بررسی نقش عامل تشیع در منشاء عربی ،هندی ،ایرانی وچینی ورود وگسترش اسلام در آسیای جنوب شرقی
نويسنده: محمد علي رباني
مقدمه :
مجمع الجزایر مالایا به علت موقعيت خاص جغرافيايي در طول تاريخ محل مناسبي براي تردد بازرگاناني بوده است كه محصولات و كالاهاي مختلف در مسیرهای بين شرق و غرب رد و بدل ميكردهاند. گذشته از موقعیت حائز اهمیت و ترانزيتي این منطقه ، جزاير سوماترا، جاوه و ملوك ، به سبب وفور ادويه به خودي خود نيز از اهميت زيادي برخوردار بودند. بازرگانان ضمن دادوستد كالا، افكار عقايد و باورهاي ديني، مذهبي و فرهنگي را نيز به بوميان عرضه ميكردند. بازرگانان مسلمان هندي، ايراني و عرب همگي در نشر و گسترش اسلام در اين منطقه مؤثر بودند و هركدام به نوعي به ترويج و تعميق باورهاي مذهبي ميپرداختند.
شاید دلیل عمده اختلاف نظرها و تردیدها ی تاریخی موجود در تاریخ ورود وگسترش اسلام در آسیای جنوب شرقی و هویت وماهیت اولین داعیان ومبلغان اسلامی که ا ز سایر سرزمین ها به منطقه آمده بودند این باشد که ، اسلام از مجرایی صلح آمیز و در بستر مراودات تجاری وفرهنگی و در یک دوره زمانی طولانی وارد این منطقه شده است .حال آنکه در سرزمین هایی که اسلام توسط سربازان ولشگریان فاتح مسلمان به مردمان سرزمین مغلوب معرفی گشت ؛ به دلیل اهمیت وهمزمانی واقعه و رخدادهای فرهنگی وسیاسی پس از آن که مورد توجه تاریخ نگاران بوده است عمدتا چند پرسش ونکته اساسی تاریخی درآن مشخص و پاسخ داده شده است ؛ اینکه این اتفاق در چه محدوده تاریخی وزمانی وجغرافیایی رخ داده ؟ و ثانیا لشگریان پیروز مسلمان از چه سرزمینی بوده و چه گرایشات مذهبی ،کلامی وسیاسی داشته اند وچه نوع از گرایشات مذهبی را ترویج داده اند؟
نکته دیگر اینکه تبیین نقش تشیع در ورود وگسترش اسلام در آسیای جنوب شرقی از اینرو حائز اهمیت می باشد که امروزه شاهدیم علیرغم شواهد موجود در تائید پیشینه و سابقه تاریخی حضور مذهب شیعه در آسیای جنوب شرقی و خدمات برجسته آن به فرهنگ وتمدن اسلامی در این منطقه ؛ منازعات مذهبی شیعه وسنی در برخی کشورهای آسیای جنوب شرقی در حال افزایش می باشد.منازعاتی که عمدتا بر پایه برخی سوء تفاهم ها و عدم شناخت کافی ازتفکرشیعه وسابقه تاریخی آن شکل گرفته و موجب گشته همزیستی مسالمت آمیز شیعه وسنی را که طی قرون متمادی مبنایی برای دادوستدهای فکری وفرهنگی بین پیروان این دو مذهب اسلامی بوده است را با مخاطراتی جدی مواجه سازد.از اینرو پرداختن به نقش تاریخی شیعه وخدمات آن به تفکر اسلامی در آسیای جنوب شرقی می تواند یادآور این مهم گردد که منازعات مذهبی شیعه وسنی در منطقه پدیده ای نوظهوروخاستگاه بیرونی داشته و دیگر اینکه ؛ و به ما به عنوان یک تجربه تاریخی گذشته یادآور می شود که تنها در بستر همگرایی و همبستگی و دادوستد های فکری وفرهنگی مذاهب اسلامی می توان همچون گذشته در مسیر بالندگی وتوسعه ورشد فرهنگ وتمدن اسلامی وهمچنین توسعه وپیشرفت جامعه اسلامی گام برداشت .این مقاله هر چند در صدد اثبات و یا نفی فرضیه های مطرح شده در خصوص منشاء اصلی ورود وگسترش اسلام در منطقه نیست لیکن سعی می نماید تا با طرح برخی پرسش ها و یافتن پاسخی برای آن ، در مسیر بررسی و تحقیق پژوهشگران مطالعات اسلامی وتاریخی جنوب شرقی آسیا ،نکات جدیدی را برای جستجو وتحقیق بیشتر آنان ارائه دهد.
پیش فرض های مربوط به تاریخ اسلام در آسیای جنوب شرقی :
1-ورود اسلام به آسیای جنوب شرقی در دوره تثبیت اسلام و دوره شکلگیری مذاهب و مکاتب کلامی وصوفیانه بوده است
-آسیای جنوب شرقی خاستگاه ظهور اسلام نبوده و از جهت جغرافیایی نیز با مرکز ظهوراسلام یعنی جزیره العرب نیزفرسنگ ها فاصله دارد .این به مفهوم آنست که ضرورتا ورود و گسترش اسلام در این منطقه نمی توانسته همزمان با ظهور اسلام در جزیره العرب و یا کشورهای همجوارو نزدیک آن همانند ایران وشبه قاره که توسط سپاهیان اسلام و با فاصله نه چندان دور از ظهور اسلام پروسه اسلامی شدن خود را بسرعت طی کرده بودند اتفاق افتاده باشد .از اینرو فرض اساسی بر این مبتنی است که ورود وگسترش اسلام در آسیای جنوب شرقی نتیجه دوره پس از ظهور اسلام یعنی دوره تثبیت اسلام و تشکیل دولت اسلامی و رونق گرفتن تجارت خارجی توسط بازرگانان مسلمان در شبه جزیره عربستان و کشورهای منطقه همجوار آن بوده که طی این دوره مسلمانان فرصت وامکان نگاه به سرزمین های دور جهت گسترش دین اسلام وگسترش مبادلات تجاری با سایر ملل را یافته بودند.برخی داستانها و حکایت های موجود در ادبیات داستانی مالایی (همانند حکایت رادن کیان سانتن ) مبنی بر ورود اسلام به آسیای جنوب شرقی در نخستین سالهای پس از ظهورآن در شبه جزیره عربستان اثبات نشده است و دلائل متقنی بر قبول آن وجود ندارد.نکته حائز اهمیت دیگری که بر این فرض تاکید می کند اینکه ورود اسلام به منطقه آسیای جنوب شرقی عمدتا در بستر مذاهب فقهی ،کلامی و عرفانی خاصی شکل گرفته است واین بدان مفهوم است که ورود اسلام در قرن اول هجری که هنوزمذاهب فقهی وکلامی شکل نگرفته بودند اتفاق نیفتاده است.برای درک این نکته ضروری است یادآوری گردد که اولين پيشواي مذاهب اربعه؛ ابوحنيفه(متوفي 150 هجري)، دومين پيشوا؛ مالك بن انس(متوفي 179 هجري)، سومين پيشوا؛ شافعي(متوفي 204 هجري)، و چهارمين پيشوا؛ احمد بن حنبل(متوفي 240 هجري) بوده اند. اين ائمۀ اربعه، 5/1 تا 5/2 قرن با زمان ظهور اسلام فاصله دارند. مذهب جعفری نیز در دوراني كه بنياميه و بني عباس مشغول درگيري سياسي بودند(از سال 107 تا سال 132 كه بنياميه سقوط نمود)،توسط امام باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع)تاسیس گشت .
2-نقش عامل خارجی در ورود و گسترش اسلام در منطقه
-فرایند اسلامی سازی در منطقه آسیای جنوب شرقی سیری غیری رسمی داشته ودراین فرایند که طی دوره زمانی قریب به پنج قرن یعنی از قرن یازدهم الی شانزدهم میلادی ادامه داشته است سه عامل بازرگانان وتجار ، داعیان ومبلغان خارجی که عمدتا صوفی مسلک بوده اند و خود بومیان مسلمان شده منطقه در آن نقش داشته اند. در خصوص اینکه کدامیک از این سه عامل یعنی بازرگانان ،مبلغان وبومیان بر دیگری مقدم بوده اند نیازمند بررسی بیشتری است هر چند عمده منابع بر تقدم نقش بازرگانان در معرفی اسلام به ساکنان این منطقه دلالت دارد[i].
بنظر می رسد در این مورد می توان فرض جمع دو نظریه یعنی بازرگانان مبلغ را نیز پذیرفت و یا امکان اینکه مبلغان صوفی مسلک همراه باکشتی های تجاری و همزمان با بازرگانان مسلمان وارد این منطقه شده اند نیز وجود دارد. در پذیرش نظریه نقش عامل بازرگانی در ورود وگسترش اسلام یادآوری این نکته ضروری است که در گذشته علوم تجزیه وتفکیک نشده بود و طی مدارج تحصیلی مستلزم آموختن معارف اسلامی در مکتب خانه ها و مدارسی بود که در آن ضرورتا تحصیل علوم اسلامی پایه رشته های تحصیلی بشمار می رفت .لذا افرادی که در عرصه های تجارت بین المللی فعالیت داشتند وعمدتا نیز از سطوح بالا و متول وبعضا اشراف زادگان جامعه بشمار می آمدند دارای معلومات و دانش دینی نیز بودند .این افراد که در مسیر تجاری خود به هند وچین بعضا در بناد ر کشورهای آسیای جنوب شرقی از جمله ملاکا ،آیوتایا وپاسای نیز توقف می کردند ،برای تخلیه وفروش کالاهای خود و خرید کالاهای جدید و گذراندن فصل باران های موسمی ناچار از توقف شش الی یکساله در منطقه بودند .طی این دوره در کنار مراودات و تعاملات روزمره عادی وکاری فرصت وامکان معرفی عقائد مذهبی و یا پاسخ به پرسش هایی که توسط بومیان نسبت به رفتارها وباورهای مذهبی آنان صورت می گرفت نیز فراهم می شد.در برخی مناطق همانند آیوتایا در
سیام بازرگانان وتجارمسلمان به دلیل موقعیت مناسبی که یافته بودند تن به اقامت طولانی داده و با ازدواج و تشکیل شهرک ها ومناطق مسکونی مربوط به خود ،راسا اقدام به تشکیل اولین جوامع اسلامی در این نواحی نمودند. نکته قابل توجه دیگر اینکه به دلیل نظام طبقاتی واجتماعی در منطقه متاثر از هندوئیسم وبودیسم بوده وساختار طبقاتی جامعه هرمی که در آن حاکمان واشراف زادگان عمدتا نقش اساسی را در امورات جامعه بر عهده دارند بر بسیاری از جوامع این منطقه حاکم بودلذا بخش عمده دادوستدهای تجاری توسط حاکمان وکارگزارن واشراف صورت می گرفت و به همین جهت حاکمان عمدتا پیش قدم در پذیرش اسلام بوده وبدنبال آن سایر طبقات اجتماعی به اسلام روی می آوردند.
3-نقش عامل تصوف در فرایند صلح آمیز ورود اسلام به منطقه
نقش عامل تصوف وعرفان در فرایند اسلامی سازی در آسیای جنوب شرقی بسیار حائز اهمیت بوده وشواهد و مدارک متقن وغیرقابل انکاری نیز بر این نقش دلالت دارد. اسلام در دوره ای وارد آسیای جنوب شرقی شد که هندوئیسم وبودیسم بر بخش های وسیعی از این منطقه حاکم بوده ومبلغان مسلمان با درک ویژه گی های مشترکی که بین معناگرایی موجود در تصوف اسلامی و هندوبودیسم وجود داشته ، مسیر برقراری ارتباط وهمچنین معرفی وتبلغ اسلام را آسان نمودند.این صوفیان که یا جدای از بازرگانان بودند یا خود بازرگانان صوفی نیز بودند ، عمدتا موطن خاصی نداشتند و همراه با کشتی های تجاری به سرزمین های دوردست سفر می نمودند.نکته ضروری در اهمیت درک نقش جریان صوفیه در ورود وگسترش اسلام در آسیای جنوب شرقی اینکه عمده آثار صوفیه که در این منطقه برجای مانده است رنگ وبوی فارسی وهندی داشته وتصوفی بوده که از فضای هند که قرابت های آئینی با هندوئیسم وبودیسم در شرق آسیا داشت متاثر بوده است .شاید اگر جریانهای صوفیه از دیگر سرزمین ها وارد آسیای جنوب شرقی می شدند به راحتی مورد اقبال مردم این منطقه قرار نمی گرفتند. پاسخ به این پرسش که عامل صوفی که نخستین بار وارد آسیای جنوب شرقی شده ودر فرایند اسلامی سازی منطقه نقش ایفاء کرده است متعلق به کدام فرقه صوفیه بوده است آسان نخواهد بود چرا که پذیرش این موضوع ما را مجبور می نماید که مبدآ تاریخ ورود اسلام در این منطقه را پس از تاریخ تاسیس آن فرقه صوفیه فرض نمائیم .با توجه به اینکه فرقه های صوفیه قادریه ،شاذلیه ونقشبندیه مربوط به سالهای 562 ؛ 656 و792 هجری قمری است ؛ شاید منطقی تر آن باشد که جریان تصوف اولیه را بمفهوم عام آن یعنی عرفان اسلامی که اعم از فرقه های صوفیه است لحاظ نمائیم و بر این باور باشیم که داعیان ومبلغان اولیه اسلام که برای نخستین بار به این منطقه پای نهادند صرفا عارف مسلک بوده و گرایشات معنوی وعرفانی داشتند.
4- تنوع زمانی ،مکانی وفرهنگی موجود در فرایند اسلامی سازی در آسیای جنوب شرقی
همانگونه که اشاره شد اسلام نه از طریق شمشیر وجهاد بلکه در فرایندی صلح آمیز و در بستر مراودات تجاری وفرهنگی جوامع آسیای جنوب شرقی با دیگر ملت های مسلمان وارد منطقه شده است .در این خصوص نیز ذکر چند نکته ضروری است ؛اولا اینکه مدخل ومسیر فعالیتهای تجاری وارتباطات فرهنگی وسیاسی مردمان آسیای جنوب شرقی که حوزه جغرافیایی گسترده ای را شامل فیلیپین ،تایلند ، مالزی اندونزی ،کامبوج ،برمه وویتنام تشکیل می دادند یکی نبوده بلکه همزمان بنادرفعالی همانند ملاکا ،پاسای ، آیوتایا وبرخی دیگر از بنادرتجاری در منطقه فعال بودند و محل تردد کشتی های تجاری خارجی از جمله مسلمانان بود.هیچ ادله ای نیز مبنی بر اینکه در این بنادر تجاری صرفا گروه خاصی از کشوری مشخص حق رفت وآمد و فعالیتهای تجاری داشته اند نیز وجود ندارد از اینرو تاریخ بر حضور تجار مسلمان از سرزمین های مختلفی همانند ایران ، چین ،هند وبرخی کشورهای عربی اشاره دارد.تنوع تاریخ مربوط به تماس اولین گروههای مسلمان خارجی با ساکنان منطقه نیز یادآوراین نکته است که در این فرضیه نیز تعیین دقیق اولین تماس تجار مسلمان با ساکنان منطقه واینکه اولین تماس ها از کدامین مدخل ورودی و توسط تجار کدام کشور اتفاق افتاده است را دشوار می نمایاند. نکته اساسی قابل توجه دیگر اینکه علیرغم یکدستی موجود در ساختار مذهبی مسلمانان این منطقه که عموما پیرو مذهب شافعی می باشند ولی وجود آموزه های فرهنگی و حتی بعضا مذهبی موجود در میان اهل سنت منطقه بویژه در اندونزی وتایلند که امروزه نیز علیرغم گذشت قرن ها از ورود اسلام در میان مناطق مختلف مشاهده می شود ، گواهی می دهد که برخی دیگر از جریانهای فکری اسلامی همانند شیعه نیز در فرایند اسلامی سازی این منطقه نقش وسهم داشته اند. برای تبیین این موضوع به بررسی نقش عامل شیعه در چهار فرضیه مطرح شده در منشاء اولیه ورود وگسترش اسلام در آسیای جنوب شرقی ،یعنی منشاء عربی ،هندی ،چینی و ایرانی خواهیم پرداخت .
بررسی عامل شیعی در خاستگاه و منشاء خارجی ورود اسلام به آسیای جنوب شرقی
در اینجا سعی خواهیم نمود تا محدوده زمانی مورد اجماع در مورد تاریخ اسلام در منطقه مالایو ،شامل اندونزی ،مالزی ،فیلیپین و تایلند ،که مربوط به قرون سیزده تا شانزده میلادی می گردد را مورد مطالعه قراردهیم .بر اساس این اجماع که برگرفته از مستندات تاریخی مربوط به سنگ نبشته ها ،سفرنامه ها وتواریخ بومی است ،سه خاستگاه اصلی برای ورود وگسترش اسلام بشرح زیر مطرح شده است .
1- نقش عامل شیعی در فرضیه عربی بودن خاستگاه اسلام در آسیای جنوب شرقی
این فرضیه که اسلام نخستین بار توسط اعراب حضرموت وارد منطقه مالایو شده است طرفداران بسیاری دارد. این فرضیه علاوه بر مستشرقینی چون niemann De Hollander , , Pjin apel (مربوط به سالهای 1861 و 1872 م ) M.B.Hoker Frode F.Jacobsen ,Van den Berg, Ho E. ,که به استناد سفرنامه مارکوپولو ،سلیمان و ابن بطوطه ارائه شده است ،توسط نویسندگان ومحققین بومی منطقه همانند پروفسور العطاس ، قیصر مجول ،حاج مظفر داتو حاج محمود،اسد شهاب ،وبرخی دیگر نیز حمایت شده است .
نکته قابل توجه اینکه ؛ اولا به دلیل اهتمام عرب های سید نسبت به حفظ سلسله نسب خود ، مستندات و شجره نامه های سادات حضرموت که در ورود وگسترش اسلام در اندونزی ،برونئی و فیلیپین نقش اساسی بر عهده داشته اند مشخص و در دسترس می باشد وهم اکنون نیز قریب به چهار میلیون از سادات همراه با شجره نامه های مشخص که سلسله نسب آنها را نیز معین کرده است در آسیای جنوب شرقی حضور دارند.
ثانیا؛ سلسله سادات حضرموت در منطقه آسیای جنوب شرقی از دو شاخه یعنی نسل احمد بن عیسی المهاجر و سادات برونئی که سلطان فعلی برونئی بیست وششمین نسل از شریف علی است و همچنین سادات فیلیپین نیز که از نسل شریف ابوبکر می باشند تشکیل شده اند.
ثالثا؛ نکته اساسی و قابل توجه اینکه همه اعراب حضرموت و سادات اندونزی ، مالزی ،برونئی وفیلیپین متفق القول می باشند که نسل آنها منشعب از دو تن از فرزندان وخاندان علی ابن ابیطالب ع که هر دو از امامان شیعه محسوب می گردند یعنی امام حسن مجتبی ع و امام جعفر صادق ع می باشد[ii] .
برای درک بهتر ارتباط تشییع با عرب های سید حضرموت می بایستی به چند نکته اساسی توجه نمود.
1-تعریف واژه سید 2- ریشه یابی دلائل وانگیزه های مهاجرت آنان به منطقه 3-گرایشات مذهبی سادات
سید :
سَیّـِد، واژهای عربی در اصل سیوِد (قبل از اعلال) بوده و به معنی آقا و سرور است. اما در اصطلاح به فرزندان و نوادگان هاشم جد پیامبر اسلام ص میگویند. سیادت به فرزندان محمد از طریق فاطمه دختر محمد ص و علی پسر ابوطالب (امام اول پیروان تشیع و خلیفه چهارم اهل سنت) میرسد. سادات دو شاخهٔ اصلی دارند:
1.نوادگان علی از طریق سه تن از پسران او - محمد حنفیه از خوله دختر قیس، عباس بن علی از امالبنین و عمر بن علی از صهباءِ ثعلبیه - که از میان پسران متعدد علی فرزند یافتند. به این سادات علوی میگویند.
.نوادگان حسن و حسین - فرزندان علی از فاطمه - که به آنان سادات هاشمی و نیز بسته به انتساب به حسن یا حسین، حسنی یا حسینی گفته میشود. ایران به سبب داشتن تمایلات شیعه در بین مردم جزو امنترین مناطق در بین کشورهای اسلامی برای بازماندگان پیامبر اسلام ص بوده است. افراد زیادی در ایران دارای پیشوند سید میباشند. نامهای خانوادگی نظیر موسوی، هاشمی ، حسینی و طباطبایی در بین مردم ایران به کثرت یافت میشود. تقریبا در تمامی مناطق ایران مقبره های امامزاده های مختلف یافت میشود[iii].
در یمن خانواده های شیعه و سنی از سادات وجود دارد، یعضی از این خانواده ها رسیدی، قاسمی، متوکلی، حمیدالدینی، زیدی، مریب، صناعی، ساده، الثقفی، الوزیری نام دارند.
در عراق 90 تا 95 درصد سادات از شیعیان هستند. بسیاری از سادات با قبائل عرب جنوب عراق مخلوط شدند، تا به وسیله آنان از کشته شدن در امان بمانند. مطالعات ژنتیکی نشان داده است که بسیاری از آنان دارای جد مشترک میباشند. بعضی از نامهای خانوادگی این سادات عبارت است از : الیاسری، الزیدی، العراجی، الحسنی، الحسینی، طباطبایی، العلوی، القوالیب، الموسوی، العوادی، الحیالی. همچنین گروهی از سادات سنی مذهب نیز در کردستان عراق وجود دارند.
در جنوب آسیا ،حدود 14 میلیون از جمعیت جنوب آسیا ادعای نسل پیامبر را دارند. اجداد این افراد از کشورهای عربی، ایران، آسیای مرکزی و ترکستان به این مناطق مهاجرت کرده اند. در زمانهای مختلف سادات هند، حکومتهای کوچک محلی تشکیل داده اند ولیکن در کسب قدرت در تمامی شبه جزیره هند موفق نبوده اند. تخمین جمعیت سادات در هند و پاکستان امروزی چیزی حدود 7 میلیون در هر کدام و نزدیک به یک میلیون در بنگلادش است.
همانگونه که اشاره شد سادات در جنوب شرقی عمدتا به دوگروه سادات حسنی وسادات حسینی تقسیم می گردند.گروه اول که از نسل امام حسن ع می باشند در برونئی و فیلیپین پراکنده اند.سلسله سادات در فیلیپین که جد آنها شریف ابوبکر می باشد از اوائل قرن پانزدهم م تا اواخر قرن هیجدهم بر بخش هایی از سرزمین فعلی فیلیپین که مسلمان نشین بوده است حکومت می کرده اند.در برونئی نیز شریف علی موسس سلسله البولکیا بوده که تا کنون این سلسله بیست وشش نسل پس از او نیز ادامه دارد.
گروه دوم که از حیث جمعیتی نیز قابل توجه بوده و در اندونزی و مالزی وسنگاپور وجنوب تایلند پراکنده اند از طریق احمد ابن عیسی بن محمد بن علی العریضی بن جعفرالصادق بن محمد باقر بن علی زین العابدین به حسین بن علی دومین فرزند پسر علی ابن ابیطالب ع از همسرش فاطمه می رسند[iv].
لذا آنچه که قطعی است اینکه سادات آسیای جنوب شرقی بویژه آنانی که از منطقه حضرموت وارد این منطقه شده و در معرفی وگسترش اسلام در این منطقه نقش داشته اند از خاندان وابسته به سادات هاشمی و از نوادگان دختری پیامبر ص و از نسل علی ابن ابیطالب ع وفرزندانش می باشند.
بررسی ریشه های مهاجرت سادات به منطقه :
بنظر می رسد برای درک صحیح ریشه ها و انگیزه های مهاجرت سادات به دیگر سرزمین ها ضروری است وقایع مربوط به نیمه دوم قرن اول تا نیمه دوم قرن چهارم هجری مورد توجه قرار گیرد .طی این دوره که مربوط به دوره خلفای بنی امیه وبنی عباس بود فرزندان ونوادگان علی ابن ابیطالب ع به دلیل مخالفت با سیاست ها و دیدگاههای حاکمان وقت و یا با هدف فرار از اعمال فشارها و تهدیدها ،خود را ناچار از موضعگیری و مخالفت با حاکمان و یا مهاجرت به دیگر سرزمین ها می دیدند.مهاجرت حسین ابن علی ابن ابیطالب ع از مدینه بسمت کوفه در 61 هجری ،قیام محمد حنفیه در 81 هجری ،قیام زید در 120 هجری ،قیام یحی ابن زید و محمد ابن عبدالله در 125 هجری ،قیام قاسم الوسی در یمن 288 ،قیام اسماعیلیه و ظهور دولت فاطمی در سال 276 در مصر ، قیام های علویین در کوفه 251 (حسین ابن محمد بن حمزه بن عبدالله بن الحسین بن زین العابدین ) و قیام یوسف ابن اسماعیل العلوی در مکه در سال 252 و دهها قیام دیگر که نشان از نارضایتی علویین از شرایط جاری وانگیزه های مهاجرت آنان به دیگر مناطق دارد[v].
با توجه به اهمیت نقش احمدبن عیسی المهاجر و خاندان وی در بحث سادات در آسیای جنوب شرقی ،تاکید ما در این بخش از مقاله بر دلائل وانگیزه های مهاجرت و همچنین گرایشات مذهبی و فکری وی و فرزندانش می باشد.شاید عمده ترین کتابی که به جزئیات مربوط به تاریخ وهمچنین تفکرات احمد مهاجر پرداخته است کتاب "الامام المهاجر ،ماله لنسبه وللائمه من اسلافه من الفضائل و الماثر "، باشد[vi].طی این کتاب علیرغم گرایشات مذهبی نویسنده که مربوط به اهل سنت می باشد جزئیات تفصیلی مهمی را با استناد به منابع تاریخی در خصوص زندگی واحولات احمد مهاجر نقل کرده است .
تاریخ تولد احمد مهاجر مربوط به سالهای 241 یا 261 هجری بوده است .وی در شهر بصره که در آن روزگار مرکز علمی وتجاری و همچنین حضور جریانهای عرفانی وصوفیانه بوده است متولد گردید.در اینکه انگیزه اصلی مهاجرت پدرش عیسی از مدینه به بصره چه بوده است ادله قطعی وجود ندارد ولی توجه به اوضاع سیاسی مدینه در اواخر قرن دوم و اوائل قرن سوم که خلفای عباسی پس از دوره ای کوتاه مماشات با آل علی ع به رفتارهای خشونت آمیز واعمال فشار بر علیه آنان روی آورده بودند و همچنین نابسامانی اوضاع در حجاز و بخش هایی از عراق در آن روزگار ،براین جابجایی بی تاثیر نبوده است .
حرکت اصلی عمده ای که در تاریخ اسلام در آسیای جنوب شرقی حائز اهمیت می باشد مهاجرت احمد مهاجر از بصره به حضرموت است .شورش و سلطه زنج و قرامطه بر بصره که بندر اصلی تجارت خارجی خلیفه وقت عباسی محسوب می گردید وی را که از تجار و علمای سرشناس بصره محسوب می گردید بر آن داشت تا همراه با خا نواده اش در سال 317 ه یعنی در عهد خلیفه عباسی المقتدربالله ، بصره را ابتدا بسمت مدینه و مکه وسپس بسمت حضرموت یمن مهاجرت نماید ودر منطقه حسیسه واقع بین تریم و سیون سکنی گزیند.مسعودی وطبری نیز به بخشی از این اتفاقات اشاره نموده است .
احمد مهاجر به عنوان عالم برجسته دینی که مورد توجه وعلاقه مرم این منطقه نیز قرار گرفته بود تا پایان عمر خود در حضرموت سکونت داشت و در سال 345 هجری یا 924 میلادی به رحمت ایزدی پیوست .عیسی بن محمد بن علی العریضی ،دارای چهار فرزند بنام های زید،یحیی ،احمد المهاجر ،الحسین و الحسن بود.یکی از فرزندان عیسی بنام الحسن به ایران مهاجرت نمود و نوادگان اودر اصفهان ،شیراز و قم پراکنده اند.احمد مهاجر نیز خود داری چهار فرزند پسر بنام های علی ،الحسین ، عبدالله و محمد بودکه علی به رمله ، الحسین به نیشابور در ایران مهاجرت نمود و عبدالله همراه پدر در حضرموت ماند و محمد دیگر پسرش نیز در بصره ماند.مهاجرت نوادگان احمد مهاجر به دیگر سرزمین ها از جمله هند ،افریقا و آسیای جنوب شرقی مربوط به فرزندان عبدالله (383 )می باشد.وی دارای سه فرزند بنام های اسماعیل ،جدید و علوی بود که سلسله علویین آسیای جنوب شرقی از وی می باشد.بنظر می رسد عمده ترین دلیل و انگیزه مهاجرت نوادگان احمد مهاجر به دیگر سرزمین ها ،تبلیغ و تجارت بوده است چرا که به دلیل اقبال مردم حضرموت و جایگاه آنان در این منطقه اجباری به کوچ کردن به سایر مناطق برایشان وجود نداشته است[vii] .
نکته مبهم تاریخی پاسخ دقیق به زمان دقیق مهاجرت نوادگان احمد مهاجر به آسیای جنوب شرقی است .آنچه که مستندات فراوانی بر آن دلالت دارد مربوط به اوائل قرن نهم هجری به بعد می باشد یعنی دوره ای که اسلام توسط سادات از جمله اولیاء نه گانه که عمدتا از سادات بودند در بخش های وسیعی از جاوه وسوماترا گسترش یافته بود،حال آنکه علوی بن عبدالله بن احمد المهاجر مربوط به اوائل قرن چهارم هجری است .شاید بتوان در پاسخ به این ابهام تاریخی اینگونه پاسخ داد که ،اولا حضور اولیه فرزندان علوی به آسیای جنوب شرقی در ابتداء دائمی نبوده و آنان در مسیرهای فعالیتهای تجاری خود بصورت ترددی و موقت به این منطقه رفت وآمد داشتند و انتخاب این منطقه به عنوان سکونت گاه در دوره های بعد اتفاق افتاده است .نکته دیگر اینکه مقصد اولی واصلی آنان شبه قاره هندبوده و همانگونه که برخی منابع ومستندات تاریخی که دربخش بعدی بدان اشاره خواهیم نمود بدان اذعان دارد سادات پس از اقامت در ایران وهند در ادامه مسیر خود و با هدف تجارت وتبلیغ راهی چین ومجمع الجزایر مالایا شدندو بمرور زمان در آن سکونت گزیدند واین نقل وانتقال سالیان درازی نیز بطول انجامیده است .آنچه که مسلم است نقش اولیاء سادات به عنوان داعیان اولیه اسلام بویژه در جاوه قطعی است و 7 تن از اولیاء نه گانه از سادات می باشند.هر چند ورود اسلام در جزیره سوماترا به دلیل تاثیر پذیری بیشتر آن از هند کمی متفاوت از جاوه می باشد ولی در اکثر منابع مربوط به معرفی تاریخ ورود وگسترش اسلام در مجمع الجزایر ملایو از جمله ملاکا ،سوماترا،جاوه ،برونئی وفیلیپین ،نام عرب های سید درفهرست اصلی داعیان ومبلغان اسلام در این مناطق بشمار می آیند.
بررسی گرایشات فکری ومذهبی سادات
هم اکنون قریب به چهارمیلیون از سادات در کشورهای آسیای جنوب شرقی ساکن می باشند که عمدتا پیرو مذهب شافعی بوده و اقلیتی نیز از مذهب شیعی پیروی می نمایند. پاسخ به این پرسش که آیا احمدبن عیسی المهاجر وسه نسل از فرزندان او و همچنین اولین گروه از اعراب حضرموت وسادات شافعی و یا شیعی بوده اند نیازمند تحقیق و بررسی بیشتری است .در این خصوص فرضیه ها و دیدگاههای مختلفی وجود دارد :
-برخی بر این باورند که مذهب امام احمد مهاجر همانند مذهب پدرش و جدش امام جعفر صادق ع ،مذهب امامیه بود[viii]. این گروه در استدلال خود بر این باورند که احمد مهاجر و فرزندانش همانند پدرانش ،پیرو مذهب جدشان علی العریضی و او نیز تابع مذهب پدرش جعفر صادق ع و برادرش موسی کاظم وبرادرزادگانش علی ابن موسی الرضا ع و محمد جواد ع بودند وتاریخ دلالتی برتغییر مذهبی آنان ارائه نداده است .دلیل دیگر بر امامیه بودن احمد مهاجر وپدرش عیسی اینکه هر دو از محدثین شیعی بودند و در منابع روایی امامیه احادیثی را از آنان بنقل از امامان شیعه نقل کرده اند[ix].
گروه دیگر بر این باورند که آنها صرفا در فقه تابع امام شافعی بوده و از جهت اعتقادی و کلامی شیعه بوده اند. و دسته ای دیگر نیز با استناد به شیوع مذهب شافعی در حضرموت و مناطق هند ، افریقا و جزیره مالایو واندونزی یعنی مناطقی که سادات حضرموت در آن زندگی کرده ویا به معرفی و گسترش اسلام در آن مناطق نقش داشته اند ،بر این باورند که مذهب سادات حضرموت که منشاء پیدایش اسلام در این مناطق بودند نیز شافعی بوده است[x] .
بنظر می رسد برای تبیین صحیح این موضوع پاسخ به چند پرسش ضروری است .
اولا ؛ با توجه به اینکه جد سادات حضرمی یعنی امام جعفر صادق ع بنیانگذار مذهب جعفری بوده است ، این تغییر مذهب در چه دوره ای و نسلی و به چه دلیلی صورت گرفته است .
ثانیا ؛ یکی از دلائل اصلی مهاجرت سادات به سایر مناطق فشارهای ناشی از اختلافات مذهبی سادات با حاکمان عباسی بوده است ،در صورتی که احمد مهاجر و فرزندانش از اهل سنت و جماعت بودند ،به چه دلیلی خود را ناچار از مهاجرت از مدینه به بصره و سپس به یمن و دیگر مناطق دیدند.
بنظر می رسد برای پاسخ و توجیه منطقی این پرسش ها اینگونه بتوان پاسخ داد که اولا ؛ تغییر مذهب در اعراب سید حضرمی مربوط به نسل های بعدی است و این امر عموما از قرن چهارم هجری به بعد اتفاق افتاده است .
ثانیا ؛ دسته بندی های مذهبی در آن دوره برخلاف روزگار ما چندان جدی نبوده است چرا که هرچند ظهور مکاتب فقهی مربوط به اواخر قرن دوم و نیمه اول قرن سوم هجری بوده است ، ولی چندین قرن بطول انجامید تا مرزبندی های مشخصی میان مذاهب اسلامی شکل گیرد و دسته بندی موجود فعلی میان مذاهب شیعه وسنی پدیدار گردد.به استناد تاریخ در اوائل ظهور مکاتب و مدارس فقهی ،مرزبندی ها و تمایزات جدی میان آنان وجود
نداشته و همانگونه که ائمه وبنیانگذاران مذاهب فقهی با یکدیگر در تعامل بوده و دادوستد فکری داشته اند[xi] ،مسلمانان نیز از ائمه مذاهب به عنوان فقیهان برجسته زمان خود پیروی می نمودند نه به عنوان مراجع کلامی و اعتقادی .این موضوع در خصوص شیعیان زیدیه در یمن نیز صادق است چرا که آنان هرچند از جهت اعتقادی و کلامی شیعی می باشند ولی از فقه اهل سنت پیروی می نمایند. لذا همانگونه که امام شافعی و امام حنبلی مدافع اهل البیت پیامبر ص بوده و در دفاع از آنان مورد خشم وآزار حاکمان وقت قرار گرفته بودند ،سادات نیزاز این فقیهان بزرگ که بنوعی شاگردان جدشان جعفر صادق ع محسوب می گردیدند نیز پیروی می نمودند.
شاید فرض دیگری را نیز بتوان تصور کرد و آن اینکه آنچه که توسط اعراب سادات در نخستین بار به مردمان این منطقه معرفی گردید اصل اسلام بود با گرایشات صوفیانه ؛ بدون ملاحظات مذهبی وفقهی خاص آن ، وشکلگیری هویت مذهبی اسلام در این منطقه در قالب مذهب شافعی در مرحله بعدی پس از ورود اسلام رخ داده است نه در دوره اول ظهور ونشر اسلام .
2-بررسی نقش عامل شیعی در نظریه منشاء هندی
نقش هند در دوره های مختلف فرهنگ وتمدن در مناطق مختلف آسیای جنوب شرقی ،حائز اهمیت می باشد.اسکان گروههای مهاجر هندی به منطقه آسیای جنوب شرقی و همچنین نقش وتاثیر هند در سلسله های پادشاهی مربوط به سری ویجاا و ماجاپاهیت ، بویژه در سرزمین های ملایو ،از قرن ها قبل از میلاد تا قرن 16 میلادی ادامه داشته است و همواره این منطقه متاثر از جریانهای فرهنگی و مذهبی هند بوده است .به دلیل آثار گسترده مربوط به هند دوره اسلامی در فرهنگ وتمدن اسلامی سرزمین های مالایو ،تابلند وفیلیپین ودیگر نواحی ، یکی دیگرازفرضیه های قوی در خصوص منشاء ورود و گسترش اسلام در این منطقه مربوط به فرضیه هندی بودن این منشاء می باشد.
هرچند شروع علاقه مردم هند به تشییع از زمان حکام ناحیه غور بوده است که در جریان قیام ابومسلم خراسانی با انگیزه دفاع از اهل البیت ع از وی حمایت نمودند.توسعه تشییع در شبه قاره هند را می بایستی به مهاجرت گروههای شیعه زیدیه که در اواخر قرن دوم هجری به همراه فرزند نفس زکیه (نفس زکیه همان محمد ابن عبدالله بن حسن بن علی ابن ابطالب ع می باشد )به اطراف سند رفتند و سپس مهاجرت اسماعیلیان در اواخر قرن سوم هجری به این منطقه مربوط دانست .همچنین از قرن هفتم به بعد یکی از عوامل رشد گرایشات و آموزه ای تشییع در شبه قاره هند و شرق آسیا را می بایستی پیدایش فرقه های صوفیه از جمله سهروردیه ، چشتیه و قادریه دانست .فرقه های صوفیه که عشق و محبت خاصی به اهل البیت ع پیامبر ص داشتند هر چند دارای گرایشات سنی نیز بودند ولی امامان شیعه را به عنوان سر سلسله های خود می پذیرفتند .حاکمان مغول که بخش های وسیعی از هند حاکم بودند بعضا سنی وبرخی نیز شیعه بودند.از اینرو نقش شیعیان هند در معرفی تشییع به مردمان شمال وشرق آفریقا ، آسیای جنوب شرقی و برخی مناطق دیگر حائز اهمیت می باشد[xii].
سه عنصر تصوف ،زبان فارسی و آموزه های فرهنگی شیعه ،سوغات تاجران ومبلغان مسلمان هندی به ساکنان منطقه آسیای جنوب شرقی از جمله برمه ،تایلند و اندونزی بود.از اینرو اهمیت نقش تشییع در منشاء هندی ورود و گسترش اسلام در آسیای جنوب شرقی از چند منظرقابل بررسی است .
اولا؛ اسلام در آسیای جنوب شرقی در بستر عرفانی و معنوی بودیسم وهندوئیسم شکل گرفت و مورد پذیرش ساکنان این منطقه قرار گرفت .از اینرو جریان اسلام صوفیانه که در منشاء هندی بیش از سایر فرضیه ها یعنی عربی ،چینی و ایرانی می توانسته مورد توجه و اقبال ساکنان این منطقه قرارگرفته و بر آنان تاثیرگذار باشد.
ثانیا ؛ تصوف رایج در منطقه آسیای جنوب شرقی که عمدتا متاثر از تئوری های شیعی همانند نور محمد و وحدت وجود می باشد از دروازه های هند وارد آسیای جنوب شرقی شده است .این فرایند از قرن 13 میلادی که بخش های وسیعی از هند تحت سلطه سلاطین مسلمان قرار داشت سرعت بیشتری بخود گرفت و تجار مسلمان هندی همراه با صوفیان مسلمان اسلام را که به سنت های عرفانی وصوفیانه هندی نیز آمیخته شده بود به مردمان این منطقه معرفی گردید. دو جریان اصلی صوفیانه وجودیه قرن 17 یعنی حمزه فنصوری و الرانیری (که خود از سادات حضرموت ساکن هند نیز بود )،هردو متاثر از هند بوده و نفوذ تفکر شیعی در تفکر صوفیانه حمزه فنصوری و آثار وی را نمی توان نادیده گرفت .
ثالثا ؛ به دلیل سهم ونقش حائز اهمیت ایران در معرفی وگسترش اسلام درشبه قاره هند،بسیاری از آموزه های مذهبی و فرهنگی شیعی از ایران وسپس از مسیر هند وارد آسیای جنوب شرقی شده است .سنت های مربوط به محرم در اندونزی ،برمه ،تایلندو فیلیپین ، ادبیات عرفانی و شیعی همانند حکایت محمد حنفیه ودیگر آثار ادبی کلاسیک ملایو حکایت از نقش واسطه گری هند در معرفی برخی آموزه های شیعی در منطقه دارد.دلالت قطعی بر اینکه آیا شیعیان اسماعیلی هند نیز در ورود وگسترش اسلام در این منطقه نقش داشته اند یا خیر وجود ندارد ولی مستندات تاریخی یادآورمی شود که در قرن سیزده میلادی شیعیان درخانواده سلطنتی پراک که اولین سلاطین مسلمان در شمال شرقی سوماترا محسوب می گردید حضور داشته اند .سیستم حکومتی پادشاهان وسلاطین آچه ،برگرفته از نظام ایرانی سلاطین شیعه مغول در هند بوده است .بسیاری از واژه های فارسی رایج در زبان مالایی و تایلندی نیز از طریق هند واد منطقه جنوب شرق آسیا شده است[xiii] .
رابعا ؛ نکته حائز اهمیت دیگر اینکه در منشاء عربی ،ایرانی و چینی نیز نقش هند به عنوان مسیر گذرگاه داعیان ومبلغان اولیه اسلام حائز اهمیت می باشد.مستندات بسیاری بر این امر دلالت دارد که سادات حضرموت پس از مهاجرت به هند و توقف در آن در ادامه مسیر به آسیای جنوب شرقی مهاجرت نمودند .وجود سلسله های سادات حضرموت وهمچنین شعبه های سادات عظمت خانیه در هند و اندونزی شاهد بر این ادعاست .همچنین طی قرون 15 و16 میلادی مبلغان و تاجران ایرانی که اسلام را به مردمان سرزمین سیام وبرمه معرفی نمودند نیز از ایرانیان ساکن هند بودند که به قصد تجارت و تبلغ وارد کشورهای منطقه از جمله تایلند ،برمه واندونزی شدند[xiv].
ظاهرا عمده حوزه تاثیرگذاری فرهنگی و مذهبی هند دوره اسلامی بر منطقه مالایو ،مربوط به کلکده وگجرات بوده است که در آن مذهب شافعی و هم شیعه رواج داشته است . مغول شیعه واژه شناخته شده ای است در برمه که به مسلمانان شیعه در رانگون ومندلی اطلاق می گردد.مسجد مغول شیعه در پایتخت برمه که یکی از قدیمی ترین مساجد این کشور بشمار می رود مربوط به شیعیان هندی –ایرانی ساکن برمه می باشد که از قرن 18 میلادی به بعد راهی این کشور شدند.واژه مغول برگرفته از سلاطین شیعه مذهب مغول در هند بوده است.
پروفسور شریکه ،محقق هلندی در کتاب خود راجع به تحولات اجتماعی در اندونزی با استناد به سفرنامه ابن بطوطه یادآورمی شود که در نیمه سده هشتم هجری ،کامبی ، شهر عمده گجرات هند بوده ودر مساجد وبناهای بلند و همچنین رونق تجاری بسیاری وجود داشته است .وی اضافه می نماید که قرن سیزدهم میلادی آغاز شیوع اسلام در گجرات بوده وشهر احمد آباد مرکز مهم بازرگانان مسلمان ودانشمندان مسلمان اسلامی وایرانی بشمار می آمده واسلام از شهر سورت از راه جنوب هند به سوماترا و جاوه معرفی شده است[xv] .
3-بررسی نقش عامل شیعی درنظریه منشاء ایرانی
تاثیر و نقش ایرانیان در معرفی و گسترش اسلام در جنوب شرق آسیا و دیگر کشورهای جهان ، صرفا از مجرای اسلام شیعی نبوده است .برخلاف تصور برخی که همواره شیعه وایران وعرب وسنی را مترادف هم می دانند ،خاستگاه اصلی ظهور تشییع در میان عربها بوده و ایرانیان برخلاف آنچه که در تاسیس مذاهب اهل سنت نقش اساسی بر عهده داشته[xvi] ، پس از پذیرش آگاهانه مذهب شیعه در گسترش و توسعه آن نقش حائز اهمیتی برعهده گرفتند.ایرانیان تا قبل از ظهور صفویه اکثرا سنی بوده اند و دامنه نفوذ شیعه در ایران تا قبل از آن منحصر به برخی مناطق همانند قم .سبزوار .کاشان .ومازندران بوده است .در دوران حکومت های طاهریان .صفاریان .سامانیان .غزنویان .سلجوقیان و حتی خوارزمشاهیان ، صرفنظر از مواضع سیاسی وحزبی ،عمدتا بر تسنن اصزار داشتند.در دوره حکومت آل بویه که در فاصله ای بیش از یکصد سال حکومت کردند گرایشات شیعی در ایران وعراق توسعه یافت .سقوط بغداد به دست مغولان در سال 657 هجری قمری پایان خلافت بغداد را اعلام نمود .از آن پس در قرن هفتم ،هشتم ونهم شیعه در ایران گسترش یافت و با ظهور صفویه به مذهب رسمی در ایران در آمد[xvii]. عقلگرایی و عدالتخواهی موجود در مذهب شیعه و همچنین رفتارهای خشونت آمیز اعراب نسبت به ایرانیان ،درکنار گرایش و محبت ویژه ایرانیان به فرزندان علی ابن ابیطالب ع واهل البیت ع پیامبر ص را از جمله دلائل توجه وتمایل ایرانیان به مذهب شیعه می توان برشمرد.
حمدالله مستوفی که حدود یک قرن قبل از صفویه در ایران می زیست در کتاب نزهه القلوب در خصوص عقائد مذهبی رایج در ایران زمان خود می نویسد : "در اصفهان همه سنی شافعی مذهبند.شهرری ابتدا پیرو تسنن بود که پس از پیروزی عباسیان کاهش یافت و در قرن پنجم مذهب شیعه در آن ناحیه گسترش یافت .تهران از ابتداء با تشییع زیدی آشنایی داشت و مردم قزوین در قرن هفتم سنی شافعی و تعدادی نیز سنی حنفی بودند.دیلمان ومازندران تا ظهور حسن ابن زید علوی بودند و در قرن هشتم به شیعه زیدی و شیعه اسماعیلی پیوستند. قم وکاشان جزء اولین وقدیمی ترین مراکز شیعی در ایران بشمار می آمد[xviii]. "
نکته قابل توجه اینکه مذهب شافعی ،مذهب شیعی و تصوف سه جریان رایج فکری و مذهبی طی قرون دوم تا هشتم هجری در ایران بود.اهمیت کارکرد این سه جریان از آنروست که می تواند ما را در یافتن پاسخ به برخی پرسش ها ی تاریخی در خصوص سهم ونقش ایرانیان در معرفی اسلام به دیگر جوامع از جمله شرق آسیا از طریق یافتن شباهت ها و سنخیت مذهبی و فرهنگی موجود در ایران و مناطقی که ایرانیان در آن رفت وآمد داشتند کمک نماید.
همانگونه که اشاره گردید ،تصوف یکی از عوامل شیوع تشییع در جهان ،خصوصا در ایران بوده است.در قیام شاه اسماعیل صفوی و پیروزی وی و همچنین شیوع وگسترش تشییع در ایران ،تصوف نقش حائز اهمیتی را بر عهده داشته است .صوفیه تا قبل از ابوحامد غزالی (قرن ششم هجری )،دارای فرقه بندی مشخصی نبود بلکه در قالب گروههای کوچک دور یک استاد ،پیر یا مرشد جمع می شدند.با ظهور عبدالقادر گیلانی (550هجری قمری )،که یک واعظ حنبلی در بغداد بود ،شاگردانش توانستند فرقه بزرگ قادریه را تاسیس نمایند.نکته حائزاهمیت دیگر اینکه تصوف را می توان پل ارتباطی شیعه وسنی خواند چرا که اکثر فرق صوفیه اهل سنت سلسله خود را به یکی از امامان شیعه بخصوص علی ابن ابیطالب ع می رسانند و آموزه های مشترک مذهبی فراوانی نیز بین شیعه وصوفیه وجود دارد .
ایرانیان به دلائل مختلفی در گسترش اسلام در جهان سهم ونقش حائز اهمیتی ایفاء نمودند که از آنجمله می توان به نقش حائز اهمیت ایران در تجارت بین الملل در دوره های مختلف تاریخی گذشته ، سهم وجایگاه ایرانیان در پی ریزی تمدن اسلامی و علوم مختلف ،واسطه گری ایران در معرفی اسلام به سرزمین های مجاور و همچنین قدرت تاثیرگذاری سیاسی وفرهنگی ایران در جهان اسلام را می توان بدان اشاره نمود. بنا بر روایات تاریخی ،سابقه حضور ایرانیان در منطقه آسیای جنوب شرقی به دوران امپراطوری هخامنشی یعنی به زمان سلطنت داریوش اول که فاتح بخش های مهمی از هندوستان غربی و سرحدات چین بوده است برمی گردد.در دوره های مختلف تاریخی قبل وبعد از اسلام ،ایرانی ها در مسیر تجاری وبازرگانی خود به چین که از دو مسیر خشکی و دریا صورت می گرفت با جوامعی که در مسیر کاوانهای تجاری قرار داشتند در ارتباط بودند.پس از ظهور اسلام مراودات تجاری میان ایرانیان با مردم این نواحی گسترش یافت وموجب گسترش وشیوع اسلام در میان مردم این منطقه گشت .شواهد و قرائن تاریخی بسیاری بر حضور و تاثیر گذاری ایرانیان در منطقه آسیای جنوب شرقی دلالت دارد.هر چند عمده منابع تاریخی مربوط به حضور ایرانیان در شرق و جنوب شرق آسیا مربوط به قرن شانزده میلادی به بعد می باشد ولی در گزارش و سفرنامه های مارکوپولو وابن بطوطه به وضوح به حضور ایرانیان در دربارهای سلاطین چین واندونزی اشاره شده است . ابن بطوطه که در سالهای 1345-46 میلادی از جزیره سوماترا دیدن کرده بود اسامی جمعی از ایرانیان را که در این جزیره ساکن بودند را نام می برد .این جهانگرد مغربی یادآورمی شود که بهروز جانشین بالاترین مقام بندرکه یک ایرانی بود طی نامه ای به سلطان خبر ورود مرا به او اطلاع داد. امیرالدوله (دولتشاه ) امر به استقبال من نمود وقاضی شریف الدین امیر سید شیرازی و تاج الدین اصفهانی وبرخی دیگر از علماء را به استقبال من فرستاد.عمر امین حسین ،محقق اندونزیایی ،در خصوص نقش و نفوذ ایرانیان در اندونزی معتقد است که قومی بنام لیرن وجود دارد که در منطقه ای واقع در شهر گیری زندگی می کنند وی معتقد است این قوم اصالتا از قوم لر ایرانی می باشند[xix].
پروفسور عرفی دیگر مورخ اندونزیایی نیز ضمن برشمردن برخی از گروههای ایرانی الاصل همانند شبانکاره فاشرف ،ضیاء الدین الرومی و لامبری ،که قرون دهم ویازدهم میلادی در شمال شرقی سوماترا زندگی می کردند ، بر این باور است که علاوه بر قوم لر و کرد که ایرانی بوده و در منطقه جاوه شرقی و پاسای سوماترا زندگی می کردند، قومی نیز به نام شیعه که در دوره حکومت شیعی آل بویه یعنی حوالی 351 هجری و 969 میلادی به اندونزی مهاجرت نموده بودند در نواحی مرکزی سوماترا ساکن شده و دهکده ای را بنام سیاک که بعدها به سیاک سری شهرت یافت بنا نمودند[xx].
یکی از قدیمی ترین آثار تاریخی که از آن به عنوان سند تاریخی پیشینه اسلام در اندونزی یاد می شود سنگ قبرمربوط به فاطمه بنت میمون و همچنین یکی از اولیاء نه گانه جاوه یعنی ملک ابراهیم متوفی 822 هجری می باشد.دکتر آگوست سونیوتو ،نویسنده اطلس ولی سونگو ، در خصوص ارتباط فاطمه بنت میمون با قوم ایرانی لرو همچنین ایرانی بودن ملک ابراهیم به تفصیل سخن گفته است[xxi] .همچنین مزار حسین خیرالامیر علی استرآبادی متوفی 733هجری و مزار سید عمادالدین حسین فارسی متوفی 824 هجری مقبره حسام الدین امین ،متوفی 823 در سوماترا ،از دیگر مستندات تاریخی پیشینه حضور ایرانیان در مجمع الجزایر مالایو بشمار می رود.
نشانه های بسیاری از مشارکت تاریخی ایرانیان در شکلگیری فرهنگ وتمدن اسلامی در آسیای جنوب شرقی وجود دارد.این نشانه ها بگونه ای است که امروزه نیز پس از گذشت قرنها ،هنوز باقیمانده است .ورود کاوانهای تجاری دریایی ایران به منطقه که در قرن هفتم میلادی گسترش یافته بود توانست فرصت معرفی افکارو اندیشه های تجار و مبلغین ایرانی ر ا که در قالب دو گرایش مذهبی شافعی و شیعی و همچنین گرایشات صوفیانه شکل گرفته بود را فراهم آورد.
از آنجا که موضوع بحث ما سهم ونقش عامل شیعه در ورود و گسترش اسلام در آسیای جنوب شرقی می باشد در این بخش صرفا به نقش ایرانی ها در معرفی آموزه های شیعی در این منطقه اشاره خواهیم کرد. در خصوص مولانا ملک ابراهیم که اولین شخص از اولیاء نه گانه جاوه بوده ونقش حائز اهمیتی را وی و فرزندانش در ورود وگسترش اسلام در جاوه ایفاء نموده اند ، تفاسیر مختلفی ذکر شده است .برخی وی را مولانا مغربی خوانده وبرخی دیگر از وی به عنوان مولانا ملک ابراهیم سمرقندی و برخی دیگر نیز ملک ابراهیم کاشانی یاد کرده اند. آنچه که محرز است، وی اصالتا از سادات حضرموت بوده واز شاخه فرزندان احمد مهاجر که به ایران مهاجرت نموده اند می باشد.قدر مسلم اینکه وی را چه ساکن کاشان که منطقه ای شیعه نشین در ناحیه مرکزی ایران بوده و یا سمرقند که متعلق به ایران ومرکز فرهنگی وعلمی خراسان بشمار می رفته است ، بدانیم یک ایرانی عرب تبار بشمار می رود که احتمالا از مسیر هند وارد اندونزی شده است .اگر فرض را برآن بگذاریم که وی به مذهب شیعه نبوده است ولی قدر مسلم اینکه به دلیل گرایشات عرفانی ،وابستگی نژادی و فامیلی به امامان شیعه وهمچنین آموزه هایی که امروزه از اولیاء نه گانه در قالب برخی سنت های مذهبی وفرهنگی برجای مانده است ؛ بسیار متاثر از شیعه می بایستی برشمرد.
دلیل واضح موجود بر نقش ایرانیان در معرفی وترویج آموزه های شیعی ، آئیین ها وسنت های فرهنگی متاثر از ایران در مجمع الجزایر ملایو می باشد.هرچند تعیین دقیق اینکه این آئیین ها وسنت های فرهنگی ومذهبی شیعه مستقیما توسط ایرانیانی که در دربارسلاطین منطقه ای و یا به عنوان جوامع مهاجر ساکن در منطقه معرفی و ترویج شده و یا اینکه همانگونه که اشاره گردید توسط مسلمانان هندی وارد این منطقه شده جای بحث وبررسی بیشتر دارد. قدر مسلم اینکه اولا بر فرض قبول نقش واسطه گری هند ،ریشه اصلی این سنت ها ایران بوده و ثانیا شواهد متقنی نیز مبنی بر حضور مستقیم ایرانیان در این منطقه وجود دارد.از اینرو نشانه های بسیاری را امروزه می توان بر مشارکت وسهم تاریخی ایرانیان در شکلگیری کیان فرهنگی واسلامی مردمان منطقه آسیای جنوب شرقی برشمرد.در دوره پادشاهان اسلامی جزائر جاوه وسوماترا ،برخی عقائد کلامی و عرفانی شیعی وایرانی که به نام نور محمد و وحدت وجود مطرح بود رواج یافت .عقائد صوفیان برجسته مالایی همانند حمزه فنصوری ،سیتی چنار ،مملو از تفکرات عارفانه ای است که منشاء ایرانی وشیعی دارد.پروفسور نقیب العطاس یاد آور می شود که حمزه فنصوری با مهاجرت به شهر آیوتایا پایتخت سیام که در قرن 16 میلادی مرکز تجمع ایرانیان بوده است تعالیم عرفانی خود را در نزد ایرانیان مقیم این شهر فراگرفته و با زبان فارسی آشنا گردید[xxii]. براساس برخی منابع تاریخی ،پادشا ه ملاکا به نام سلطان علاءالدین رعایت شاه تحت تاثیر عقائد شیعی وایرانی بوده است .سنت ها و مراسمی که امروزه در کشورهای مختلف آسیای جنوب شرقی از جمله اندونزی ،تایلند ،برمه ،فیلیپن در خصوص دهه اول ماه محرم وروز عاشورا وجود دارد متاثر از سنت های مذهبی شیعی ایرانی -هندی است که به احترام امام حسین ع و یارانش که در سال 61 هجری در کربلا شهید شده اند می باشد[xxiii].
نکته جالب توجه اینکه قطعی ترین شواهد موجود در نقش وسهم عامل ایرانی در ورود وگسترش اسلام در آسیای جنوب شرقی را می توان در تایلند وبرمه یافت . کلمه پاسان به معنی پارس که در یک کتیبه سنگی مربوط به قرن هفتم میلادی در سیام به دست آمده است ،نشانه سابقه تجارت ایرانیان با مردم سیام است .یکی از مشهورترین ایرانیانی که وارد منطقه آسیای جنوب شرقی شده و نسل و نوادگان او هنوز برجای مانده اند شیخ احمد قمی و برادرش محمد از تجار ایرانی است که در اواخر قرن شانزدهم میلادی وارد آیوتایا پایتخت سیام شد.وی که به همراه جامعه ایرانی وبستگانش توانسته بود پست ها و مناصب بالای حکومتی همانند ریاست گمرک ، وزیر اقتصادوتجارت ،وزیر خارجه ،و نائب السطنه را بخود اختصاص دهد ، بزرگترین اجنماع ایرانیان را در سیام شکل داد و وی وفرزندانش سالیان طولانی در پادشاهی سیام نقش حائز اهمیتی بر عهده داشتند.نکته حائز اهمیت اینکه شیخ احمد قمی و دیگر ایرانیانی همچون محمد استرابادی ،عبدالرزاق گیلانی که منصب وزارت را نیز بر عهده داشتند مربوط به عصر صفوی یعنی دوره رواج تشییع در ایران می باشند.شیخ احمد قمی توانسته بود نهاد شیخ الاسلامی را تاسیس نماید و خود به عنوان اولین شیخ الاسلام این مسئولیت را برعهده گیرد.از مجموع 18 شیخ الاسلامی که از قرن 16 تا کنون بر این منصب در تایلند تکیه زده اند 14 تن از آنان متعلق به خاندان شیخ احمد قمی و ایرانیان شیعه مذهب بوده است .کتاب سفینه سلیمانی نوشته محمد ربیع بن محمد ابراهیم منشی هیئت دیپلماتیک ایرانی که از دربار شاه سلیمان صفوی عازم دربار نارای کبیر پادشاه برجسته سیام و کسی که با ایفای نقش ایرانیان به قدرت رسیده بود شده بودند به شرح مفصلی از نقش و جایگاه برجسته ایرانیان در دربار سیام ودیگر کشورهای همجوار از جمله اندونزی وبرمه اشاره می نماید[xxiv].ایرانی ها طی دو قرن 16 و 17 میلادی یعنی قبل از حضور غربی ها ،نقش وسهم حائز اهمیتی در دربار سیام بر عهده داشتند .نکته قابل توجه اینکه هر چند ورود وگسترش اسلام در تایلند (سیام ) از دو دروازه ورودی مختلف صورت گرفته ونواحی جنوبی این کشوریعنی سرزمین پتانی متاثر از موج مذهبی مربوط به مجمع الجزایر ملایو می باشد ولی ذکر این نکته ضروری است که یادآورشویم علاوه بر شیخ احمد قمی و نوادگانش که در پایتخت و نواحی مرکزی حضور داشتند ،یکی از سلاطین برجسته منطقه پتانی در جنوب تایلند یعنی سلطان سلیمان ،ایرانی بود .موضوع حائز اهمیت دیگر اینکه نوادگان شیخ احمد قمی که به خانواده بوناک و چولا شهرت دارند هم اکنون جزء خانواده های ثروتمند وشناخته شده تایلند بشمار رفته و در مناصب حکومتی نقش دارند. قدیمی ترین مساجد در بانکوک و جنوب تایلند مبوط به ایرانیان بوده ومملو از آموزه های شیعی است .مراسم آئینی محرم که یکی از جاذبه توریستی این کشور نیز بشمار می رود ، با حضور پادشاهان و مقامات عالیرتبه اجراء می گردید حتی امروزه نیز این مراسم مورد توجه بوده و تا چندی پیش پادشاه و شخص ملکه این مراسم را افتتاح می نمودند[xxv].
در کشور برمه که اسلام از قرن 15 میلادی تا اواخر قرن 18 متناوبا بر منطقه آراکان ودیگر بخش های این سرزمین حاکمیت یافت به دلیل همجواریش با شبه قاره تحت تاثیر فرهنگ ایرانی و فارسی بود.تا قبل از سلطه بریتانیا یعنی اوائل قرن 19 ،زبان فارسی زبان رسمی دربار آراکان بود.همچنین ایرانیان در دربار پادشاهان نواحی مرکزی دارای مسئولیت های دولتی بودند.در پایتخت قدیمی برمه یعنی مندلی منطقه ای بنام منطقه ایرانی ها وجود داشت که هم اکنون نیز به همین نام شهرت داشته و برخی خانواده های ایرانی الاصل نیز با نام های ایرانی شیرازی ،کاشانی ،بهبهانی ،اصفهانی در رانگون ومندلی وجود دارد.قدیمی ترین مساجد در شهر رانگون و مندلی مربوط به شیعیان هندی –ایرانی می باشد که با نامهای مسجد شیعه مغول و پنجه مسجد شهرت دارد.قبرستان قدیمی ایرانیان در شهر رانگون مملو از آثار و نام های ایرانی است و هنوز هم نسل قدیمی ایرانیان در رانگون ومندلی به راحتی به زبان فارسی سخن می گویند.نکته قابل توجه آمیختگی سنت های فرهنگی و مذهبی هندی ایرانی در میان شیعیان تایلند و برمه می باشد. دلیل اصلی این آمیختگی این است که اکثر ایرانی هایی که به قصد تجارت به این کشورها سفر کرده ودر آنجا اقامت گزیدند ،ایرانی هایی بودند که در هند اقامت داشتند .بوضوح می توان این تلفیق فرهنگی ومذهبی ایرانی –هندی در منطقه را در آئیین های مذهبی محرم که در بین شیعیان تایلند و برمه رواج دارد مشاهده کرد[xxvi].
-بررسی نقش عامل شیعی در فرضیه منشاء چینی
سرزمین چین از اقصای ترکستان تا کرانه های دریای چین ،اگر چه به عنوان بخشی از سرزمین های اسلامی شناخته نیست ،اما همواره در طول 13 قرن گذشته جمعیتی از مسلمانان را در خود جای داده ودر تاریخ خود به روشنی نقش عنصر اسلامی در تحولات کشور را بازنمایانده است .به دلیل اهمیت چین در مناسبات تجاری وسیاسی وبین المللی ، این سرزمین در طول قرون متمادی گذشته محل ومقصد تجاری بسیاری از بازرگانان و تجاری بود که از سایر سرزمین ها از دو مسیر خشکی و دریایی جاده ابریشم به دادوستد های تجاری وفرهنگی با ساکنان این سرزمین می پرداختند.تجارت اعراب وایرانیان با بنادر جنوبی چین ،در سده های نخست اسلامی نیز همچون گذشته بی وقفه ادامه داشته و همین امر زمینه ی پیدایی مهاجرنشین های مسلمان در نواحی ساحلی جنوب وبرخی نواحی دیگر را پدید آورد.سابقه ورود ومعرفی اسلام به چین را به دوره های نخست هجری نسبت می دهند هر چند اثبات افسانه های چینی مبنی بر اینکه اسلام توسط سعدابن وقاص که مقبره ای نیز بنام او وجود دارد و یا فردی بنان وهب ابوکبشه از خویشاوندان پیامبر ص اولین داعی ومبلغ اسلام در چین بوده و همچنین اینکه انتساب اولین هیئت اسلامی اعزامی به چین را مربوط به دوره خلیفه سوم دانسته اند ،نیازمند بررسی بیشتری است .
نکته حائز اهمیت در نقش چین در معرفی و گسترش اسلام در آسیای جنوب شرقی اینکه ،بسیاری از منابع بر این موضوع تاکید دارند که بازرگانان و تجار مسلمان عرب ،ایرانی و هندی در مسیر مراودات بازرگانی و تجاری خود با چین ودر میانه راه در سرزمین های مالایو و مناطق همجوار توقف کرده و با فراهم دیدن زمینه ها و امکان اسکان وتجارت وتبلیغ بصورت موقت ودائم در آن سکونت کرده و به معرفی و ترویج اسلام پرداختند.بر اساس این فرض اثبات این نظریه که آیا نخستین مبلغان چینی از خود بومیان مسلمان چین بوده اند و یا مسلمانان مهاجر از دیگر سرزمین ها که به قصد تجارت و یا تبلیغ راهی سرزمین چین شده بودند نخستین داعیان اسلام بودند چندان تبیین نشده است .
در خصوص نقش عامل شیعی در منشاء چینی قرائن متقن واثبات شده ای وجود ندارد هر چند ذکر این نکته ضروری است که شیعیان اسماعیلی بر مناطق مرکزی آسیا و ترکستان نفوذ داشته و همچنین سادات در معرفی وگسترش اسلام در چین نقش داشته اند. سید اجل شمس الدین ،از سادات ایرانی که فرمانده یکی از کشتی های بزرگ تجاری بود توانسته بود در قرن 8 هجری قمری حکومتی را در جنوب غربی چین ویون نان تاسیس و سالیان درازی او وفرزندانش بر این نواحی حکومت نمایند.همچنین برخی منابع بر توقف سادات حضرموت در برخی نواحی چین اشاره دارد وبراین نکته یادآورمی شوند که سادات حضرموت قبل از ورود به آسیای جنوب شرقی در چین ساکن بودند[xxvii].
نتیجه گیری :
-سابقه و پیشینه آشنایی مردم آسیای جنوب شرقی با تشییع قدیمی و تاریخی است واگر چه مسلمانان آسیای جنوب شرقی ، عمدتا بر مذهب شافعی می باشند که مذهب غالب بر هند ،ایران قبل از صفویه و همچنین یمن نیز بوده است ولی مستندات وشواهدی از حضورو نقش تاریخی مذهب شیعه در ورود و گسترش اسلام در این منطقه وجود داشته و جریانهای تاثیرگذار در نشر اسلام که از حضرموت یمن ، هند و ایران وارد این منطقه شده اند برخی آموزه های مذهبی و فرهنگی شیعه را نیز با خود به ارمغان آورده اند .
-بر فرض اینکه اعراب وسادات حضرموت پیرو مذهب اهل سنت بوده اند ولی این حقیقت که آنان فرزندان امام جعفر صادق ع بنیانگذار مکتب جعفری بوده و متاثر از این مکتب نیز بوده اند غیر قابل انکار می باشد.
-تصوف که نقش اساسی در فرایند اسلامی سازی در آسیای جنوب شرقی ایفاء نموده است متاثر از آموزه های صوفیانه شیعی است و بسیاری از سنت های فرهنگی و آثار ادبی و عرفانی مالایی بیش از آنکه با آراء و دیدگاههای صوفیان سنی مذهب سازگار باشد از آموزه های شیعی تاثیر پذیرفته است .
-تعامل وسازگاری مذهبی میان شیعه وسنی در منطقه آسیای جنوب شرقی به دلیل محبت مردم این منطقه به خاندان اهل البیت ع پیامبر ص و همچنین آشنایی آنان با فرهنگ شیعی ، از دیرباز وجود داشته و سابقه تعارضات مذهبی شیعه وسنی در این منطقه مربوط به دوره معاصر ودر پی ظهورو رشد گرایشات افراطی اسلامی در آن می باشد.
[i] - نگاه کنید به :A.Reid,Southeast Asia in the Age of commerce ;The lands Blow the winds.-K.Chauduri.Indonesia in the Early seaborn trade of the Indian ocean.-D.Evangelista."some Aspect o f the History of Islam in Soustheast Asia.-A.H.ohns."Islam in Southeast Asia".-U.Tjandrasasmita."The Arrival and Expansion of slam in Indonesia in Relation to southeast Asia".
[ii] - مراجعه کنید به :ام .بی .هوگر،اسلام در جنوب شرقی آسیا .قیصر مجول ،الاسلام فی الشرق الاقصی ،شاکر مصطفی ،موسوعه دورالعالم الاسلامیو رجالها .محمد ضیاء شهاب ، الامام المهاجر.
[iii] - حسینی اشکوری، سید صادق. ألقاب السّادة. قم، مجمع الذخائر الإسلامیه، ۱۴۱۹ هـ.ق.
منابع اللمعة الدمشقیة. تاریخ اسلام و اصطلاحات متداول در بین مسلمانان .
[iv] - دائره المعارف فارسی (زیر نظر غلامحسین مصاحب)، مدخل: علوی و سید.محمد ضیاء شهاب ،الامام المهاجر ،دالشروق ،مملکه السعودیه .
[v] - شاکر مصطفی ،موسوعه دورالعالم الاسلامی و رجالها ،قیصر مجول ،الاسلام فی الشرق الاقصی .
[vi] - اثر محمد ضیاء شهاب و عبدالله بن نوح (چاپ دارالشروق للنشروالتوزیع والطباعه ،المللکه العربیه السعودیه ، 1400 هجری ).
[vii] - بنگرید به ؛ الامام المهاجر ، محمد ضیاء شهاب و عبدالله بن نوح ، دارالشروق للنشر والتوزیع والطباعه .الملکه العربیه السعودیه .1980.
[viii] محمد ضیاء شهاب ، الامام المهاجر ، دارالشروق للنشر و التوزیع ،ص 121.
[ix] - همان منبع.
[x] - همان منبع.
[xi] - امام حنیفه شاگرد امام جعفر صادق ع بوده و امام شافعی نیز شاگرد امام ابوحنیفه .برخی از علمای بزرگ امامیه همانند شیخ مفید کرسی فقه اهل سنت داشته و مرجع فقهی اهل سنت نیز بوده است .
[xii] - فرانسیس رابینسون ، امپراطوران مغول و سلسله های اسلامی هند ، ترجمه نصرآبادی ،2007 .
[xiii] - مجموعه مقالات سمینار بین المللی بررسی تاثیر تصوف ایرانی در شرق آسیا ، تصحیح دکتر امتیاز یوسف ،دانشگاه اسامپشن بانکوک 2004.
[xiv] - نگاه کنید به ،محمد علی ربانی ، نقش واسطه گری هند در معرفی و ترویج فرهنگ وتمدن اسلامی در آسیای جنوب شرقی ،فصلنامه چشم انداز فرهنگی ،شماره 26 ،تابستان 1998. شیعه در آسیای جنوب شرقی ،محمد علی ربانی ، فصلنامه کیهان فرهنگی شماره 8، 1999 .
[xv] - به نقل از "تاثیر زبان وادبیات فارسی وفرهنگ ایرانی در زبان و ادبیات وفرهنگ اندونزی ، محمد ظفر اقبال ،رساله دکترا ،دانشگاه تهران ،2005.
[xvi] - علاوه بر امام ابوحنیفه که ایرانی بوده و امام حنبل که عرب ایرانی بود ، اکثر بزرگان حدیث همانند نویسندگان صحاح سته ومفسرین وکلامین واهل حدیث اهل سنت از دیار ایران بوده اند.
[xvii] - نگاه کنید به :رسول جعفریان ،جغرافیای تاریخی وانسانی شیعه ،علامه طباطبایی ،شیعه در اسلام ؛بیدل نصیری ،تشییع در مسیر تاریخ .
[xviii] - نزهه القلوب ،صفحات 67.71 و77 .
[xix] - طاهري، محمود، سفرهاي دريائي مسلمين در اقيانوس هند، مشهد، آستان قدس رضوي، 1380هـ.ش. 3) ؛ وحيد مازندراني، همان، ص60-59؛ محمد علی ربانی ، شناسنامه فرهنگی اندونزی ،سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامی .اسماعیل مارکوفسکی ،حضور پرسیا در آسیای جنوب شرقی ،کوالالامپور ،2009.
[xx] - محمد ظفر اقبال ،"تاثیر زبان وادبیات فارسی وفرهنگ ایرانی در زبان و ادبیات وفرهنگ اندونزی ، محمد ظفر اقبال ،رساله دکترا ،دانشگاه تهران ،2005
[xxi] - اگوست سون یوتو ،اطلس ولی سونگو ،نهضت العلماء ltn pbnu
[xxii] - مجموعه مقالات سمینار بین المللی بررسی تاثیر تصوف ایرانی در شرق آسیا ، تصحیح دکتر امتیاز یوسف ،دانشگاه اسامپشن بانکوک 2004.
[xxiii] - برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به ، محمد علی ربانی ، سنت های محرم در آسیای جنوب شرقی ، کیهان فرهنگی ،سال بیست وچهارم فوریه 2008 .
[xxiv] - -محمد ربیع بن محمد ابراهیم ،سفینه سلیمانی ، دانشگاه تهران ،به کوشش دکتر عباس فاروقی ، 1378.
[xxv] - Plubplung Kongchana, A History of the Chula Raja Montri Position (Shikh ul –Islam ) ,JCAS Symposhium,17 2005.
[xxvi] - محمد علی ربانی ، ایرانیان برمه ، گزارش سفر ، مجله چشم انداز، تابستان 1388.
[xxvii] - مراجعه کنید به ؛ جان سین لیان ، تاریخ روابط چین وایران ،ترجمه جان هون نین ،پژوهشکده زبان وگویش ، تهران 1385.رضا مرادی ،اسلام در چین ، آستان قدس رضوی ،مشهد ،1382.