مسلمانان در ژاپن معاصر

کِیکو ساکورای

مترجم: علی محمد سابقی

 

خانم کِیکو ساکورای؛ استاد مؤسسه ی مطالعات لیبرال در دانشگاه واسِدای ژاپن است. وی مؤلف کتاب های شیعه ها (2006)، جامعه ی مسلمانان در ژاپن(2003)، ایران معاصر: تغییر در سرزمین خدا(2001) و دیگر تألیفات است.

آدرس تماس با او: Keiko.sakurai@waseda.jp

 

خلاصه مقاله:

در این مقاله آماری تحلیلی از مسلمانانی که در ژاپن زندگی می کنند، با تأکید بر جوامع مسلمان و فعالیت های اجتماعی آنان ارایه می شود.

 

یافته های اصلی

مسلمانان متولد خارج، 80 تا 90 درصد جمعیت مسلمانان در ژاپن را تشکیل می دهند که در دهه های 1980 و اوایل دهه ی 1990 عمدتاً به دلایل اقتصادی به اين کشور مهاجرت کرده اند. تعدادی نیز با ویزای کوتاه مدت وارد شده و بصورت غیر قانونی اشتغال به کار پیدا کرده و سپس از طریق ازدواج به اقامت دایم قانونی دست یافته اند. اقلیت مسلمان ژاپن از نظر ملیت، اصالت نژادی، زبان، اعتقادات فرقه ای، زمینه های اجتماعی- اقتصادی، و محل زندگی به گروه هاي مختلفي تقسیم بندی می شوند. مسلمانان مقيم ژاپن، در نتیجه ی تعلقات گروهی مختلف، نتوانسته اند جامعه ي واحد بزرگی را تشکیل دهند و فاقد سازمان و یا مسجد واحدی هستند که بتواند از طرف همه ی آنان نمایندگی کند. مسلمانان اگر چه با مشکلات مشابهی مواجهند، ولي به همين دليل هم از جامعه ی بزرگ ژاپنی و هم از دیگر مسلمانان جدا شده و لذا اغلب با چالشها بصورت فردي و یا در گروههای کوچک رو يا رو می شوند.

 

الزامات سیاسي

· در ژاپن مسلمانان از نظر تعداد کم و به لحاظ زمینه های نژادی، اقتصادی، مذهبی و سکونت گاه جغرافیایی متنوع هستند. این خصوصیات رابطه ی آنان با جامعه ی میزبان را منحصر به فرد ساخته و مقایسه ی آنان با مهاجران مسلمان در غرب را مشکل کرده است.

· چالش های جدید سوء ظنی که پس از یازدهم سپتامبر مسلمانان در ژاپن با آن رو به رو هستند برخی از اعضای این گروه را خسته کرده، ولی تاکنون نشانه ای از این که این جمعیت به رادیکال شدن روی آورده باشد یا این که احتمالاً به تهدیدی برای جامعه ی ژاپنی تبدیل شده باشد مشاهده نشده است. 

· در حال حاضر، پیش بینی اینکه نسل بعدی مسلمانان در آينده تا چه ميزان خود را با فرهنگ ژاپنی منطبق مي سازند مشکل است، زیرا بيشتر اعضای نسل دوم حتی به سن نوجوانی هم نرسیده اند. به هرحال، از آنجا كه فرزندان نسل دوم از نظر نژادی و سکونت گاهی با هم متفاوت هستند، احتمال می رود که این گروه نیز آنقدر متنوع باشند که نتوانند به اقدام جمعی دست بزنند.

· ژاپن به عنوان جامعه ی میزبان نیاز به برخورد باز تر نسبت به جامعه ي مسلمانان و پذیرفتن راه و روش های زندگي اسلامی آنان دارد ولازم است مسلمانان موجود در اين کشور اعم از خارجی و ژاپنی را به عنوان یک اقلیت مذهبی به پذیرد. 

 

تا اواسط دهه ی 1980 میلادی، تعداد و حضور مسلمانان در ژاپن غیر محسوس و ناپیدا بود، تا این که هجوم کارگران مهاجر مسلمان به دلایل اقتصادی به اين کشور توجه ها به خود جلب کرد. آمار رسمی ای وجود ندارد، ولی اغلب برآورد می شود که در حال حاضر در ژاپن بیش از هفتاد هزار مسلمان با مليت های گوناگون زندگی می کنند، که به ترتيب اندونزیایی ها، پاکستانی ها، بنگلادشی ها، و ایرانی ها بزرگترین گروه های این جمعیت را تشکیل می دهند.

این مقاله اطلاعات و تحلیل هایی جمعیت شناسانه پیرامون جمعیت مسلمانان مهاجر ژاپن –جامعه ای که عموماً در ادبیات علمی امروزه کمتر مورد توجه قرار گرفته است- ارایه می کند. این مقاله خصوصيات پس زمینه های اجتماعی- اقتصادی این مسلمانان و مسایل مربوط به زندگی در یک جامعه ی غیر اسلامی، هویت، و جامعه سازی را مورد  بررسی قرار می دهد. از این طریق، مقاله ویژگی های اصلی مسلمانان در ژاپن را برجسته می كند و چالش های پیش روی این جمعیت در جامعه ی میزبان را مورد تحقیق قرار می دهد. این مقاله به پنج بخش تقسیم می شود:

-       در بخش اول اطلاعاتی پیرامون آمار نگاری مسلمانان در ژاپن ارایه می شود؛

-       بخش دوم نقش مساجد در ژاپن را مورد بررسی قرار داده و مشخص مي كند که مساجد فضاهای چند منظوره هستند؛

-    فعالیت های جامعه سازانه را ارزیابی و ثابت می کند که، مسلمانان در ژاپن به خاطر پس زمینه های مختلف و شرایط کنونی، از اکثریت جامعه ی بزرگ ژاپنی کناره گرفته و تحت هویت واحدی هم متحد نشده اند؛

-       چالش های ویژه ای که مسلمانان براي اقامت در ژاپن با آنها مواجهند را ارزیابی می کند؛

-    تصور می کند که بعید است مسلمانان جوامع بزرگی را در اين كشور شکل دهند و استدلال می کند که مقایسه ی جمعیت مسلمانان ژاپن با گروههای مهاجر مشابه در غرب مشکل است.

 

مسلمانان در ژاپن: آمار جمعیتی

برآورد ميزان جمعیت مسلمان

تعداد جمعيت مسلمانان غیر ژاپنی ساکن ژاپن در سال 2004 میلادی، بین شصت تا هفتاد هزار نفر تخمين زده شده است، که بیشتر آنان را مردان تشکیل می دهند[1]. یک برآورد آماری به نقل از سازمان کنفرانس اسلامی(OIC ) از تعداد تمامی افراد مقیم به ثبت رسیدۀ خارجی ساکن در ژاپن از کشور های عضو اين سازمان را (67746) نفر ذكر كرده است شروع كرده، غیر از خارجی های دارای ویزای موقت گردشگري که(11525 نفر) است، و تعداد افراد اقامت کنندۀ بیش از حد مجاز قانوني از اندونزی(7246 که نفر در سال 2004 بوده است) تا می رسد به جمعیت 63467 نفری مسلمانان خارجی[2]مقیم ژاپن. این روش آمار گیری از این نظر که برخي از کشور های عضو (OIC ) مثل مالزی و لبنان كه دارای تعداد زیادی غیر مسلمان هستند، و مسلمانانی که از کشور های غیر عضو همچون هند و سریلانکا هستند را در بر نمی گیرد، دقیق نیست. ولي به هرحال، علی رغم این نواقص، این روش قابل اعتماد ترین راه در دسترس برای برآورد تعداد خارجیان مسلمان مقیم ژاپن است.  

مسلمانان خارجی

مسلمانان خارجی حدوداً 80 تا 90 در صد جمعیت مسلمان مقيم ژاپن را تشکیل می دهند. بیشترین بخش این جمعیت شامل اندونزیایی ها، و سپس پاکستانی ها، بنگلادشی ها و ایرانیان می شود. در سال 2004 جمعیت اندونزیایی ها که بصورت قانونی در ژاپن اقامت داشتند 23890 نفر می شدند. تعداد مهاجران قانونی پاکستانی(8610نفر)، بنگلادشی(10724 نفر)، و ایرانی(5403 نفر) بودند که جمعاً کمی بیش از 25000 نفر می شدند. جمعیت مهاجران اندونزیایی، پاکستانی، بنگلادشی و ایرانی(48627 نفر) 70درصد جمعیت مسلمانان خارجی در ژاپن را به خود اختصاص می دادند[3]. اگرچه تعداد قابل توجهی از مالزیایی ها نیز در ژاپن اقامت دارند كه اکثر آنان از اقلیت چینی بوده و مسلمان نیستند[4].

مهاجران مسلمان در ژاپن را بر اساس اقامت قانونی آنان می توان به پنج دسته تقسیم کرد، همانگونه که در جدول شماره یک آمده است.

در دهه ی 1990 تعداد دانشجویان خارجی مسلمان در کالجها و دانشگاهها افزایش یافت، که برخی از آنان پس از فارغ التحصیلی در ژاپن اشتغال به کار پیدا کرده  و در این کشور اقامت گزیدند. بر اساس آمار رسمی، تعداد دانشجویان از کشور های عضو (OIC) که در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ژاپن ثبت نام کرده اند از تعداد 1957 نفر در سال 1986 به 6758 نفر در سال 2004 افزایش یافته است[5].

اغلب مسلمانان دور از وطن در اواسط دهه ی 1980 و اوایل دهه ی 1990 برای کار یابی وارد ژاپن شدند. اگرچه اکثراً با این انگیزۀ مشترکي وارد کشور شدند، سابقه ی اجتماعی و اقتصادی این مهاجران و شیوۀ ورود آنان متفاوت بود. خصوصیات مشترک این مهاجران این بود که آنان مردان سنی مذهب در سنین بین بیست و سی سالگی با تحصیلاتی در حد راهنمایی بودند[6].

اندونزیایی ها: بزرگترین بخش جمعیت مسلمانان دور از وطن مقیم ژاپن را اندونزیایی ها تشکیل می دهند که تعدادی از آنان تحت عنوان گذراندن دوره های آموزش صنعتی(ITP) و برنامه ی تحصیلی فنی(TIP) با ویزای آموزشی وارد ژاپن شده اند. طبق یک سر شماری که توسط سازمان همکاری های بین المللی آموزشی ژاپن (JITCO) انجام شده، نشان می دهد که اغلب هنر جویان اندونزیایی در سن بیست سالگی  یا اوایل سی سالگی هستند که 4/69 درصد فارغ التحصیل دبیرستان و 7/9 درصد فارغ التحصیل کالج می باشند[7]. آمار خارجیان ثبت شده نشان می دهد که اغلب اندونزیایی ها در منطقه ی چوبو ساکن هستند، برخلاف آسیای جنوبی ها و ایرانیان که 70 تا 80 درصد آنان در منطقه ی کانتو زندگی می کنند.

پاکستانی ها: مهاجرت کارگران مرد پاکستانی به خارج از کشور به منظور فرار از بیکاری داخلی و ارسال در آمد خود به خانه، از تاریخ طولانی ای برخوردار است. با کاهش ناگهانی قیمت نفت در سال 1983، کشور های عرب تولید کنندۀ نفت که سابقاً مقصد اولیه ای برای اين مهاجران پاکستانی بودند، جذابیت خود را به عنوان مقصد کار یابی از دست دادند، و مهاجرت به ژاپن افزایش یافت. همانگونه که جدول شمارۀ 2 نشان می دهد، مهاجرت از پاکستان در خلال دهه ی 1980 افزایش یافت و در سال 1988 به اوج خود رسید. اگرچه آمار و ارقامی از سوابق اجتماعی – اقتصادی پاکستانی های مقیم ژاپن در دست نیست، ولی بر اساس شواهد شنیده شده- و با در نظر گرفتن این واقعيت که این افراد به قصد سفر ازكشور خارج شده و در موارد زیادی به خوبی به زبان انگلیسی تکلم می کنند- می توان پذیرفت و حدس زد که اعضای این گروه از خانواده های متوسط و متوسط به پایین پاکستانی آمده اند و حد اقل دارای تحصیلات دبیرستانی هستند.

بنگلادشی ها: براساس سرشماری به عمل آمده از 113 بنگلادشی در سال های 89-1988 در ژاپن، اغلب آنان با ویزای پیش دانشگاهی وارد کشور شده اند[8]. این مهاجران بیشتر از شهر های بزرگ با تحصیلاتی بالاتر از حد متوسط بنگلادشی ها، و از خانواده های متوسط به بالایی هستند که توان پرداخت هزینه ی سفر به ژاپن و هزینه ی ثبت نام در مدارس غیر دولتی زبان ژاپنی را دارند. به خاطر چالش تأمین هزینه های زندگی و پرداخت هزینه های آموزشی، اغلب مهاجران بنگلادشی مقیم ژاپن ، فرا تر از ميزان مجاز زمان اقامت به کار اشتغال پیدا کرده اند. تعداد زیادی تحصیل را رها کرده، و به کار گر غیر قانونی تبدیل شده اند. طبق یک سرشماری که در سال 1991 از 510 کارگر بنگلادشی که سن متوسط آنان 29 سال بوده به عمل آمده است، نشان می دهد که 70 درصد آنان در کارخانه های تولیدی، 14 در صد در ساختمان سازی و 13 درصد در بخش خدمات اشتغال دارند[9].

ایرانیان: مهاجرت از ایران که در سال 1991 به اوج خود رسید، هجوم عمدۀ دیگری از کارگران مسلمان خارجی به ژاپن را تشکیل می دهد(نگاه کنید به جدول شماره یک). طبق سرشماری سال 1993، اکثر این تازه وارد ها از شهر های بزرگ بوده، 60 درصد فارغ التحصیلان راهنمایی، و 70 درصد آنان مجرد بودند. سن متوسط این افراد 28 سال بود[10]. تعداد زیادی از ایرانیان، بدنبال آغاز جنگ ایران- عراق، با شرایط بیکاری شدید در کشور مواجه شده و با ویزای جهانگردی وارد ژاپن شدند. ایرانیان ابتدا جایگاه خالی– اغلب در ساختمان سازی و صنایع کوچک- کارگران پاکستانی و بنگلادشی که از کشور خارج شده بودند را پر کردند. به هر حال، پس از سقوط اقتصاد حباب گونه ی ژاپن در سال 1992، تعداد ایرانیانی که کار خود را از دست داده و یا نتوانستند شغلی بیابند به شدت افزایش یافت. هنگامی که دولت اعمال سیاست سختگیرانه علیه افرادی که بیش از حد قانونی اقامت کرده بودند را آغاز کرد، بیشتر کارگران ایرانی اخراج شدند.

از آنجا که دولت اجازۀ اشتغال به کارگران غیر ماهر نمی داد، تعداد زیادی از این مهاجران اصولاً با ویزای موقت گردشگری و یا دانشجویی وارد مي شدند. کارگران خارجی اگرچه از نظر قانونی از اشتغال به کار محروم بودند، ولی به راحتی در کارخانه ها و کارگاههای ساختمانی که در خلال بحران اقتصاد حبابی با کمبود کارگر مواجه شده بودند، مشغول به کار می شدند. به هر حال، دولت ژاپن با موج ناگهانی کارگران مهاجر غیر قانونی مواجه شده و در سال 1989 ابتدا سیاست اعطای مجوز کار بدون داشتن ویزا به اتباع پاکستانی و بنگلادشی را لغو و در سال 1992 آن را در مورد اتباع ایرانی نیز اعمال کرد. هنوز هم ژاپن این اعمال محدودیت در ورود را که با هدف حل موقت مشکل کارگران مهاجر غیر قانونی اعمال کرد، بر نداشته است. تصویب قانون جدید کنترل مهاجران و شناسایی پناهندگان هم کاهش تعداد مهاجران مسلمان را تسریع کرد. این قانون که از سال 1990 به مورد اجرا گذاشته شد، مجازات هایی را علیه کسانی که کارگران غیر قانونی غیر ماهر و یا نیمه ماهر را به کار گرفته یا با آنان قرار داد کاری منعقد سازند، در نظر گرفته است. به دنبال تصویب این قوانین، تعداد زیادی از کارگران غیر قانونی شغل خود را از دست دادند. با شکل گیری این مشکلات، بازار کار به همراه سقوط اقتصاد ژاپن در اوایل دهه ی 1990 عقب نشینی کرده، و تعداد قابل توجهی از کارگران خارجی، ازجمله کارگراني از کشور های اسلامی که کار خود را از دست داده بودند، را مجبور به ترك ژاپن كرد.

به هر حال، تعداد زیادی از این مهاجران آسیای جنوبی و ایرانی ها، گزینه ی اقامت بیش از حد مجاز را انتخاب کرده، و انبوهی از افراد با اقامت بیش از حد مجاز و غير قانوني در ژاپن را که مدت اعتبار ویزایشان به پایان رسیده بود به وجود آوردند. همانگونه که در جدول شماره 2 نشان داده شده است، در سال 1992 حدود پنجاه هزار نفر پاکستانی، بنگلادشی و ایرانی فاقد ویزای معتبر در ژاپن اقامت داشتند. اگرچه دولت ژاپن خواستار اخراج افراد فاقد ویزای معتبر بود، تعدادی نیز مجوز اقامت دایم را کسب کردند.

 

دریافت مجوز اقامت دایم از طریق ازدواج

       بیشتر مسلمانان غیر ژاپنی که با زنان ژاپنی ازدواج کرده اند، به عنوان همسران افراد دارای ملیت ژاپنی، موفق به دریافت اقامت دایم شده، و زندگی خود را هم از لحاظ قانونی و هم از نظر اقتصادی امن تر کرده اند. سهم مردان پاکستانی و ایرانی دارای زن ژاپنی 80 درصد است، در حالی که سهم بنگلادشی ها 51 درصد و اندونزیایی ها 41 درصد است[11]. تعداد پاکستانی هایی که دارای اقامت بلند مدت و یا دایم و یا به عنوان همسر و فرزند فرد داراي ملیت ژاپنی یا دارای اقامت دایم هستند، از 541 نفر در سال 1990، به 3554 نفر در سال 2004 افزایش یافته است. در خلال همین مدت جمعیت اين دسته از ایرانیان در ژاپن از 311 نفر به 2958 نفر افزایش یافت؛ و بنگلادشی ها از 338 نفر به 1947 رسید، و اندونزیایی ها از 709 نفر به 5337 نفر افزایش یافت[12]. سهم بالای ازدواج بین پاکستانی ها با افراد دارای ملیت ژاپنی دلیل اشتغال بیشتر پاکستانی ها در فعالیت های مذهبی در ژاپن است(در زیر پیرامون آن بحث شده است). اقامت قانوني یافتن یک عده از مسلمانان خارجی مقیم ژاپن، موجب شد تا تعداد زیادی از این مهاجران با موفقیت از موقعیت کارگران ماهر کارخانجات و کارگاه های ساختمانی به جایگاه خود اشتغالی و تجارت منتقل شوند. 

 

مسلمانان ژاپنی

تعداد ژاپنی هایی که به اسلام گرويده اند به تدریج افزایش یافت، اگرچه آمار رسمی در خصوص تعداد مسلمانان ژاپنی وجود ندارد. این تازه مسلمانان را بصورت کلی می توان به دو گروه تقسیم کرد. گروه اول اصولاً شامل افرادی می شود که با فرهنگ اسلامی یا از طریق مطالعه ی اسلام و یا آموزش زبان عربی یا تماس مستقیم با مسلمانان در طول مسافرت، تحصیل، یا اشتغال به کار در کشور های اسلامی آشنا شده اند. گروه دوم را اساساً زنانی تشکیل می دهند که با خارجیان مسلمان ازدواج کرده اند. این گروه اکثریت زنان مسلمان را به خود اختصاص می دهند. فرزندان حاصله از این نوع ازدواج ها به عنوان «متولدین مسلمان» تلقی می شوند که در نتیجه موجب افزایش جمعیت مسلمانان در ژاپن می شوند.

 

نقش مساجد در ژاپن  

 

مساجد فضاهای چند منظوره

در ژاپن مساجد تنها محل عبادت نیستند، بلکه علاوه بر آن محلی برای گردهمایی و تبادل اطلاعات نیز هستند. اگر چه بودجه های مورد نیاز برای خرید زمین و ساخت مساجد از طریق هدایای مسلمانان محلی جمع آوری می شود، برخی از مساجد نیز از افراد و سازمان های خارجی تبرعات دریافت می کنند[13].

اگرچه برخی از مساجد در پي اهداف نژادی و فرقه گرایانه هستند، ولی مساجد موجود در ژاپن عمدتاً فضاهای چند منظوره به حساب می آیند. از آنجا که مسلمانان در ژاپن اقلیت کوچکی هستند- که پراکنده زندگی می کنند، بدون حاكميت یک گروه غالب و مسلط، و تعداد مساجد هم محدود است- این مساجد الزاماً بین الاقوامی، چند زبانه، چند مذهبی( مکاتب فقهی)، و چند فرقه ای هستند. اگرچه پاکستانی ها در اغلب مساجد حضوری جدی تر دارند، دیگر ملیت ها کنار گذاشته نشده اند؛ بنگلادشی ها، سریلانکایی ها، اندونزیایی ها، و ژاپنی هاي مسلمان شده هم در تعدادی از مساجد فعال هستند، و با هم به زبان هایی همچون ژاپنی، انگلیسی، اردو، هندی، بنگالی، مالایی و عربی با هم ارتباط برقرار می سازند. خطبه ها به زبان مادری ائمه ی جمعه و جماعات (رهبران برگزارکنندۀ مراسم عبادي)خوانده شده و در صورت لزوم توسط داوطلبان ترجمه می شوند. ترجمه ی خطبه های مهم اغلب از طريق وب سایت ها برای دیگران ارسال می گردد. با افزایش تعداد مسلمانان دارای ویزای اقامتی بلند مدت، مسلمانان با سابقه ی زبانی گوناگون به زبان ژاپنی با هم ارتباط برقرار می کنند. زبان انگلیسی بصورت رسمی زبان مسجد ناگویا انتخاب شده است، که موجب جلب تعداد زیادی از دانشجویان از ملیت های مختلف از مناطق اطراف گردیده است.

مساجد به عنوان محلی که اختصاصاً به مسلمانان تعلق دارند، با منظور های مختلفی از جمله فعالیت های اداری، کتابخانه ای، فعالیت های کامپیوتری، آشپزی، لباسشویی، و حتی محل استراحت مورد استفاده قرار می گیرند. تعدادی از مساجد در ایام تعطیلات  هفته خدمات اقامت شبانه به مراجعه کنندگان ارایه می کنند. در نتیجه، مردم در ژاپن از مساجد نه تنها به عنوان محلی برای برگزاری مراسم عبادی و گردهمایی های مذهبی بلکه برای ازدواج، مراسم کفن و دفن اموات، آموزش های دینی، و گردهمایی های اجتماعی و تجاری نیز استفاده می کنند. در مناسبات مختلف توسط آشپزخانه های مساجد غذاهای مذهبی(حلال) ارایه می شود. مثلاً، در طول ماه رمضان، تعداد زیادی از خانواده ها برای افطار یا شکستن روزه به مساجد می آیند، و غذای خود را در كنار همکیشان خود صرف می کنند.

از آنجا که هزینه های زمین و ساخت و ساز فراتر از توان مالی مسلمانان مهاجر است، اغلب با تغيير كار بري از ساختمان ها، کارخانه ها، یا منازل باز سازی و یا تغییر شکل داده به عنوان مسجد مورد استفاده مي شود. برای ايجاد شبستان های بزرگ، اغلب دیوار ها برداشته شده و محراب(یک تاق قوسی تزیین و تعبیه شده در دیوار که جهت مکه را نشان می دهد)، با منبری در کنار محراب، ساخته می شود. با جایگاهی برای ساختن وضو (شستشوی دینی) در جنب آن. برخی از مساجد یک طبقه از ساختمان یا فضایی مجزايي را برای نماز گزاران خانم اختصاص می دهند. هزینه ی نگهداری و مدیریت مساجد در ژاپن عمدتاً از طریق تبرعات مسلمانان محلی تأمین می شود.

 

رهبری(امام جماعت)

هر مسجدی امام جماعتی برای امامت نماز های یومیه و سایر فعالیت های دینی دارد. بیشتر این ائمه ی جماعات را، بدون گذراندن دوره های خاص امامت، می توان راهنمایان آماتور دینی تلقی کرد؛ عموماً از افرادی که از دانش بیشتری نسبت به اسلام برخوردارند خواسته می شود که این مقام را بصورت داوطلبانه به پذیرند. امامان جماعت الزاماً مسئولیت نظارت بر مدیریت مساجد را ندارند چون هیئت امنا های اجرایی مساجد را اداره می کنند. اخیراً بعضی از مساجد در ایام ماه رمضان امام جماعت های با کیفیتی را از خارج برای امامت مساجد دعوت می کنند. این ائمه ی جماعات معمولاً از طریق شبکه های اختصاصی افراد شناسایی و دعوت می شوند. هزینه های زندگی امام جماعت های دایمی از طریق تبرعات تأمین می شود. مساجد کوبه، توکیو و هیرو با کسب جایگاه رسمی قانوني به عنوان تعاونی های دینی، دارای ائمه ی جماعات حرفه ای و دایمی هستند.

 

مساجد و ساختمان اجتماعات نسل جدید

در سال 1992، زمانی که تعداد افراد مقیم بدون ویزا از کشور های بنگلادش، پاکستان و ایران به اوج خود رسیده بود، تنها یک باب مسجد وجود داشت[14]. زندگي بدون مسجد، اگرچه برای مسلمان معتقد قابل قبول نیست، ولي توسط مسلمانانی که هدفشان اقامت کوتاه مدت در ژاپن بود تحمل می شد. به هر حال، پس از اخراج تعداد زیادی از افراد بدون ویزا، تعداد مساجد افزایش پیدا کرد. کارگرانی که با زنان ژاپنی ازدواج کردند یا تجارتی به راه انداختند، اقامت در ژاپن و تشکیل خانواده در این کشور را برگزیدند. این دسته از مسلمانان به عنوان افراد دارای اقامت بلند مدت مقیم ژاپن، با افتتاح مساجد جدید در پی رفع کمبود محل برای اقامه ی مراسم دینی بر آمدند. بدین طریق تا سال 2007 حد اقل 38 باب مسجد در مناطق مختلف ژاپن احداث شد[15].     

مهاجران مسلمان، نخستین مسجد را در ایچینواری، در بخش سایتاما، با پولی که اساساً توسط مسلمانان مقیم ژاپن اهدا شده بود افتتاح کردند. در سال 1995 مسجد موقتی پیش ساخته ای در منطقه ی صنعتی ایسِساکی ساخته شد. سال بعد مهاجران مسلمان یک ساختمان دو طبقه ای را در ساکایماچی خریداری و به عنوان مسجد آن را باز سازی کردند. این سه مسجد در امتداد خط راه آهن توبو- ایسِساکی که تعداد زیادی کارخانه  و تجارتخانه ی کوچکی که در آن زمان مهاجران مسلمان در آنها مشغول به کار بودند واقع شده بود.

پس از راه اندازی این مساجد، سایر مساجد نیز متعاقباً در دیگر شهرها و بخشها احداث شد. در منطقه ی کانتو مساجد در هیوگا، گیوتوکو و شیرای(شهرستان چیبا)؛ تودا، یاشیو، و توکوروزاوا(شهرستان سایتاما)؛ ابینا و یوکوهاما(شهرستان کاناگاوا)؛ تاتِبایاشی(شهرستان گونما)؛ و کویاما و آشیکاگا(شهرستان توچی گی) واقع شده؛ و همچنین در آساکوسا، اُتسوکا، اُهاناجایا، هاچیوجی، و محل های دیگر در توکیو قرار دارند. در منطقه ی هوکوریکو، مساجد در شهرستان های نییگاتا، و تویاما واقع شده اند. در شهرستان اَیچی نیز چهار مسجد وجود دارد. در شهرستان های شیزوکا، ایباراگی، گیفو، ناگانو، اُساکا، کیوتو، هیوگو، هیروشیما، اِهیم، کاگاوا، و فوکوکا نیز هریک حداقل یک مسجد وجود دارد[16].

این مساجد با تلاش گروه هايي از خود مسلمانان مهاجر ساخته شده اند؛ مساجد دیگر با گرفتن کمک و مساعدت از خارج ساخته شده و راه اندازی شده اند. در سال 2000 مسجد تخریب شدۀ توکیو با کمک مالی رییس سازمان امور دیانت ترکیه، به عنوان شاخه ای خدماتی از  دولت ترکیه ساخته شد. مسجد هیرو واقع در مرکز توکیو، در سال 2001 به عنوان بخشی از مؤسسه ی عربی اسلامی توکیو که در سال 1982 به عنوان شاخه ای از دانشگاه امام محمد بن سعود راه اندازی شده بود، احداث شد. با این که از نظر سبک و گنجایش به حد کافی زیبا و وسیع است که جمعیت نماز گزار زیادی را می تواند در خود جای دهد، ولی لزوماً توسط مسلمانان مقیم ژاپن به عنوان «مسجد جامع»(مسجد رسمی که در آن نماز جمعه و گردهمایی های عمومی برگزار می شود )پذیرفته نشده است.

اگرچه شیعیان ایرانی از نظر تعداد سومین جمعیت مسلمانان را در ژاپن تشکیل می دهند، ولی به ندرت در مساجد حضور می یابند، بخشی به خاطر این که این مساجد توسط سنی ها اداره می شوند و همچنین به دلیل این که شیعیان ایرانی تأکید کمتری برای شرکت در نماز های جمعه قایل هستند. به هر حال، تعداد زیادی از ایرانیان به بزرگداشت روز عاشورا اهمیت می دهند، که روز بزرگداشت شهادت (امام) حسین در سال 680 میلادی است[17]. گروهی از ایرانیان معتقد عبادتگاه خاص خود را (که به زبان فارسی حسینیه خوانده می شود)در مرکز توکیو بر پا ساخته اند. به هر حال، با در نظر گرفتن جمعیت ایرانیان در ژاپن، تعداد افرادی که در حسینیه حضور پیدا می کنند محدود است. در کنار ایرانیان، مسلمانان شیعه از پاکستان، افغانستان، هند، و کشور های عربی هم در تعطیلات آخر هفته و روز های مراسم مذهبی در اين حسینیه حضور می یابند.

با این که اندونزیایی ها بزرگترین گروه مسلمانان را در ژاپن تشکیل می دهند، پاکستانی ها فعالترین گروه مذهبی از نظر ساخت و ادارۀ مساجد در ژاپن و پایدار ساختن فعالیت های دینی بین جامعه ی مسلمانان در اين كشور محسوب می شوند. پاکستانی ها پس از مهاجرت به ژاپن عموماً اعمال دینی خود را با جدیت تمام ادامه داده اند. همانگونه که مایکل پِن نیز در مقاله اش توضیح داده است، در دهه ی 1980 کارگران مسلمان در کارخانه ها و پروژه های ساختمانی برای انجام فرایض روزانه در ساعات معین و تجمع برای اقامه ی نماز جمعه در ظهر روز جمعه با مشکلات رو به رو بودند. تعدادی از مسلمانان به ویژه پاکستانی ها، تلاش زیادی کردند تا از کارفرمایان خود مجوز انجام فرایض دینی در مصلا ها، محل برپایی فرایض، را با منظور داشتن اضافه کار لازم به دست آورند. مضافاً بر این که، ازدواج مردان مسلمان با زنان ژاپنی در میان پاکستانی ها بالا ترین درصد را دارد، لذا آنان بیشتر توانسته اند تجارت مخصوص به خود را راه اندازی کنند. خود اشتغالی تعدادی از پاکستانی ها تا حد زیادی به آنان آزادی عمل بیشتری در موفقیت و آزادی اقتصادی داده است، که در نتیجه آنان هم در تأمین هزینه های ساخت و ادارۀ مساجد بیشتر کمک کرده اند. نهایتاً، پاکستانی ها سازمانی برای ساخت مسجد تشکیل داده اند.  به عنوان مثال، محفل اسلامی ژاپن، که در سال 1992 تأسیس شد، نه تنها مساجد آسوکوسا، گیوتوکو، و تاتِبایاشی را اداره می کند، بلکه زمینی هم برای مسجد دیگری در شهرستان ایباراکی خریداری کرده است[18]. هیئت امنای اسلامی ژاپن که توسط یک پاکستانی در سال 1994 تأسیس شده و مدیریت می شود، مسجد اُتسوکا را در توکیو احداث کرده و تصمیم دارد مساجد دیگری را هم در شهر بنا کند[19].

اگرچه پاکستانی ها نقش مؤثری در گسترش مساجد جدید در ژاپن ایفا می کنند، ولی آنان تنها گروه فعال در این زمینه نیستند. برای نمونه، بنگلادشی ها نقش تعیین کننده ای در ساخت مسجد ساکایماچی در شهرستان گونما ایفا کرده اند. مسجد شینوکوبو تحت مدیریت مسلمانان میانماری اداره می شود. تعدادی از اندونزیایی هایی که در توکیو زندگی می کنند ترجیح می دهند که از بارای اندونزیایی، مدرسه ای وابسته به سفارت اندونزی در توکیو، برای اقامه ی نماز استفاده کنند. نماز گزاران غیر ترک در مسجد توکیو بیشتر از اقلیت کوچک ترک ها هستند، در حالی که همانگونه که پیشتر گفته شد، این مسجد متعلق به دولت ترکیه است.  

امروزه دولت ژاپن تنها چند مسجد ( مثل مساجد کوبه، توکیو، و ناگویا) و انجمن اسلامی (همچون انجمن اسلامی ژاپن، مرکز اسلامی ژاپن، و بنیاد اسلامی ژاپن) را به عنوان تعاونی مذهبی بصورت رسمی پذیرفته است. بدون دستیابی به این جایگاه، مساجد دیگر بایستی به عنوان ملک شخصی به ثبت برسند و مالیات بیشتر ی به پردازند. در عين حال سایر مساجد نیز امیدوار هستند تا از موقعیت و جايگاه تعاونی مذهبی برخوردار شوند، ولی آنها دریافته اند که تبعیت از مقررات ادارۀ مساجد رسمی خیلی مشکل است. سفارت خانه های برخی از کشور های اسلامی نیز تسهیلاتی را برای اقامه ی نماز فراهم کرده اند، ولی تنها سفارت کشور های ترکیه و عربستان سعودی مسجد خاصی برای خود ساخته اند.

 

زنان مسلمان در مساجد

زنان مسلمان حضور محدودی در مساجد ژاپن دارند. نسبتاً چند مسجد هست که طبقه ای یا فضای مجزایی برای خانم ها اختصاص داده اند. اکثریت زنان مسلمان به هنگام ازدواج به آیین اسلام در آمده اند، و هرگز در کشور های اسلامی زندگی نکرده اند، با روش زندگی اسلامی و زبان مسلط امامان جماعت و جمعه(عربی، اردو، بنگالی، و اندونزیایی) آشنایی ندارند. برخی از شوهران مسلمان، از خوف این که محتمل است جایگاه قدرت شوهرانه ی آنان مورد تهدید قرارگیرد، ترجیح می دهند که زنان تازه مسلمان شدۀ آنان حضوری در فعالیت های مذهبی مساجد نداشته باشند. برخی از شوهرانی که از جوامع پدر سالارانه آمده اند از زنان ژاپنی خود می خواهند که از الگوی«زن نمونه ی مسلمان»به عنوان اثبات اطاعت از شوهر تبعیت کنند. از این جهت، فرهنگ پدر سالارانه، که هنوز هم در بین زنان محافظه کار ژاپنی حاکم است، ممکن است تسلط مردانه بر فرهنگ مسجدی را تقویت و حمایت کند. در نتیجه، تعدادی از همسران مسلمان ژاپنی که دارای شوهرانی از کشور های شبه قاره هستند از لباس ویژۀ جنوب آسیایی ها با شلوار گشاد و پیراهنی بلند، که شلوار قمیص نامیده می شود، استفاده می کنند، و سرشان را کاملاً می پوشانند. برخی اوقات سبک زندگی و لباس اسلامی پوشیدن، این گروه از زنان را از جامعه ی ژاپنی که در آن بزرگ شده اند جدا می سازد.

جوامع اسلامی در بیرون از مساجد

 

فضا های جایگزین: جوامع بازرگانی

با این که احداث مساجد از اهمیت برخوردار است، در ژاپن مسلمانان برای حفظ آداب و رسوم مذهبی، همچون ممنوعیت غذایی، یک ماه روزه داری، و زمان معین اقامه ی نماز هم سعی و تلاش کرده است. استفاده از غذا های ممنوع (غير حلال) از نظر دینی، چالش ویژه ای است. مسلمانان از خوردن گوشت خوک پرهیز شده اند و بایستی تنها از غذایی استفاده کنند که طبق اصول اسلامی(حلال) تهیه شده است. بنابراین، مسلمانان مقيد به اعمال خود نمی توانند از فروشگاه های معمولی ژاپن گوشت تهیه کنند. در اواخر دهه ی 1990 شرکت های مسلمان با همکاری کمپانی های ژاپنی شروع به فروش گوشت حلال تازه، روزنامه ها، مجلات، و نوارهای ویدیویی و دی وی دی های وارداتی در فروشگاه ها کردند. طبق یک سرشماری به عمل آمده، از 80 فروشگاه حلال در سال های 99-1998 مشخص شد که مهاجران آسیای جنوبی حدود 80 درصد از این نوع فروشگاه ها را اداره می کنند، پاکستانی ها 47 فروشگاه و بنگلادشی ها 15فروشگاه[20]. از آنجا که تعداد فروشگاه های ارایه کنندۀ غذای حلال بیش از مساجد است و مختص فرقه ی خاصی نیست – به عنوان نمونه، ایرانیان، غذا و ادویه جات خود را از این فروشگاه ها تهیه می کنند اگرچه در مساجد سنی های جنوب آسیایی به ندرت حضور می یابند- این فروشگاه ها به عنوان اماکنی مهم برای ملاقات و تبادل اطلاعات بین مسلمانان مختلف خدمت رسانی می کنند. به هر حال، با کاهش تعداد مسلمانان مقیم بدون ویزای معتبر، تعداد زیادی از صاحبان فروشگاه های غذای حلال مجبور شدند به کار های دیگری روی آورند.

بیشترین سهم تجارت مدیریت شده توسط مهاجران مسلمان، به ویژه در بین پاکستانی ها، مربوط به فروش و صادرات اتومبیل های دست دوم است. از 550 تاجر فهرست شده در کتابچه ی اطلاعات تجار پاکستانی در ژاپن، 58 درصد به فروش اتومبیل های دست دوم اشتغال دارند؛ تنها 12 درصد از فهرست موجود صاحبان فروشگاه های غذای حلال بوده و 8 درصد رستوران دار هستند[21]. تعداد قابل توجهی از پاکستانی هاي شاغل در تجارت خرید و فروش اتومبیل های دست دوم را در شهر های بندری همچون نیگاتا، و تویاما(در ساحل دریای ژاپن) می توان مشاهده کرد، که تعداد زیادی از مشتریان روسی را به خود جلب کرده اند. به عنوان نمونه، در تویاما، حد اقل 150 دلال پاکستانی در نزدیکی بندر دفتر زده و 80 درصد اتومبیل های دست دوم خود را به روسیه صادر می کنند[22]. در بین 800 کمپانی صادر کنندۀ اتومبیل های دست دوم، 350 مورد آن توسط مهاجران پاکستانی، 100 مورد توسط بنگلادشی ها، و 100 شرکت توسط سریلانکایی ها تأسیس شده است[23]. این گروه ها عمدتاً معاملات بازار اتومبیل های دست دوم ژاپن را در اختیار گرفته و اینک بر عمدۀ بازار خارجی تسلط دارند.  

 

اطلاع رسانی

مسلمانان خارجی مقیم ژاپن با جمعیتی کوچک و با اصالت نژادی، زبان، اهداف فرقه ای، و سوابق اجتماعی- اقتصادی متفاوت، نشریات معمول همچون روزنامه و مجلات ندارند. به هرحال، تعدادی نشریه ی مختلف همچون فصلنامه ی " السلام" مرکز اسلامی ژاپن وجود دارد که برای معرفی اسلام به مسلمانان و غیر مسلمانان در ژاپن طراحی شده اند. با این که  تعداد مسلمانان ترکیه ای مقیم ژاپن کم است، ولی پیروان نورکولوک[24] از سال 2002 مجله ی ماهانه ی یاسوراگی[25] را به زبان ژاپنی با هدف هدایت مردم ژاپن به راه و روش زندگی اسلامی منتشر می کنند.

سایر نشریات اطلاع رساني به زبان اولیه ی محلی مسلمانان مقیم ژاپن، همچنین اخبار روز مربوط به کشور اصلی و جهان را ارایه می کنند. مجله ی اردو زبان نوای توکیو(اخیراً به عنوان نشریه ی الکترونیکی قابل دسترسی است) نخست در سال 1991 به عنوان نشریه ی منتشره برا ی پاکستانی های مقیم ژاپن منتشر شد. همچنین مجله ی پاک شینبو بصورت دو ماهانه بین پاکستانی ها ی مقیم ژاپن توزیع می شود، که در فروشگاه های عرضه کنندۀ غذای حلال و رستوران های پاکستانی عرضه می شود. مِسیا نوانسا اندونزیا مجله ای است که از سال 1996 بصورت ماهانه با چند صفحه به زبان ژاپنی در اندونزی منتشر می شود. از دهه ی 1990 تعدادی زیادی نشریه و مجله به زبان های فارسی، بنگالی، و اندونزیایی هم بصورت محلی و محدود منتشر شدند؛ که به هرحال به دلیل هزینه ی بالای انتشارات، اغلب آنها یا متوقف شده یا به شکل انتشار الکترونیکی روی آوردند.

 

فعالیت های تبلیغی

اغلب مسلمانان به کار های تبلیغی که جمعیت گستردۀ ژاپنی را مورد هدف قرار داده باشد نمی پردازند. به هر حال، برخی از مسلمانان جنوب آسیایی، آموزه ها و فعالیت های تبلیغی جماعت تبلیغ را به ژاپن آورده و اساساً به فعالیت تبلیغی در بین هم کیشان، به ویژه آنان که از انجام فرایض دینی دوری گزیده یا در آستانه ی فراموشی هویت دینی خود هستند، اشتغال دارند[26]. دست اندر کاران جماعت تبلیغ، با مسافرت در گروه های کوچک تبلیغی به سرتاسر ژاپن و دعوت از مسلمانان هم دین برای شرکت در اجتماعات، حد اقل در پنج مسجد( مساجد ایچینواری، ساکایماچی، اِبینا، اَنجو، و اوهاناجایا) برای اقامت گروه های مبلغ اعزامي از داخل و خارج ژاپن پایگاه پیدا کرده اند. اجتماعات جماعت تبلیغ تعداد زیادی از مسلمانانی که اغلب وضعیت خود را در شرایط مبارزه برای ادامه ی حیات در محیط ژاپن«غریبه» احساس می کنند، به خود جذب کرده است.

مردان فعال جماعت تبلیغ،  با پیروی از آداب و رسوم و رفتار کشور خود، همیشه با شلوار و قمیص و با ریشی کوتاه ظاهر می شوند. این ارتباط با زندگی به روش جنوب آسیایی کمک کرده تا برای کسانی که اصالتاً از شبه قاره هستند، محیطی آشنا در ژاپن به وجود آید و به فعالان جماعت تبلیغ افزوده شود. تعدادی از پیروان تنها پس از آمدن به ژاپن با پیام جماعت تبلیغ آشنا شده اند و در فعالیت های تبلیغی آنان شرکت می کنند. 

 

چالش های پیش رو

 

آموزش

مدارس، دلواپسی دیگری برای مسلمان مقیم ژاپن هستند. در دهه ی 1990 تعداد زیادی از مسلمانان غیر ژاپنی که با همسران ژاپنی ازدواج کرده بودند صاحب فرزند شدند. والدین مسلمان، مدارس دولتی ژاپن را برای حفظ مقررات اسلامی محیط مناسبی نمی دانند. برای والدین معتقد آموزش های جانبی قابل قبول نیست؛ حتی والدین مداراگر غیر سخت گیر هم خواستار کلاس های ورزشی غیر مختلط و معلمان خانم برای دانش آموزان دختر هستند. غذایی که برای ناهار در مدارس ارایه می شود مشکل دیگری است، و خیلی از خانواده ها معلمان را به کمک می طلبند تا اطمینان یابند که به کودکان غذای حرام داده نشود. اعتقاد دارند که معلمان مدارس خصوصی و مدارس مسیحی یا مدارس بین المللی توجه بیشتری به مسایل دینی دارند، والدین مسلمان فراوانی اغلب اینگونه مدارس را به مدارس سکولار دولتی ژاپن ترجیح می دهند.

همچنین والدین مسلمان نگران آموزش اصول اولیه ی و واجبات دینی اسلام به فرزندان خود هستند. پدران مسلمان غیر ژاپنی، خواستار ارایه ی شکل آموزشی مشابهی هستند که خود آن را فراگرفته اند، فرزندان خود را در کلاس های مذهبی که در روز های تعطیل هفته یا بعد از ظهر ها در مساجد ارایه می شود ثبت نام می کنند تا کودکانی که در مدارس محلی تحصیل می کنند بتوانند در آنها شرکت کنند. از آنجا که عوامل پشتیبانی مانع از دعوت از معلمان حرفه ای از کشور های اسلامی برای تدریس در کلاس های روز های تعطیل هفته می شود، بچه ها توسط داوطلبان دارای دانش مذهبی محدود آموزش داده می شوند. ترجمه ی ژاپنی متون آموزشی اسلامی، همچون دروس اسلامی نوشته ی مولوی عبدالعزیز، در کلاس های دینی در ژاپن مورد استفاده قرار می گیرد[27]. علی رغم این تلاش ها، تعداد زیادی از والدین مسلمان هنوز هم آموزش های دینی جانبی در ژاپن را نا کافی می دانند و برخی، به ویژه پاکستانی ها، ترجیح می دهند که کودکان خود را نزد پدر و مادر بزرگانشان در پاکستان بفرستند.

مرکز اسلامی ژاپن، پروژه ای را در دست اجرا دارد که مدرسه ی اسلامی تمام وقتی را در زمینی که جنب مسجد توکیو خریداری کرده است تأسیس کند ولی به دلیل کمبود بودجه تا کنون موفق به اتمام این پروژه نشده است[28]. در سال 2004 بنیاد اسلامی ژاپن پروژۀ مدرسه ی بین المللی اسلامی را آغاز کرده است، که در جنب مسجد اُتسوکا واقع شده و در حال حاضر آموزش پیش دبستانی برای کودکان مسلمان ارایه می کند. تنها سفارت خانه های اندونزی و ایران برای کودکان کشور خود مدارسی را راه انداخته اند تا همان آموزش هایی که در کشورشان ارایه می شود را آموزش دهند. در سال 1962 سفارت اندونزی در توکیو برای کودکان اندونزیایی یک مدرسه ی وابسته ای را راه انداخت که دوره های آموزشی از پیش دبستانی تا دبیرستان را ارایه می کند. سفارت ایران مدرسه ای برای ارایه ی آموزش به کودکان ایرانی ایجاد کرده تا برنامه های آموزش رسمی ای که در کشور اجرا می شود را به آنان ارایه دهد، که معلمان، متون آموزشی، و سئوالات امتحانات نهایی آن از ایران فرستاده می شود.

 

خاک سپاری

مسئله ی خاک سپاری اموات در بین مسلمانان مقیم ژاپن و خانواده های آنان به مشکل دیگری از نظر زندگی تبدیل می شود. طبق دستور اسلام شخص متوفی بایستی رو به قبله دفن شود. به هر حال، در ژاپن به خاطر کمبود زمین، سوزاندن مردگان قانون عمومی است و به خاک سپاری مجاز نیست. در حال حاضر در ژاپن تنها یک قبرستان - متعلق به انجمن اسلامی ژاپن که اغلب اعضای آن تازه مسلمانان ژاپنی هستند- وجود دارد. علی رغم مخالفت شدید افراد محلی، راهبان معبد بونجو در معبد بودایی شهرستان یاماناشی، به این انجمن اجازه دادند تا در زمین مجاور قبرستانی را ایجاد کنند.

در حال حاضر هزینه ی به خاک سپاری در قبرستان متعلق به انجمن بیشتر از هزینه ی ارسال جنازه به موطن اصلی متوفی است. اگرچه انتخاب جایگزین متداول میان مسلمانان خارجی در ارسال جنازۀ متوفی به یک کشور اسلامی برای تازه مسلمانان ژاپنی امكان پذير نیست. با افزایش و سالمند شدن جمعیت تازه مسلمان ژاپنی، این قبرستان به زودی پُر خواهد شد. تأمین زمین وسيع تر برای تدفین اموات، یکی از نیاز های ضروری و فوری جامعه ی مسلمانان ژاپنی است.

 

نتیجه گیری

همانگونه که در بالا اشاره شد، اکثریت مسلمانان مقیم ژاپن مردان خارجی-عمدتاً از جنوب آسیا، اندونزی، و ایران- هستند که در اواسط دهه ی 1980 و اوایل دهه ی 1990بدنبال یافتن شغل به ژاپن آمدند. این مسلمانان کم تعداد از نظر نژادی، اقتصادی، و سابقه ی مذهبی، و همچنین جغرافیای سکونتی به قدری با هم تفاوت دارند که نمی توانند جامعه ای پیوسته تحت چتر یک مسجد یا سازمان واحد را شکل دهند. این ویژگی ها رابطه ی منحصر به فردی بین آنان با جامعه ی میزبان فراهم کرده است که مقایسه ی آن با مهاجران مسلمان در غرب را مشکل ساخته است.

با رشد همسان شدن فرهنگی و سکونت در ژاپن، تعداد زیادی از مسلمانان، به ویژه آنان که با زنان محلی ازدواج کرده و از نظر اقتصادی موفق بوده اند، بصورت فزاینده تلاش می کنند تا با فرهنگ و سبک تجارت ژاپن کنار بیایند. به هر حال، تعدادی هنوز احساس می کنند که آنان ایزوله شده و واقعاً عضو جامعه ی ژاپنی نیستند. این شرایط موجب نا امیدی آنان، فرزندانشان، و همچنین زنان ژاپنی آنان که به اسلام گرویده اند شده است.

پس از حادثه ی 11 سپتامبر، به مسلمانان مقیم جوامع غیر اسلامی – ازجمله آنان که در ژاپن زندگی می کنند- اغلب با سوء ظن و شک نگاه می شود. در نتیجه، مسلمانان به خاطر فعالیت های دینی خود احساس آسیب پذیری می کنند، و این چالش جدید بر احساس نومیدی برخی از اعضای این گروه افزوده است؛ ولی تا به حال شواهدی دال بر این که این جمعیت به سمت افراطی شدن رفته باشد یا احتمالاً خطری را متوجه جامعه ی ژاپنی کند، مشاهده نشده است. در حال حاضر، پیش بینی این که نسل بعدی مسلمانان در ژاپن تا چه میزانی با جامعه ی ژاپنی همگونی فرهنگی خواهند داشت، مشکل است، چون اغلب اعضای این نسل دومی ها حتی به سن نوجوانی نیز نرسیده اند. به هر حال، چون فرزندان نسل بعدی، همچون والدین خود، از نظر نژادی و جغرافیایی متفرق هستند، این گروه هم به احتمال زیاد به حدی متفرق خواهند بود که نتوانند به اقدام جمعی دست بزنند. ژاپن هم به عنوان جامعه ی میزبان نیاز دارد که نسبت به پذیرش روش های اسلامی و برخورد با مسلمانان اين کشور، هم خارجی ها و هم ژاپنی ها، به عنوان یک اقلیت دینی باز تر برخورد کند. 

 

 

جدول شماره: 1

طبقه بندی مهاجران مسلمان در ژاپن

طبقه بندی نحوۀ اقامت در ژاپن

درصد بر اساس طبقه بندی ویزا

دارندگان ویزای موقت

15 %

ویزای رسمی،دیپلماتیک،کار

33%

ویزای تحصیلی و آموزشی

16%

ویزای اقامت دایم و بلند مدت یا همسران/فرزندان دارای ملیت ژاپنی یا مقیم دایم

26%

مقیم های فاقد ویزای معتبر

10%

 

 منبع: آمار سال 2004. (آماری پیرامون خارجی های به ثبت رسیده در ژاپن) {توکیو: نیوکان کیوکای، 2005}. اگر آمار کاملی از کشور های اسلامی در دسترس بود، احتمالاً تعداد واقعی افراد فاقد ویزای معتبر بیش از 10درصد می شد.

 

1] - برای اطلاعات بیشتر به مقاله ی کِیکو ساکورا تحت عنوان (جامعه ی مسلمان در ژاپن) { توکیو: چیکوما شوبو، 2003}، 39-29  مراجعه شود. طبق بررسیِ هیروشی کوجیما،  جمعیت تمام مسلمانان که بر اساس آمار پایان هر سال بر آورد شده عبارت است از حد اکثر 5300 نفر در سال 1984؛ 12300 نفر در سال 1990؛ 30000 نفر در سال 1995؛ 47600 نفر در سال 2000؛ و 56300 نفر در سال 2003. نگاه کنید به هیروشی کوجیما، «تفاوت در ویژگی های آماری جمعیت مسلمان خارجی در ژاپن: یک برآورد اولیه» ژورنال جمعیتی ژاپن 4، شماره 1، (مارس 2006): 19-117 . 

 

[2] - آمار سال 2004 از سایر کشور های اسلامی ، از جمله پاکستان، بنگلادش و ایران در دسترس نیست. به این خاطر که وزارت دادگستری و ادارۀ مهاجرت، تنها آمار ده کشوری که اقامت بیش از حد در ژاپن داشته اند را منتشر ساخته است. تمامی آمار ها از {آمار خارجیان مقیم ژاپن} ( توکیو: نیوکان کیوکای،2005) اخذ شده است. 

[3] - دارندگان ویزای موقت (6709 نفر) نیز جزو این تعداد هستند.

[4] - بر اساس مطالعات ایشی یوکا، چینی های مالزیایی اکثریت مالزیایی های مقیم ژاپن را تشکیل می دهند. نگاه کنید به ایشی یوکا، {ارتباطات نژادی و مهاجرت بین المللی} (توکیو: کوکوسای شیون، 1999).

[5] - این آمار از { آمار خارجیان مقیم ژاپن} (توکیو: هوموشو نیوکوکو،1987)؛ و زایریو گَیکوکوجین(2005) اخذ شده است.

[6] - مهاجران ایرانی اغلب شیعه هستند.

[7] - {سیستم اعزام هنرجویان خارجی II : نمونه ی اندونزی} (توکیو: نیهون رودو کِنکیو کیکو، 1997)، 3.

[8] - دارندگان ویزای پیش دانشگاهی اجازه دارند تا هر هفته تا بیست ساعت به کار اشتغال یابند. { پژوهشی پیرامون وضعیت واقعی کارگران مهاجر آسیایی در ژاپن: مطالعات نمونه ای بر روی ملیت بنگلادشی}، آجیا کَیزای 31، شماره 9، (سپتامبر1990):49-27.

[9] - { سرشماری: تجربیات کارگران بنگلادشی در ژاپن}، مؤسسه ی ملی برای پیشبرد تحقیقات، گزارش تحقیقاتی NIRA ، شماره 930025، 27 سپتامبر 1993.

[10] - کومای هیروشی، { مجموعه ای از اطلاعات پژوهشی پیرامون موضوع سکونت خارجیان} (توکیو: آکاشی شوتِن،1995).

[11] - کیجومی،«اختلاف در ویژگی های جمعیتی جمعیت مسلمانان خارجی در ژاپن»، 127.

[12] - {آمار خارجیان ثبت شده در ژاپن} (توکیو: نیوکان کیوکای،1991)؛ و زایریو گایکوکوجین توکِی(2005).

[13] - به عنوان مثال، در مورد مسجد اُتسوکا، 7/55 در صد هزینه های خرید زمین و ساخت آن توسط مسلمانان محلی پرداخت شده و بقیه از تبرعات خارجی تأمین شده است. بخش عمده ای از هدایای خارجی توسط سلطان بن عبدالعزیز ولیعهد عربستان سعودی، و لیگ جهانی(معروف به رابطه العالم الاسلامی) پرداخت می شد. انجمن مسلمانان ژاپن، در اواخر دهه ی 1990 وقتی یک ساختمان اداری و محلی برای برگزاری نماز را در توکیو خریداری کرد، کمک های مالی لازم را از ولیعهد وقت عربستان عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود در یافت کرد. نگاه کنید به خالد اِم. هیگوچی،{تاریخ پنجاه ساله ی اسلام در ژاپن}(مقاله ای که در سمپوزیومی تحت عنوان«مبادلات فرهنگی بین ژاپن و عربستان سعودی» در مؤسسه ی عربی اسلامی، توکیو در تاریخ 7 تا 9 ماه می 2001 برگزار شد)، ارایه گردید.

[14] - در سال 1992 شمار افراد بدون ویزای معتبر از ایران(32994 نفر)، بنگلادش(8161 نفر)، و پاکستان(8056 نفر) جمعاً بالغ بر 49311 نفر بود.در سال 2000 مجموع افراد بدون ویزای معتبر از ایران(5824 نفر)، بنگلادش(4263 نفر)، و پاکستان (3414 نفر) 13501 نفر بود. نگاه کید به {مجله ی خبری مهاجرت} نیوکان کیوکای، نوامبر 1992؛ و {مجله ی خبری مهاجرت} نیوکان کیوکای، ماه می 2006.

[15] - اُکای هیروفومی،{ تولد شبکه ی اسلامی}، در هیگوچی نائوتو، اینابا ناناکو، تانو کیوتو، و اُکای هیروفومی،{عبور از مرز ملی} (توکیو: سِیدوسیا، 2007)، 182.

[16] - در سال 2006 هشت مسجد راه اندازی شد. اُکَی،«شبکه ی اسلامی در تانجو»،182.

[17] - حسین(ع)، نوۀ (حضرت) محمد(ص) پیامبر که سومین امام مسلمانان شیعه است، توسط نیروهای اموی در کربلا در روز دهم ماه محرم، که عاشورا نامیده می شود، و در سال 680 میلادی کشته شد.

[18] - برای اطلاعات بیشتر پیرامون این سازمان، نگاه کنید به وب سایت محفل اسلامی ژاپن. Http://www.en.icoj.org/.

[19] - برای اطلاعات بیشتر در خصوص این سازمان، نگاه کنید به وب سایت آلِس. Http://www.alles.or.jp

[20] - برای اطلاعات بیشتر، به نائوتو هیگوچی و تانوکیوهیتو مراجعه شود (بین المللی شدن فرهنگ غذایی و توسعه ی تجارت غذای حلال، نمونه ی مورد بررسی، مسلمانان مقیم ژاپن)، (2000).

[21] - برای اطلاعات بیشتر، به فهرست وب سایت تجار پاکستانی مقیم ژاپن مراجعه شود.Http://www.global-biz-link.com

[22] - آندری بلو،«ابعاد منطقه ای همکاری های اقتصادی بین ژاپن و روسیه» ژورنال تجارت شرق- غرب 11،شماره 2/1(2005).

[23] - همان.

[24] - یک جنبش مذهبی ترکیه ای که توسط بدیع الزمان سعید النورسی که در سال 1960 فوت کرد، بنیان گذاشته شده است.

[25] - یاسوراگی به زبان ژاپنی یعنی آرامش روحی. برای اطلاعات بیشتر در خصوص نشریه، به وب سایت یاسوراگی مراجعه شود. http://www.yasuragiweb.com

[26] - جماعت تبلیغ یک سازمان غیر سیاسی مردمی است که توسط مولانا محمد الیاس(1944-1855) و پیروان او در مِوات، هندوستان در نزدیکی دهلی در سال 1926 آغاز شد. پیروان این جنبش آغاز به تبلیغ پیام ساده ولی اجباری ای کردند که به سرعت در تمامی شبه قاره میلیون ها طرفدار پیدا کرد. این جنبش بین مسلمانان مهاجری که در اروپای غربی و آمریکای شمالی زندگی می کنند نیز گسترش یافت.

[27] - {دروس اسلامی}در سال 1992 توسط خدمات کتاب های اسلامی در دهلی نو منتشر شده است. این کتاب توسط حبیب کائوری ناکاتا ترجمه و به وسیله ی مسلم شینبونشا در سال 1999 منتشر شده است.

[28] - برا یاطلاعات بیشتر، مرجعه شود به وب سایت مرکز اسلامی ژاپن. http://www.islamcenter.or.jp/eng/.