آشنایی با ترجمه های چینی قرآن کریم
آشنایی با ترجمه های چینی قرآن کریم
بازنویسی و تدوین: علی محمد سابقی
مقدمه:
دانشکده ی شرقشناسی دانشگاه پکن که بخش زبان و ادبیات فارسی این دانشگاه نیز در این دانشکده قرار دارد، هر پنج سال یکبار سمینار بین المللی شرقشناسی برگزار و از اساتید و شرقشناسان کشورهای مختلف برای حضور در این سمینار دعوت به عمل میآورد. در سال 1381که یکی از این سمینارها برگزار شد، از ایران هم از آقای مهندس محمد علی سادات(مؤلف کتابهای دینی مقطع دبیرستان آموزش و پرورش در ایران) برای شرکت در این سمینار دعوت شده بود. طبعا، از اینجانب نیز که در آن تاریخ رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در چین بودم، دعوت به عمل آمد. در این سمینار که با پیام عالمانه ی مرحوم پروفسور جی شیانلین[i] استاد و شرقشناس مشهور چین و دوستدار و علاقمند به فرهنگ و تمدن ایرانی که در آن زمان در قید حیات[1] بود آغاز شد، اساتید و شخصیت هایی از کشورهای هندوستان، پاکستان، اردن، ژاپن، انگلیس، آمریکا، الجزایر، فلسطین، مصر و... حضور داشتند. یکی از اساتید شرکت کننده در این سمینار از کشور مصر، خانم دکتر فاطمه اسرا عبدالحسین بود که دکترای خود را در رشتهی زبان و ادبیات چینی از دانشگاه پکن اخذ کرده و در دانشگاه قاهره همین زبان را تدریس میکرد. مقاله ای که ایشان در این سمینار ارایه کرد تحت عنوان«گزارشی از ترجمه های چینی قرآن کریم و نقش آنها در گسترش فرهنگ اسلامی در چین» بود که با عنایت به پس زمینه ی فکری اسلامی نامبرده و تسلطش به زبان چینی، به نظرم موضوع جالبی بود که کسی تا آن زمان به این مطلب مهم نپرداخته بود. پس از پایان سمینار، از مترجم رایزنی خواستم این مقاله را ترجمه کرده و به تهران فرستادم، ولی ظاهرا در مرکز توجه کسی را جلب نکرد. اخیرا که پوشه های کتابخانه ام را مرتب میکردم، کپی این مقاله نظرم را جلب کرد. تصمیم گرفتم این اطلاعات ارزشمند را آماده ساخته و در اختیار علاقمندان قرار دهم. به همین جهت، ضمن ویرایش مجدد مقاله و افزودن برخی اطلاعات و پاورقی ها، اطلاعات مربوط به ترجمه های بعدی و جدید قرآن به زبان چینی را هم به آن افزودم تا خوانندگان با تلاشهایی که در زمینه های قرآنی در چین پس از اصلاحات صورت میگیرد آشنا شوند.
معرفی ترجمه های چینی قرآن کریم و نقش آنها در گسترش فرهنگ اسلامی در چین
نویسنده: خانم دکتر فاطمه اسرا عبدالسید حسین( اهل مصر)
ارایه شده در سمینار شرقشناسی، دانشگاه پکن، سال 1381
«قرآن» کتاب مقدس و اساسی مسلمانان است. اصول تعلیمات اسلامی در قرآن جمع شده است. این کتاب که شامل 30 جزء و 114 سوره و 6200آیه است، به طور کلی به دو قسمت «مکی» و «مدنی» تقسیم میشود. به دنبال ورود اسلام به چین در دوران دودمان تانگ(618-907) بخشهایی از قرآن مجید هم به این سرزمین راه یافت، ولی زمان دقیق آن مشخص و معلوم نیست. بعضی میگویند که عثمان سومین خلیفه ی حضرت محمد(ص) در سال 651 میلادی فرستاده ای را برای ملاقات با امپراتور چین به شهر چانگاَن پایتخت آن کشور اعزام کرد و آن فرستاده شرح و حال امپراتوری اسلامی و تعلیمات و اعتقادات اسلامی را به امپراتور ارایه کرد. بسیاری از اعضای این هیئت پس از انجام مأموریت، در چین باقی ماندند. از این رو، مسلمانان چین سال 651 میلادی را آغاز گسترش دین اسلام در چین تلقی میکنند. منابع عربی میگویند که رفت و آمدهای تجاری بین چین و کشورهای عربی و فارس(ایران) در قرن ششم، از طریق جزیره ی سیلان(سریلانکا) شروع شد. در قرن هفتم، کشورهای عربی و فارس مهمترین بازار تجار چینی بودند. در زمان عبدالملک(705-715 میلادی و 86-96 قمری) عتبه با نیروهای خود به ناحیه ی مرز چین رسیده و کاشغر را اشغال کرد. عتبه، هیئتی به رهبری هبیره بن المثمرج را به دربار امپراتور چین اعزام و از مپراتور این کشور تقاضا کرد که آب و خاک چین را به خلافت اسلامی تسلیم کند. امپراتور چین یک لیوان آب و یک مشت از خاک چین را به او هدیه داد تا نشان دهد که عتبه به سرزمین چین رسیده است. از این جهت تاریخدانان عرب معتقدند که آغاز ورود دین اسلام به چین همین تاریخ است.
شاید بتوان گفت که دین اسلام حدود اوایل سلسله ی تانگ به چین وارد شده است. در دوران سلسله های تانگ و سونگ، تعداد زیادی از تجار عرب به چین آمدند که نقش مهمی در گسترش مبادلات تجاری و فرهنگی ایفا کردند. بسیاری از آنها در پایتخت و شهرهای سواحل دریا اقامت گزیده و زندگی میکردند. آنها که به مکانی برای اقامهی نماز نیاز داشتند، در جاهای مخصوص اقامت کرده و در آنجا مسجد ساختند. در زمان چنگیز، بعضی از عربها و فارس ها ناچار به مغولستان چین هجرت کردند و از آنها به عنوان اسیر جنگی در جنگهای فتح و یکپارچگی سر زمین چین استفاده کردند. تعداد آنان حدود صدها هزار نفر سرباز، صنعت گر و روحانی تخمین زده میشود. بعدها آنان با زنان و دختران بویم ازدواج کرده و بچه دار شدند و از این ازدواج ها به تدریج نژاد خوی(یکی از نژادهای مسلمان) به وجود آمد.
در دوران سلسله های وودی و سونگ شمالی(907-1027)، دین اسلام از آسیای میانه به سینکیانگ وارد شد. با گسترش اسلام در سینکیانگ، نه تنها تعداد پیروان آن زیادتر و مناطق محل سکونت آنها بزرگتر میشد، بلکه دین اسلام به ایدئولوژی اغلب اقوام ساکن این منطقه تبدیل شد. در زمان سلسلهی یوان تا اوایل دوران سلسله ی مینگ، بسیاری از اقوام به دین اسلام گرایش پیدا کرده و مسلمان شدند. آنها با نژاد خَن ازدواج کرده و زندگی مشترکی داشتند و از این رو دین اسلام در چین پیوسته و به طور وسیع رواج یافته و رشد میکرد.
در چین ده قوم و نژاد به دین اسلام اعتقاد دارند که عبارتند از: ملیتهای خویی، دونگ شیانگ، سالار، بائواَن، اویغور، قزاق، ازبک، قرقیز، تاتار و تاجیک. جمعیت مسلمانان چین حدود 18 میلیون نفر است[2] و سه قوم خویی، اویغور و قزاق 99 در صد از کل جمعیت مسلمانان چین را تشکیل میدهند.
دین اسلام در چین با روش ویژه ای رواج یافت و بیشتر بر افزایش جمعیت خود از طریق زاد و ولد تکیه داشت و به تبلیغ رسمی و گسترش آن از طریق توسعهی تعلیمات مذهبی توجه زیادی نمیکرد. به همین جهت، نخستین ترجمهی متن کامل قرآن به زبان چینی در دهه ی30 از قرن 20 به پایان رسید.
قبل از چاپ ترجمه ی قرآن در چین، معمولا «قرآن» از طریق قرائت کردن و گوش دادن پخش و منتشر میشد. برای ترجمه ی «قرآن» به زبان چینی دو نظریه وجود داشت. یک عده معتقد بودندکه این کتاب مقدس نباید ترجمه شود، چون زبان عربی شعار دین اسلام است و مسلمانان هنگام نماز باید با زبان عربی نماز به جای آورند و مسلمانان غیر عرب باید زبان عربی را یاد بگیرند. عدهای دیگر میگفتند باید قرآن ترجمه شود، چون بسیاری از مسلمانان غیر عرب«قرآن » را به زبان خود ترجمه کرده اند، ولی از آنجا که آنها به زبان «قرآن» خیلی آشنا نیستند، ترجمه ی آنها با اشتباهات زیادی همراه است. لذا، باید عربها معنی دقیق « قرآن » را توضیح دهند تا مسلمانان غیر عرب بتوانند متن ترجمه شده ی صحیحی در دست داشته باشند. ولی بعدها و به مرور زمان، ترجمه ی«قرآن» به زبان چینی آغاز شد.
ترجمه ی«قرآن» در چین ابتدا از ترجمه ی بخش هایی از آن آغاز شد و سپس متن کامل آن ترجمه شد. نخستین چاپ«قرآن» به زبان عربی در چین، با مسئولیت و نظارت مالیان یوان در سال 1862 انجام شد. این قرآن هم اکنون در استان یوننن چین نگهداری میشود. در دوران اواخر سلسله ی مینگ و اوایل سلسله ی چینگ، کار ترجمه ی « قرآن» به زبان چینی آغاز شد. ولی در آن زمان هیچ کسی متن کامل آن را ترجمه نکرد.
در اواسط قرن19، کتابی تحت عنوان« توضیحاتی برای کودکان» ترجمه ی ماجی بِن[ii]و کتاب دیگری با نام «تفسیر مستقیم قرآن» توسط مافوچو[iii] منتشر شد. سپس با ورود متن ترجمه شده ی قرآن به زبانهای اروپایی و پیشرفت جنبش جدید فرهنگی در چین، ترجمه ی متن کامل قرآن در این کشور آغاز شد. تا کنون12 ترجمه از متن کامل قرآن به زبان چینی و 2 متن کامل به زبان اویغوری و قزاقی در چین به چاپ رسیدهاند.
ترجمه های کاملی که از سال 1927 تا 1990از قرآن به زبان چینی صورت گرفته و رسما در این کشور منتشر شده اند، به شرح زیر است.
1- قرآن ترجمه شده توسط آقای تیه جِنگ[iv]که از زبان ژاپنی به زبان چینی ترجمه گردید. آقای تیه جِنگ نخستین کسی بود که متن کامل قرآن را درچین ترجمه کرده و به چاپ رسانده است. وی دانشمند چینی غیر مسلمان است که با زبان عربی آشنا نیست و بر اساس متن ترجمه شدهی« قرآن» به زبان ژاپنی و با استفاده از ترجمه ی انگلیسی رود وِل[v] قرآن را ترجمه کرده است. هر چند این ترجمه مستقیما از زبان عربی صورت نگرفته است، ولی ترجمه و چاپ آن نقش بزرگی در تبلیغ فرهنگ اسلامی و این کتاب مقدس ایفا کرده و دانشمندان مسلمان را به ترجمه و تفسیر قرآن ترغیب و فصل جدیدی در تاریخ ترجمه ی«قرآن» در چین گشود. این ترجمه در سال1927 میلادی از سوی انتشارات بِیپینگ[vi] چاپ و منتشر گردید.
2- «قرآن ترجمه شده به زبان چینی» آقای جی جوِهمی[vii]. این دومین ترجمه ی قرآن کامل در چین است که سه سال پس از ترجمه ی آقای تیه جِنگ صورت گرفته است. وی اندیشمندی چینی است که 3 نفر دیگر نیز در این ترجمه وی را یاری کردهاند. او به اروپا و ژاپن مسافرت کرده و به ویژه، مدتی در ترکیه زندگی کرده است. لذا، جایگاه و اهمیت«قرآن» در میان مسلمانان را درک و ترجمه ی «قرآن» را کاری جدی و ضروری یافت. او هم در ترجمه ی قرآن به زبان چینی، از ترجمه های ژاپنی و انگلیسی استفاده کرده است. از این جهت، ترجمه ی وی مورد استقبال مسلمانان چینی قرار نگرفت. این ترجمه در سال 1931 میلادی از سوی انتشارات شانگخویی[viii] منتشر و در دسترس علاقمندان قرار گرفت.
3- «ترجمه و توضیح قرآن» در سه جلد، از آقای وانگ جینگ جَی[ix]. از میان مترجمان قرآن به زبان چینی، وانگ جینگ جَی، مهمترین روحانی برجسته و نخستین مترجم مسلمان چینی است که متن کامل قرآن را به چینی ترجمه کرده است. «ترجمه و توضیح قرآن» جلد نخست این ترجمه، در سال 1932میلادی به زبان چینی کلاسیک و مسجدی ترجمه و از سوی انتشارات بِیپینگ منتشر شد. دومین جلد در سال 1942و به زبان چینی معاصر همراه با توضیحات ترجمه و از سوی انتشارات نینگ شیا[x] منتشر شده است. و جلد سوم، در سال 1946 در شانگهای توسط انتشارات شانگ خویی منتشر شد. این ترجمه از قرآن به زبان چینی، ظرف 50 سال اخیر بارها در داخل و خارج از چین به چاپ رسیده و به طور وسیعی توزیع شده است. وانگ جینگ جَی معتقد بود که ترجمه باید به طور روان و مطابق با ساختار و معنای اصلی باشد. این ترجمه مورد استقبال زیاد مسلمانان قرار گرفته است. وی خدمت بزرگی برای ترجمه ی «قرآن» در کشور چین کرده است.
4- « قرآن ترجمه شده به زبان چینی همراه با تفسیر» از آقای لیو جین بیائو[xi]. این ترجمه در سال 1943 میلادی از سوی انتشارات بِیپینگ به چاپ رسید. این دومین ترجمه از قرآن توسط یک مسلمان چینی به شمار میرود. تعدادی از دانشمندان چینی معتقدند که در تفسیرهای وی موضوعاتی همچون تسلیم شدن به دشمن و خیانت به کشور روا داشته شده است که از اشتباهات این کتاب می باشد. آقای ماجیان[xii] معتقد است که تفسیرهای وی با روح کتاب مقدس هیچ ارتباطی ندارد و احتمال داده که این تفسیر به تجاوز امپریالیست های ژاپنی به کشورهای آسیایی کمک کرده است. این امر از ارزش و اعتبار این ترجمه کاسته است. بی توجهی مردم به این ترجمه نیز ناشی از همین مسئله است.
5- «اصول اساسی قرآن» توسط آقای یانگ جینگ شیو[xiii] . آقای یانگ جینگ شیو، یکی از روحانیون و آخوندهای معروف چین است. ترجمه ی وی در سال 1947میلادی باز هم توسط انتشارات بِی پینگ به چاپ رسید. هر چند این ترجمه هم به زبان چینی کلاسیک است، ولی به شکل کاملا جدیدی صورت گرفته است. این کتاب به علت ترجمه ی مستقیم و جدی و برخورداری از ویژگیهای خاص خود در چین شهرت دارد. مسلمانان چین این ترجمه را یکی از مهمترین ترجمه های قرآن به زبان چینی میدانند. این ترجمه مورد تحسین آخوندهای چین قرار گرفته است. آنان معتقدند که این ترجمه مختصر و مفید است و مترجم عشق عمیقی به قرآن داشته است. ولی برخی دیگر معتقدند که در این کتاب زبان مسجدی به کار برده شده است و درک معانی آن برای خوانندگان معمولی خیلی مشکل است. به طور کلی، این ترجمه به عنوان یک ترجمه ی برجسته از جایگاه خاصی در تاریخ ترجمه ی قرآن به زبان چینی برخوردار است.
6- «قرآن ترجمه شده به همراه توضیحات به زبان چینی»، از آقای شی زیجو[xiv]. این ترجمه در سال 1958میلادی توسط شورای مؤسسه ی دین خویی، از آکادمی علوم چین تایپه منتشر شده است. و بیشتر در تایوان، هنگ کنک و مناطق مسلمان نشین چینی های مقیم خارج رایج است. از نظر لغت پردازی و روش تکلم و سبک ترجمه، به ترجمه ی وانگ جینگ جَی(جلد سوم) نزدیک است و بسیاری از جملات آن کاملا شبیه هم است. این ترجمه نیز ویژگی خاص خود را دارد که ترجمه ی آن مختصر، ساده و روان است و زبان مسجدی در این ترجمه به ندرت به کار برده شده است. تعداد تفسیر و توضیحات این ترجمه به 2117 مورد میرسد. این ترجمه تحت نفوذ سایر ترجمه ها و ترجمه ی انگلیسی قرار دارد، ولی این ترجمه همچنان مورد توجه بوده و بسیاری از توضیحات آن منطقی به نظر میرسد.
7- «قران» ترجمه ی آقای ماجیان. این ترجمه در دوران جنگ ضد ژاپنی صورت گرفته و در سال 1981 تحت عنوان (قرآن جلد اول) در پکن به چاپ رسید و سپس چندین بار ویرایش شد و سر انجام در سال 1981 متن کامل آن توسط ادارهی نشریات آکادمی علوم اجتماعی چین از چاپ خارج شد. اکنون این ترجمه رایجترین ترجمه از قرآن کریم در چین است. عربستان سعودی در سال 1986 این ترجمه را همراه با متن عربی آن منتشر ساخت و همچنان به مسلمانان مناطق مختلف جهان هدیه میکند[3]. مترجم در آغاز ترجمه«جلد اول» و در پیشگفتار، نفوذ «قرآن» را بیان کرده و ترجمه های پیشین قرآن به زبان چینی هم در این ترجمه معرفی شده است، بسیاری از دانشمندان مسلمان معتقدند که در مقایسه با متن ترجمه ای که در سال 1981 به چاپ رسیده است، چاپ سال 1985 دارای مزیت ها و نقاط قوت زیادی داشته و توضیحاتی بر آن افزوده شده است. ترجمه ی آقای ماجیان دقیقترین، واضح ترین و روانترین ترجمه ی قرآن به زبان چینی است. جلد نخست آن به دلیل توضیحات زیادی که دارد درک معانیش آسان تر است.
8- «قرآن ترجمه شده به نثر مسجع» از آقای یحیی لین سونگ[xv]. این ترجمه بعد از ترجمه ی آقای ماجیان، دومین ترجمه از قرآن است که پس از تأسیس چین نو در این کشور صورت گرفته و منتشر شده است. این ترجمه در سال 1988 در پکن به چاپ رسیده و به نثر مسجع و موزون به زبان چینی ترجمه شده و شامل دو جلد است که متن عربی قرآن و ترجمه ی چینی آن با هم است. این ترجمه مورد استقبال توده های مسلمان به ویژه جوانان قرار گرفته و آنها معتقدند که این ترجمه برای حفظ و درک قرآن آسان تر است. ولی برخی از روحانیون چینی معتقدند که لین سونگ عمدتا معانی اصلی را تحت اللفظی ترجمه کرده و در برخی از موارد به ترجمه ی آزاد پرداخته است. خوانندگان جوان میگویند که این ترجمه میتواند علاقه ی آنها را به خواندن قرآن بر انگیزد و زیبایی سبک زبان قرآن را نشان دهد، ولی دانشمندان عرب نظر دیگری دارند.
9- « ترجمه ی تفصیلی قرآن به زبان چینی همراه با متن عربی» توسط آقای تانگ دائوخَنگ[xvi] . این ترجمه براساس ترجمه ی انگلیسی قرآن انجام شده و در سال 1989 در جیانگسو[xvii] منتشر شده است. دانشمندان مسلمان چینی معتقدند که توضیحات موجود در این ترجمه نقش خوبی در مطالعه و فهم قرآن دارد. زبان آن ساده و ترجمه ی آن مطابق با متن اصلی قرآن است. «نقل آیه های قرآن و توضیحات آن» که به صورت ضمیمه آمده است، این ترجمه را به بهترین و عالیترین ترجمه ی از قرآن به زبان چینی تبدیل ساخته است. آقای تانگ دائو، برای توضیح اصطلاحات ویژه، از واژه های سنتی مسلمانان چین استفاده کرده است. لازم به ذکر است که آقای تانگ دائو جانگ، یکی از مسلمانان چینی مقیم خارج است. او در خانواده ای مذهبی در استان اَنخویی[xviii] متولد و برای مدتی در سنگاپور به عنوان سردبیر روزنامه ی نَن یانگ شیانگ[xix] فعالیت کرده و سپس به آمریکا مهاجرت نمود. وی پس از اتمام این ترجمه در خارج برای تسهیل و دسترسی آسان خوانندگان مسلمان چین به آن، ترجیح داد به جای چاپ آن در بهترین چاپخانه های آمریکا، متن ترجمه شده را به چین فرستاده و آن را با هزینه ی خود منتشر نماید. وی تمام درآمد چاپ این ترجمه را برای پیشبرد دین اسلام به انجمن اسلامی استان جیانگسو اهدا کرد. آقای حاج عبدالرحیم(شی مینگ وانگ[xx])، از اسلام شناسان چینی ساکن هاوایی بر این ترجمه مقدمه نوشته و از زحمات مترجم قدردانی کرده است.
10- « ترجمه و تفسیر قرآن» از جو جونگسی[xxi]. این ترجمه در سال 1990 در سنگاپور منتشر شد. آقای جو در دانشگاه احمدیه[4] آموزش زبانهای عربی و اردو را فراگرفت. دانشمندان معتقدند که هرچند وی برای مدت زیادی در خارج زندگی کرده، ولی سطح زبان چینی او بالاست. ولی با برخی از دیدگاه های او در این ترجمه با وی اختلاف نظر دارند. وی در دانشگاه احمدیه قرآن را ترجمه و تفسیر کرده است، از این رو توده های مسلمان آن را قبول ندارند و حتی با آن مخالفت هم میکنند.
این ده مورد ترجمه ی قرآن کریم به زبان چینی که تا پیش از سال 1381صورت گرفته بود، در مقاله ی خانم دکتر فاطمه اسرا معرفی شده بود. اما از سال 1381 تا 1392، دو ترجمه ی جدید از قرآن در چین صورت گرفته است که طبعا در مقاله ی ایشان به آنها اشاره نشده است و این اطلاعات از سوی اینجانب به این مقاله اضافه میگردد.
11- ترجمه ی قرآن توسط آقای جانگ چِنگ چیان[xxii](حاج اسماعیل). اینجانب در سال 1381، شخصا در پکن با ایشان ملاقات کرده و در جریان ترجمه ی قرآن وی قرار گرفتم. او گفت، مرحوم پدرش در دوران حاکمیت حزب کومینگ تانگ( پیش از روی کار آمدن حزب کمونیست چین) از مقامات عالیرتبه ی دولتی و از مسئولان آموزشی استان خودمختار مسلمان نشین نینگ شیا بوده است. پدرش در دوران حیات اقدام به ترجمه ی قرآن نموده ولی پیش از تکمیل آن به رحمت ایزدی پیوسته است. دست نوشت ههای باقیمانده از ترجمه های او در دوران انقلاب فرهنگی چین(1966 تا 1076 میلادی) توسط گاردهای سرخ مائو ضبط و سوزانده شد. لذا، ایشان تصمیم گرفته که با ترجمه ی این کتاب آسمانی، کار نا تمام پدرش را به اتمام برساند. حاج اسماعیل که خود در رشته ی زبان انگلیسی تحصیل کرده و استاد دانشگاه تربیت معلم پکن بود، برای ترجمه ی قرآن خود بیشتر از ترجمه های انگلیسی قرآن کریم استفاده کرده بود. سرانجام این ترجمه در سال 2004 با بیش از یک میلیون و ششصد هزار کاراکتر چینی به اتمام رسیده و در سال2005، در هنگ کنگ و از سوی انتشارات شی جیه خوارِن( چینی های جهان) منتشر شده است.
12- ترجمه ی قرآن توسط آقای سلیمان بَی جیسو[xxiii]. آقای سلیمان یکی از علمای برجسته ی چینی است که مدت 13 سال در ایران به تحصیل و فراگیری علوم اسلامی در دانشگاه علوم اسلامی رضوی مشهد مشغول بوده و سالها نیز در بخش برونمرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران(رادیو چینی) فعالیت کرده است. حضور طولانی مدت وی در ایران، موجب شده تا وی افزون بر تسلط به زبانهای عربی و فارسی، با تفاسیر علمای شیعی و مکتب پربار اهل بیت علیهم السلام نیز آشنایی پیدا کند. او پس از بازگشت به چین حدود ده سال از وقت گرانبهای خود را صرف ترجمه ی جدیدی از قرآن بر اساس تفاسیر شیعی و ترجمه های فارسی این کتاب مقدس و بر مبنای احادیث و تعالیم اهل بیت کرده است. لذا میتوان گفت، این نخستین ترجمه از قرآن کریم با نگرش شیعی به زبان چینی است که در نوع خود بی نظیر است. این ترجمه در سال 1911در یکی از چاپخانه های استان خودمختار مسلمان نشین نینگ شیا چاپ و منتشر شده و به خاطر ساده، روان و قابل فهم و جدید بودن سبک نگارشش مورد استقبال مسلمانان و حتی غیر مسلمانان علاقمند به قرآن در این کشور واقع شده است. در نمایشگاه بین المللی قرآن تهران در سال 1391 از ترجمه ی جدید آقای سلیمان رونمایی و از وی به عنوان خادم قرآن تجلیل به عمل آمد.
افزون بر ترجمه های قرآن به زبان چینی که پیشتر ذکر آنها رفت، در کشور چین ترجمههایی نیز از قرآن به زبانهای اویغوری و قزاقی صورت گرفته و منتشر شده است که معرفی این ترجمه ها نیز در پی میآید.
ترجمه ی قرآن به زبان اویغوری
افزون بر بیش از ده مورد ترجمه ی قرآن به زبان چینی، ترجمه ی آن به زبان اویغوری نیز در سین کیانگ رواج دارد. از آنجا که مسلمانان نژاد اویغور بیشترین جمعیت منطقه ی سینکیانگ را تشکیل میدهند، در این منطقه از گذشته های دور بخش هایی از قرآن به زبان اوبغوری ترجمه شده و رواج داشت، در حالیکه ترجمه ی جدید کامل قرآن به زبان اویغوری در سال 1987 منتشر شد. مترجم آن قاری احمدی سرای رییس حوزه ی علمیه ی اسلامی سین کیانگ بوده است. وی چند زبان را فرا گرفته و به زبان عربی نیز تسلط داشت. این ترجمه در جهان اسلام انعکاس خوبی را در پی داشته و مورد نقد و ارزیابی دانشمندان مسلمان قرار گرفت. این ترجمه برای مسلمانان اویغوری که تا آن زمان قرآن را تنها با متن اصیل عربی میخواندند، و معنی آن را درک نمیکردند، خیلی مفید واقع شد. در این ترجمه از بسیاری از اصطلاحات دینی که توده های مسلمان اویغوری با آنها آشنا هستند مورد استفاده قرار گرفته است.
ترجمه ی قرآن به زبان قزاقی
این ترجمه توسط دو دانشمند مسلمان قزاقی به نامهای عزیز و حماس مشترکا ترجمه شده و در سال 1990 منتشر شده است. این ترجمه مورد توجه و استقبال مسلمانان قزاقی قرار گرفته است. از آنجا که در کشور چین اقوام مختلف مسلمان زندگی کرده و به زبانهای گوناگون سخن میگویند، قرآن نیز به زبانهای مختلف چینی، اویغوری و قزاقی انجام شده و تا حدودی نیازهای آنان برای مطالعه ی قرآن را بر آورده کرده است.
نقش ترجمه های چینی قرآن در گسترش فرهنگ اسلامی و حفظ هویت دینی مسلمانان این کشور
ترجمه های فوق از قرآن نقش مهمی در گسترش فرهنگ اسلامی در چین ایفا کرده و میکنند. مسلمانان چین با استفاده از این ترجمه ها فرهنگ اسلامی و اعتقادات دینی خود را تبلیغ کرده و این فرهنگ نیز به سهم خود در توسعه ی فرهنگ ملی چین تأثیر مثبتی گذاشته و موجب پدید آمدن هویت ملت خویی در میان ملتهای مختلف چینی شده است. اینک، نژاد خویی درکنار نژاد خَن با هم زندگی کرده و از زبان و خط مشترک چینی استفاده میکنند و با فرهنگ یکدیگر ارتباط نزدیکی دارند و در عین حال، همچنان فرهنگ و آداب و رسوم سنتی و دینی اسلامی خود را حفظ کرده اند. در پی ورود مسلمانان ایرانی و عرب به شرق و ورود اسلام به چین و انتشار ترجمه ی قرآن به زبان چینی، فرهنگ و علوم عربی و اسلامی نیز وارد چین شد که مهمترین نمونه های بارز آن عبارتند از: علم نجوم، ریاضی، پزشکی، نظام آموزشی و مدیریت و نظام اداری. این علوم تأثیر گسترده و مهمی در پیشرفت علمی، فنی، و اجتماعی مردم چین، به ویژه مسلمانان داشته اند که به پاره ای از آنها اشاره میشود.
1- به طوری که همه میدانند، علم نجوم اسلامی در زمان سلسله ی سونگ وارد سرزمین چین شد. پژوهشگران، معمولا آمدن شخصی به نام کمال الدین به چین را آغاز ورود علم نجوم اسلامی به چین تلقی میکنند. ضمنا شخصی به نام مُعز به خاطر مسلط بودن به علم نجوم و تقویم، در رصدخانه ی امپراتوری چین کار میکرد و در تنظیم تقویم چینی شرکت داشت. در قرآن از علم نجوم نیز نام برده شده است. از این جهت علم نجوم اسلامی در زمینه های پیش بینی زمان گرفتگی خورشید و ماه روش خاص خود را دارد. از طرف دیگر، علم ستاره شناسی اسلامی با نجوم چینی تفاوت زیادی دارد که این موضوع هم مورد علاقه ی دولت سلسله ی سونگ شمالی در چین قرار گرفت. در تقویم چینی قدیم ایام هفته وجود نداشت، ولی در سه تقویم باقی مانده ا ز اوایل دوران سلسله ی سونگ، روزهای ایام هفته نیز مشاهده میشود. احتمال میرود این موضوع با همکاری و مشارکت مُعز در تنظیم تقویم در چین ارتباط داشته باشد. دانشمندان چینی نیز علاقه داشتند راه حل جدیدی را در تقویم اسلامی جستجو کنند. ستاره شناسان اسلامی همگی عرب و فارس بودند. آنها بر اساس مطالب موجود در قرآن کتابهای علم نجوم را نوشته اند که این کتابها نقش مهمی در تکامل تقویم چینی دارند. طبق نوشته ی چینی ها، از زمان حاکمیت سلسله ی یوان تا اوایل دوره ی سلسله ی چینگ، به مدت400 سال از تقویم خویی خویی(مسلمانان) استفاده میشد و این تقویم در واقع تقویم شمسی مورد استفاده در مناطق حوزه ی فرهنگ ایرانی بود و برای فعالیت های کشاورزی مورد استفاده قرا میگرفت. این تقویم نقش مهمی در اصلاح تقویم چین در زمان سلسله ی یوان ایفا کرد.
2- علم ریاضی و جغرافیا: بر اساس اسناد و مدارک و کتابهای تاریخی، چینی ها از زمان سلسله ی یوان از اعداد عربی استفاده میکردند. این اعداد توسط مسلمانان به چین انتقال یافته است. دانش مثلثات نیز پس از ارتباط با جهان اسلام وارد چین شد. کره ی جغرافیایی ساخته شده توسط کمال الدین در دوران سلسله ی یوان، از اهمیت و ارزش فراوانی برخوردار و در نوع خود انقلابی شمرده شده و از نظر شکل ظاهری خیلی به کره ی جغرافیایی کنونی شبیه بود. جغرافیدانان مسلمان همه از اطلاعات موجود در قران پیرامون کره ی زمین، ستارگان، و گردش روز و شب استفاده میکردند. در تمام ترجمه های صورت گرفته از قرآن به زبانهای چینی، این مطالب به طور مفصل بیان شده است. مسلمانان و غیر مسلمانان چین تنها از طریق قرآن و دانشمندان اسلامی با این فرهنگ آشنایی پیدا کردهاند.
3- علم پزشکی: طبق اطلاعات موجود در اسناد وکتب تاریخی، برخی از دایره المعارف های پزشکی که توسط پزشکان مسلمان به زبان عربی نوشته شده اند، در کشورهای غربی به طور وسیعی رواج یافته است. در این میان میتوان از 3 کتاب معروف«مجموعه ی پزشکی» به قلم رازی پزشک ایرانی، « مجموعه کتاب علوم پزشکی» به قلم علی عباس مجوسی و « فرهنگ پزشکی» ابن سینا را نام برد. پزشکی اسلامی در دوران سلسله ی تانگ به چین راه یافت. از اواخر دوران سلسله ی تانگ تا اوایل حاکمیت دودمان سونگ، بسیاری از علوم و دانش پزشکی و دارویی اسلامی وارد چین شد. اگرچه در زمان قدیم طب سنتی چینی به موضوعات مختلفی تقسیم بندی شده بود، ولی در دوران سلسله ی سونگ، انستیتوی پزشکی امپراتوری، در تربیت پزشکان، همچون کشورهای اسلامی، آنها را به 4 بخش از جمله بخش داخلی، بخش خارجی، بخش زنان و بخش کودکان تقسیم کرد. تفاوت دیگر داروهای طب اسلامی و داروهای سنتی چینی در این است که در پزشکی اسلامی به داروهایی که از معادن به دست میآیند بیشتر توجه میشود. برای نمونه، استفاده از سنگواره ی حیوانات و گیاهانی نظیر عنبر زرد، کهربای سیاه، قیر معدنی و دارویی به نام«موسیر» در دوران دودمان سونگ، که توسط اطبای اسلامی کشف و تولید شده بود، وارد چین شد.
در عصر سلسله ی یوان، پزشکان مسلمان دارای مهارت عالی در عمل جراحی از کشورهای اسلامی، مورد توجه و علاقه ی چینیان قرار گرفتند. از آنجا که تبلیغ فرهنگ اسلامی در ناحیه ی شمال غربی چین صورت می گرفت، علوم پزشکی در میان ده نژاد مسلمان چینی هم برای مدت زمان زیادی تحت تأثیر علوم پزشکی اسلامی قرار گرفت و از این طریق وارد علم پزشکی چین شد. علوم پزشکی نژاد اویغوری با علم پزشکی اسلامی ارتباط زیادی دارد. میتوان گفت، علم پزشکی اسلامی در طول قرنها خدمات تاریخی انکار ناپذیری در توسعه و پیشرفت و شکوفایی علوم پزشکی چین و سلامتی اقوام چینی داشته است که این خدمات مدیون« قرآن» و دانشمندان اسلامی است.
4- آموزشهای دینی: آموزش های اعتقادی دین اسلام در چین ابتدا در درون خانواده ها صورت میگرفت و پدران پسران خود را تربیت میکردند. از این جهت، شغل روحانیت مذهبی نیز موروثی بود. در دوران امپراتوریهای مینگ و چینگ، محلی برای تدریس در مساجد ایجاد میشد و آخوندها آنجا تدریس می کردند که این سیستم آموزشی به نام«آموزش مسجدی» رسمیت داشت. براساس سیستم«آموزش مسجدی» میبایست در کنار آموزش دینی، فرهنگ سنتی چینی نیز آموزش داده شود و آموزش اجتماعی مسلمانان چین تحت نفوذ فرهنگ سنتی اسلامی قرار داشت. موضوعات درسی آموزش های مسجدی، شامل دستورات اجتماعی قرآن میشد. آخوندهای مساجد همگی براساس ترجمه های قرآن به زبان چینی، اصول آموزش اسلامی را تدریس میکردند. میتوان گفت، مسلمانان چینی بدون این ترجمه ها نمیتوانستند فرهنگ و سنتهای اسلامی خود را فرا بگیرند.
5- مدیریت و نظام اداری: منظور از نظام اداری، مدیریت به اصطلاح امور مذهبی نیست، بلکه اداره ی سازمانها و نهادهای مردمی و مذهبی است. بر اساس این نظام مدیریت است که مشخص میشود چه کاری باید انجام شود و چه کاری نباید انجام شود.
در قرآن سیستم مدیریت اسلامی به وضوح بیان شده است. مسلمانان چین با مطالعه ی ترجمه های قرآن با چگونگی ادارهی جامعه ی اسلامی آشنایی پیدا میکردند. این نظام تأثیر بزرگی در نواحی مسلمان نشین شمال غربی چین گذاشته است.
به طور کلی، ترجمه های چینی قرآن کریم، نقش مهمی در گسترش حضور فرهنگ اسلامی در خارج، به ویژه در نواحی اقلیت نشین مسلمان چین، داشته است و این ترجمه ها، تأثیر زیادی در تبلیغ فرهنگ اسلامی ایفا کرده و میکنند. سیستم آموزشی تعلیمات دینی و اسلامی چین، راه پیشرفت و توسعه ی اسلام در چین را هموار کرده و میکند. بدون این ترجمه ها به زبان چینی، مسلمانان نمیتوانستند با فرهنگ، سنت و تعلیمات دینی خود آشنا شوند. بدون ترجمه ی قرآن به زبانهای مختلف، توسعه ی اسلام در جهان و چین امکان ناپذیر بود. ترجمه های صورت گرفته به زبان چینی از قرآن مسلمانان این کشور را به فرهنگ جهان اسلام نزدیکتر ساخته است تا فرهنگ اسلامی را به خوبی درک کنند. درحال حاضر، فرهنگ اسلامی چین بخشی از فرهنگ سنتی چین شده است. اگرچه مسلمانان چین همچنان نیازمند ترجمه های جدیدی از قرآن هستند، ولی این کار باید با همکاری اندیشمندان مسلمان در چین و جهان اسلام صورت گیرد تا از اشتباهات کمتری برخوردار شود. چون مسلمانان چین قرآن را معتبرترین کتاب مقدس و جالبترین سبک نگارش تلقی میکنند.
منابع مورد استفاده:
1- قرآن ترجمه ی ماجیان، از انتشارات چاپخانه ی قرآن ملک فهد. عربستان سعودی.
2- اسلام و فرهنگ چین، یانگ خوی زونگ، اداره ی نشریات خلق نینگ شیا.
3- دایره المعارف اسلامی چین، از اداره ی نشریات فرهنگ لغت، سی چوان.
4- صد سئوال در باره ی فرهنگ اسلامی، اداره ی نشریات چین امروز.
5- اسناد باقیمانده از تاریخ دین اسلام در چین، بَی شویی، اداره ی نشریات خلق نینگ شیا.
6- خلاصه کتابهای تحریر و ترجمه شده از اسناد اسلامی در چین، یو زونگ گووی، اداره ی نشریات خلق نینگ شیا.
[i] - Ji xianlin.
[ii] - Ma Zhi Ben.
[iii] - Ma Fu Chu.
[iv] - Tie Zheng.
[v] - Rod Well (The Koran).
[vi] - Beiping.
[vii] - Ji Jue Mi.
[viii] - Shang Hui.
[ix] - Wang Jing Zhai.
[x] - Ningxia.
[xi] - Liu Jin Biao.
[xii] - Ma Jian.
[xiii] - Yang Jing Xiu.
[xiv] - Shi Zi Zhou.
[xv] - Lin Song.
[xvi] - Tang Dao Hang.
[xvii] - Jiangsu.
[xviii] - Anhui.
[xix] - Nan Yangxiang.
[xx][xx] - Shi Mingwang.
[xxi] - Zho Zhong Xi.
[xxii] - Zhang Chengqian.
[xxiii] - Bai Jisu.
[1]- پروفسور جی شیان لین( 2009- 1911) شخصیتی برجسته، فیلسوف و از شرق شناسان مشهور چین بود که در زمینهی اصالت و درستی اندیشه های شرقی در برابر فلسفه ی غرب صاحب نظریه و تئوری خاص خود بود. او اعتقاد داشت که فرهنگ و تمدن بشری به دو گروه عمده ی شرقی شامل فرهنگ های چینی، هندی و اسلامی و گروه غربی شامل فرهنگ اروپایی- آمریکایی می شود که بشریت برای رسیدن به سعادت و صلح پایدار نیاز به همکاری این دو گروه از فرهنگ با هم دارد.
[2]- درحال حاضر، آمار رسمی دولت چین تعداد جمعیت مسلمانان این کشور را بیش از 23 میلیون نفر اعلام کرده است. اگرچه آمار غیر رسمی تعداد مسلمانان را بیش از 50 میلیون نفر تخمین زده است.
[3]- این ترجمه از قرآن توسط سازمان تبلیغات اسلامی نیز در جمهوری اسلامی ایران چاپ و توزیع گردید.
[4]- احتمالا این ترجمه به دیدگاه فرقهی احمدیه( قادیانیها) نزدیک است.