های فرهنگ اسلامی که با مشقات فراوان و طی قرون متوالی به دست آمده بود، امری ناممکن به ¬نظر می¬آمد. نوعی تضاد میان هویت دینی و هویت شهروندی. مسلمانان که به فرهنگ و آداب و رسوم دینی خود افتخار کرده و به آن می¬بالیدند، به هیچوجه حاضر به پذیرش فرهنگ چینی به قیمت از دادن فرهنگ اسلامی نبودند. آغاز عصر جدید و پذیرش شهروندی چینی از سوی مسلمانان. در چنین شرایط حساس، مسلمانان با اتخاذ تصمیمی هوشمندانه، هم از دین و فرهنگ اسلامی و افتخارات گذشتۀ خود حراست کردند، و هم جایگاه سیاسی-اجتماعی به دست آمده در دوران سلسله¬های پیشین به ویژه دوران سلسلۀ یوان را حفظ کردند. آن¬ها با اتخاذ موضعی میانه و متواضعانه، و با پذیرش آن دسته از فرهنگ سنتی چین که با اعتقادات دینی مسلمانان مغایرتی نداشت، خود را با سیاست جدید حاکمان مینگ تطبیق داده و با ایجاد تغییراتی ظاهری در رفتار اجتماعی خود، جامعۀ در اقلیت مسلمان را با جامعۀ مسلط چینی و فرهنگ کنفوسیوسی هماهنگ ساختند. مسلمان چین با اتخاذ سیاست همزیستی با جامعۀ اکثریت غیر مسلمان چینی و کنار آمدن با فرهنگ سنتی کنفوسیوسی، به عنوان عضوی از جامعۀ متنوع قومی و مذهبی این کشور، از سوی حاکمان سلسلۀ مینگ و چینی¬ها به رسمیت شناخته شد. توسعۀ اسلام و افزایش جمعیت مسلمانان در عصر مغول¬ها و رسمیت یافتن آن در اوایل دوران مینگ، فضای لازم را برای تثبیت جایگاه شهروندی مسلمانان در این کشور و آغاز زندگی و همزیستی مسالمت آمیز به وجود آورد. آن¬ها ضمن انجام فرایض و اعمال دینی و حفظ و توسعۀ فرهنگ اسلامی، به احساسات و عواطف ملی و فرهنگ سنتی چینی¬ها نیز احترام می¬گذاشتند. حاکمان مینگ نیز دیگر نسبت به مسلمانان تبعیضی روا نداشته و محدودیتی را برای آن¬ها اعمال نمی¬کردند. با قطع روابط تجاری میان چین و جهان خارج، به ویژه جهان اسلام و کاهش رفت و آمد تجار ایرانی و عرب به سرزمین چین، مسلمانان با اتکا به جامعۀ خود، باب مراوده را با جامعۀ چینی بیش از گذشته باز کردند. چینی¬ها نیز از قطع ارتباط مسلمانان این کشور با جهان اسلام و پذیرش شهروندی چین خوشحال و خرسند شده و به آن¬ها دیگر به چشم غریبه و تهدید نگاه نمی¬کردند. فراگیری زبان چینی و بومی شدن اسلام پس از سقوط سلسلۀ یوان، مسلمانان از جایگاه حاکمیتی جدای از جامعۀ چینی تنزل کرده و به عنوان شهروندان چینی در جامعۀ این کشور ادغام شده و دیگر غریبه و یا خارجی به شمار نمی¬رفتند. اقلیتی که از نظر نژادی با نژاد و زبان اکثریت «خَن » همگون ولی از نظر اعتقادی متفاوت و مسلمان بودند. در چنین شرایطی آثار هنری ایرانی- اسلامی که پیشتر نشانه و نماد مسلمانان خارجی بود و بصورت نسخه¬های خطی و اقلام فرهنگی سرامیکی و چوبی و فلزی تولید شده بود دیگر خیلی مورد توجه نبود، چون که مسلمانان نژاد «خویی» به دربار مینگ تمایل بیشتری پیدا کرده و زمینه را برای خلق و ابداع و توسعۀ هنر اسلامی، به ویژه خوشنویسی، با سبک و ذائقۀ چینی فراهم ساختند. در واقع، پس از قرن چهاردهم میلادی بود که نوعی زیبایی شناسی اسلامی با رنگ و بو و ذائقۀ چینی در میان مسلمانان به وجود آمد و تلفیق آثار هنری با مفاهیم اسلامی با سبک و سیاق هنر چینی پا به عرصۀ وجود گذاشت. در این آثار ترکیبی اگرچه جنبه¬های هنر چینی بیشتر بود، اما عناصر فرهنگ سرزمین¬های اسلامی در آن¬ها بیشتر و نمایان¬تر به نظر می¬رسید. هنرمندان مسلمان چینی سبک جدیدی از هنر خوشنویسی اسلامی را با اقتباس از آثار سنتی تائویی، بودایی و کنفوسیوسی را با اهداف اسلامی ابداع کردند. در این آثار به جای ستایش ارواح نیاکان، حمد و ستایش پروردگار و نعت پیامبر اسلام بیان می¬شد و این رویه تا قرن بیستم ادامه داشت. پیدایش خوشنویسی اسلامی ( خط صینی)، با استفاده از تکنیک هنر خوشنویسی چینی روابط بینافرهنگی ایران با تمدن¬های بزرگ پیرامونی در دورۀ اسلامی و پیش از آن، زمینه ساز تعاملات گسترده ای در حوزۀ هنر بوده است. بی شک دستاوردهای مادی و معنوی تاریخ بشر حاصل هم¬افزایی دانش و پژوهش اندیشمندانی است که با همفکری و هم اندیشی خود به نشر دستاوردهای خود پرداخته و به رشد و فضایل انسانی جوامع بشری کمک نموده¬اند. در قرون اولیۀ ورود اسلام به چین، آثار هنری از جمله خوشنویسی اسلامی مورد استفادۀ مسلمانان، بیشتر به سبک مناطق مبدأ مهاجرین مسلمان از ایران، آسیای مرکزی و خاورمیانۀ عربی بود که نمونه¬های باقی مانده از آن¬ها را می¬توان روی سنگ قبرهای مسلمانان و یا مساجد قدیمی چین مشاهده کرد. با قطع ارتباط مسلمانان با سرزمین¬های اسلامی، سبک و هنر خوشنویسی اسلامی در چین نیز شاهد تغییرات اساسی بود. از قرن هفتم تا چهاردهم میلادی و از دوران پیش از سلسلۀ مینگ، آثار هنری خاصی از مسلمانان که رنگ و بوی چینی داشته باشند، به جز برخی آثار خوشنویسی مساجد و سنگ قبر مسلمانان، در دست نیست. در این دوران مسلمانان اغلب آثار هنری از جمله خوشنویسی مورد نیاز را از سرزمین¬های آباء و اجدادی خود به همراه می-آوردند و اگر هم در داخل چین تولید می¬شد متأثر از سبک هنری کشورهای اسلامی بود و خبری از تولید آثار خوشنویسی با ذائقۀ چینی وجود نداشت. در واقع می¬توان ادعا کرد که آغاز استفاده از سبک خوشنویسی چینی از اواخر قرن چهاردهم است که نوعی مظاهر و ظرایف هنری با سبک خاص پا به عرصۀ وجود گذاشته و مفاهیم و عناصر فرهنگ اسلامی کم کم با ترکیب و اقتباس از آثار و سبک هنر چینی، سبک تازه ای از هنر اسلامی به وجود می¬آید. به عبارت دیگر، با آغاز دوران حاکمیت سلسلۀ مینگ (1368 تا 1644 میلادی) به ویژه در دوران حاکمیت امپراتور جِنگ¬دِ ( 1505 تا1521میلادی) که طبق برخی از اسناد تاریخی مسلمان شده و با دختر مسلمانی ازدواج نموده بود، زمینه برای شکل گیری و شکوفایی هنرهای اسلامی، از جمله هنر خوشنویسی، فراهم شد. ساخت اشیاء سفالین و ظروف چینی با لعاب آبی و سفید همچون گلابدان، گلدان، بشقاب، بخوردان و ... که منقش به گل و مرغ و آیات و نوشته¬های دینی به زبان عربی و فارسی بود و در کشورهای اسلامی مشتریان زیادی داشت نیز متعلق به دوران همین امپراتور جِنگ¬دِ است که امروزه به عنوان ارزشمندترین و گرانترین اشیای سفالین و ظروف چینی در جهان مشهور است. رنگ آبی و کبالت این ظروف هم از ایران وارد می¬شد و به آبی مسلمانی یا آبی محمدی شهرت داشت. خوشنویسی صینی، تلفیقی از هنر خوشنویسی اسلامی و چینی و نماد هویت مسلمانان چین از سنت هنر خوشنویسی چینی این است که کلمات و واژه¬های کوتاه اغلب چهار واژه¬ای را با خط خوش نوشته و در بالای سر درب ورودی ساختمان¬ قصرها و معابد و مکان¬های عمومی می¬آویزند. مسلمانان نیز با استفاده از همین سنت، با نوشتن و خطاطی کلمۀ بسم الله و یا عبارت شهادتین و آیات قرآن و احادیث نبوی سر درب ورودی و یا دیوارهای داخلی مساجد را تزیین می¬کردند. در واقع، مسلمانان این کشور افزون بر کتابت قرآن و آیات قرآنی، در نگارش با خط صینی بر ستون¬ها، کتیبه¬ها، تابلوهای سردرها، حاشیۀ داخلی شبستان¬ها، زیارتگاه-ها، عبادتگاه¬ها و مساجد، هنر برجسته¬ای را به کار برده¬اند که از نظر زیبایی، ظرافت و استحکام خط ارزش بسیاری داشته و بلحاظ ترکیب تلفیقی از خوشنویسی خط عربی و ویژگی هنر چینی به شمار می¬رود. حتی خانواده¬های مسلمان به ویژه در مناطق شهری و روستایی معمولا در اغلب خانه¬های مسلمانان چین، بر اطراف تالارها و اتاق¬های اصلی، یکی از دیوارهای داخل منزل و سالن پذیرایی خود را به خوشنویسی اسلامی اختصاص داده و آن را به تابلوها و طومارهای آویخته بر دیوارها، به آیاتی از کلام الله مجید که با اسلوب بسیار زیبای خط صینی نگاشته شده آراسته می¬کنند که در هر بیننده احساس پر شوری از علاقه و احترام به زیبایی هنر خوشنویسی دینی به وجود می¬آورد. حتی نقوش سنتی هنر چینی که در اغلب آثار نقاشی و خوشنویسی مورد استفاده قرار می¬گرفت، مانند نقوش ابرها، گل و مرغ، در آثار اسلامی نیز تکرار می¬شود. به عبارت دیگر، هنر خوشنویسی چینی و خوشنویسی اسلامی در چین به نحوی با هم تلفیق شده¬اند که به نظر می¬رسد این دو فرهنگ به ظاهر متفاوت و متضاد فقط در هنر است که میتوانند در یک اثر هنری بصورت مسالمت آمیز و زیبا در کنار هم قرار گرفته و با وام گرفتن از یکدیگر مکمل هم باشند. از دیگر ویژگی¬های خوشنویسی اسلامی صینی، خط نویسی بصورت تصویر است. تصویر سازی با کلمات البته نه بصورت تصاویر انسان و حیوان، بلکه به شکل گل، منظره، و حتی شمشیر دو دم ذوالفقار. در واقع، سبک خوشنویسی اسلامی(صینی) سبک منحصر به فردی است که هم زیبایی هنر خوشنویسی چینی و هم منعکس کنندۀ احساسات دینی مسلمانان این کشور و گنجینۀ هنری مشعشع مسلمانان این کشور است که از نیاکان خود به ارث برده¬اند. اوج هنر خوشنویسی اسلامی در تزیین محراب و داخل شبستان مساجد هنرمندان مسلمان چین، از نظر اعتقادی، همچون سایر همکیشان خود در سایر سرزمین¬های اسلامی، که مجاز به تصویر سازی از حیوانات و جانداران نیستند، کمال هنر خود را در تزیین مساجد به کار گرفته و عبادت گاه-های اسلامی که به زبان چینی «عباد¬تگاه دین پاکیزه» نامیده می¬شود، به انواع هنرهای مجاز به ویژه هنر خوشنویسی در سبک¬ها و قالب¬های گوناگون مزین ساخته¬اند. آثار خوشنویسی در مساجد چین به پنج صورت خوشنویسی با قلم مو روی کاغذهای مخصوص و بصورت طوماری، کتابت روی پارچه¬های ابریشمین، حکاکی روی سنگ، نقر روی تخته¬های چوبین همراه با تزیینات، و نوشته¬های روی ظروف سفالین انجام می¬شد. مسجد جامع شهر شی¬اَن گنجینه¬ای از هنر خوشنویسی دوره¬های مختلف تاریخی مسجد جامع شهر شی¬اَن، از بزرگترین مساجد قدیمی این کشور است که در طول قرن¬ها از آن به خوبی حفظ و نگهداری شده است. این مسجد که بنا به قولی از قدیمی¬ترین مساجد چین محسوب و ابتدا در سال 742 میلادی یعنی سال 121 هجری ساخته شده و در قرن چهاردهم میلادی و در بیست و پنجمین سال حکومت سلسلۀ مینگ بصورت کنونی بازسازی شده است، به خاطر به کار گیری مؤلفه¬های معماری کاخ ها و بناهای معابد چینی در آن، بیشتر به یک معبد بودایی شباهت دارد و تنها فرق آن با یک معبد بودایی که معمولا ساختار آن شمالی جنوبی است، موقعیت جغرافیایی این مسجد شرقی غربی است تا محراب آن در انتهای غربی شبستان اصلی به سمت قبله قرار گرفته باشد. این مسجد با مساحت تقریبی 12 هزار متر مربع، روی زمینی به ابعاد 48 در 248 متر ساخته شده و حیاط¬های تو در توی آن در یک محور طولی با عمارت معبد مانند با کاربرد اسلامی تطابق یافته است. چهار حیاط تو در توی آن هریک دارای یک درگاه ورودی است که یکی پس از دیگری نمازگزاران را به شبستان اصلی در طرف غربی ساختمان اصلی هدایت می¬کند و اینک به خاطر معماری خاص آن به یک مقصد مهم گردشگری در چین تبدیل شده است. حیاط اول این مسجد دربرگیرندۀ یک طاق چوبی 9 متری است که با کاشیکاری¬های خیره کننده پوشانده شده است. در مرکز حیاط دوم یک طاق سنگی با دو ستون اطراف آن قرار دارد. در یکی از ستون¬های آن اثر خوشنویسی از یک خطاط مشهور از سلسلۀ تانگ قرار دارد و در ستون دیگر خطاطی از سلسلۀ مینگ هنرنمایی کرده است. این خطاطی¬ها به علت ویژگی¬های بسیار قدرتمند خود، به عنوان یکی از بزرگترین گنجینه¬های هنر خوشنویسی چین درنظر گرفته می¬شود. در محوطۀ ورودی سومین حیاط، سالنی قرار دارد که در داخی آن ستون¬های بسیاری از آقار دوران باستان نگهداری می¬شود. زینت بخش این حیاط، ساختمان کوشک مانندی است که از آن به عنوان مأذنه یا به قول مسلمانان این کشور «بانگ»، که همان واژۀ فارسی اذان است، استفاده می-شود. در چهارمین حیاط مجسمۀ یک ققنوس قرار داشته و عمارت اصلی مسجد که دربرگیرندۀ شبستان اصلی با گنجایش یک هزار نفر نماز گزار است، در انتهای غربی آن به سمت مکه واقع شده که از نظر زیبایی و قدمت و استفاده از انواع هنرهای تزیینی که از نظر اسلام منعی ندارد، مانند خوشنویسی و نقاشی¬ و تذهیب و... به شاهکاری ماندگار تبدیل شده است. مسجد اصحاب در شهر چوانجو و مسجد نیوجیه در شهر پکن نیز دارای مجموعه¬هایی غنی و ارزشمند از انواع خطاطی و خوشنویسی¬های قدیمی اسلامی است که متعلق به چندصد سال پیش بوده و آیات قرآن روی سنگ و چوب حکاکی و خوشنویسی شده است. جنگ¬های داخلی و انقلاب فرهنگی چین(1966 تا 1976) دوران فاجعه آمیز نابودی آثار اسلامی اغلب آثار باقیمانده از دوران سلسلۀ مینگ و اوایل سلسلۀ چینگ، در اغتشاشات و شورش¬ها و مهاجرت¬های اجباری مسلمانان در درون سرزمین چین و خارج از این سرزمین همچون قزاقستان، میانمار، تایلند، و تایوان از میان رفتند. آنچه هم که از این حوادث سالم مانده بودند، در دوران به اصطلاح انقلاب فرهنگی(1966 تا 1977 میلادی) به دست گاردهای سرخ مائو از بین رفتند. آثار کاغذی، ابریشمی و چوبی به آتش کشیده شد در حالی که آثار نوشته و حکاکی شده روی سفال و سنگ خرد شده و از بین رفتند و آثار برنزی نیز در دیگ¬های ذوب فلز طرح صنعتی کردن مائو نابود گردیدند. عصر اصلاحات، آغاز شکوفایی هنر خوشنویسی اسلامی و ظهور هنرمندان خوشنویس «صینی» در یکی دو دهۀ اخیر، چند تن از علمای دینی و ائمۀ جمعه و جماعات که با هنر خوشنویسی «صینی» از قبل آشنایی داشته و تحت تعلیم هنرمندان مشهور خوشنویسی اسلامی و چینی این هنر را آموزش دیده¬اند، اقدام به احیای این هنر زیبا و مدرن سازی آن پرداخته¬ و با ایجاد مؤسسات آموزش هنر خطاطی به علاقمندان و ارتباط با مراکز هنرهای شرقی در کشورهای اروپایی، به معرفی خوشنویسی و سایر هنرهای سنتی مسلمانان چین به جهان پرداخته¬اند که معرفی دو نفر از آنان در پی می¬آید. 1- خوشنویس معاصر آقای حاج عبدالحکیم یا لیو جینگ¬ای : وی 87 سال سن داشته و امام مسجد است که از کودکی به هنر خوشنویسی علاقمند بوده است. از ویژگی¬های آثار او تلفیق حروف و کلمات عربی با معانی چینی آن¬ها در خوشنویسی است که کار او را از سایر خوشنویسان مسلمان چینی متمایز کرده است. وی از جوهر خشک برای حفظ تأثیر حالت پروازی فضاهای سفید در اثر هنری خود استفاده می-کند، در حالی که زاویه¬های نیمه مثلثی شکل و پایان قوی حروف عمودی وی بیانگر استفاده از قلم نی در کتابت است. از دیگر خصوصیات هنر وی استفاده از شکل طوماری و فرمت دو خطی در آثارش می-باشد که نشانگر بهره گیری از هنر خوشنویسی چینی است. از دیگر ویژگی کار حاج عبدالحکیم استفاده از انواع مختلف خطوط نوشتاری چینی است که اثر وی را زیبا و دلپذیر نموده است. نمایشگاه آثار وی تا کنون در کشورهای مختلف از جمله پاکستان، قطر، عربستان سعودی و... برگزار شده است. 2- حاج نورالدین یا می گوانگ جیانگ ، یکی دیگر از خوشنویسان مسلمان چینی است که تا حدودی شهرت جهانی پیدا کرده است. وی تقریبا همان سبک خوشنویسی چینی را که از زمان اختراع جوهر در چین به وجود آمده حفظ کرده است. وی می¬گوید: « خوشنویسی اسلامی گوهری است که از نیاکان ما به یادگار مانده و امروزه نیز در جامعۀ مسلمانان چین تلألو و جلا یافته است». حاج نورالدین در سال2009 در شهر جِنگجو اقدام به راه اندازی مؤسسۀ آموزش هنرهای اسلامی نمود و تا کنون شاگردان زیادی را در این رشته تربیت کرده است. وی در کنار آموزش هنر خوشنویسی صینی، اقدام به جمع آوری و حفظ آثار قدیمی باقیمانده از دوران¬های گذشته نموده و با ارتباط گیری با مجامع و مؤسسات هنری جهان، برای معرفی سبک و تاریخ هنر خوشنویسی سنتی مسلمانان چین تلاش می¬کند. گفتنی است که بزرگترین مجموعۀ خوشنویسی صینی در خارج از چین اینک در شهر کوالالامپور مالزی نگهداری می¬شود. مجموعه های کوچکتری نیز توسط مجموعه داران خصوصی در شهرهای کپنهاگ، دوحه و نیویورک چمع آوری شده است. احداث مساجد جدید به سبک معماری عربی؛ تهدید آثار هنری مساجد قدیمی پس از اجرای اصلاحات چین در سال 1979 و باز شدن راه برای سفر مسلمانان به خارج از کشور جهت ادامۀ تحصیل علوم اسلامی، صدها نفر از علاقمندان به تحصیلات دینی به کشورهای اسلامی از جمله عربستان سعودی رفته و با اندیشه¬های وهابی آشنا شدند. آنان پس از فارغ التحصیلی و بازگشت به چین اندیشه¬های وهابی را به عنوان سوغات سفر همراه آوردند. این دانش آموختگان، مساجد قدیمی را که با معماری چینی و آثار هنری اسلامی و خوشنویسی صینی تزیین شده بودند را به عنوان آداب و رسوم کفر آمیز که از اندیشه¬های غیر دینی بودیسم و کنفوسیوس متأثر شده¬اند مورد حمله قرار داده و به تخریب آن¬ها کمر همت بسته و با پول اهدایی سعودی¬ها و دیگر کشورهای متأثر از این تفکر، تحت لوای بازسازی و نوسازی مساجد، این بناهای زیبا و تاریخی که تلفیقی از معماری و هنرهای تزیینی اسلامی و چینی بودند را تخریب و به جای آن¬ها مساجدی با طرح و معماری با استاندارد کشورهای عربی احداث و آثار خوشنویسی اسلامی با ارزش را نابود و به جای آن¬ها از خوشنویسی سبک عربی که هیچ قرابتی با هنر خوشنویسی چینی ندارد جایگزین می¬کنند. حتی سنت حسنۀ تزیین منازل با خوشنویسی اسلامی را نیز با جایگزین کردن اقلام تزیینی چاپی که از کشورهای عربی و یا پاکستان وارد می¬شود از بین برده و هنرمندان بومی که با استفاده از سبک خوشنویسی اسلامی چینی منازل مردم را تزیین می¬کردند، کم کم به فراموشی سپرده شده و ضربۀ مهلکی به هنر خوشنویسی سبک چینی وارد میکنند.